18/07/1389
امروز با پشتاره از خیالات واهی راهی دفتر شدم ،خدا کند که عقل ام قد بدهد ومرض فراموشی وترس از ساتور سانسور مرا گنگ نسازدواز نظر بعضی ها حکم تکفیر بالایم نه آید وبرچسپ مصاب به بیماری روانی رابالایم نه زنندبه نگارشش می پردازم:
دیروز مالیه گیرهای مستوفیت به معاینه خانه آمدند و۱۵۰۰۰ افغانی سه ساله مالیه را از من ربودند .من در حقیقت یکی از طرفداران مالیه ومساعدت به دولت هیچ وپوچ خود هستم وتا به امروز درین راه حتی بلاهای را متقبل شدم اما این پول کجا میرود به جیب مستوفی که نظر به شناخت وبه استفاده از بی کفایتی وقطع الرجالی بدخشان درین جا حکومت می کند می رودویا اینکه به ساختن تاسیسات عام المنفعهغ وچرا تنها از مالیه داکتران بد نام ترین نام پولدارها در حالیکه بی بضاعت تر از انچه که گمان می رود در حالیکه بهترین پول را کسانی می گیرند حویلی کرائی به موسسسات دارند واین بهترین بیزنیس در عصر ما بوده.
من در حالیکه درچرت تدارک پول مالیه می باشم ودعا می کنم کسی که پول مرا می خورد که با هزا ر خون جگری پیدا کردم خداوند نصیب اش نه کند ودیگر کدام زور وزر ندارم
بچه ام دیروز کورس ریاضی نه رفت وا زحرکات اش معلوم می شود که علاقه به خواندن نه دارد وبه قول اولیای شاگردان بچه هایشان هم مکتب می رود معلم نیست در بدر بدون درس از مکتب اول فیض آباد سایف شهید بدون اینکه درس بخوانند برو بیا می کنند خواستم به ریاست معارف نا معارف بروم ترسیدم که در هر چیز نخود پیش قاشق چرا گور وگردن شان اینکه دل نمی سوزانند کدام فکری دارند ویا کدام طمع است که خودرا قناعت بدهند.اما اولاد مردم امسال تعدادی از انها کانکور هم دارند چه فاچعه را منتظرش خواهد بودیم
نام دولت مان بد است که آلوده به فساد اداری است پس خدمت کردن به حکومت که آلوده به فساد است معنی اینرا می دهد از فساد پشتیبانی می کنیم وتلاش داریم که دران شریک شویم ومقام ومنزلتی داشته باشیم .توکل به خدا شتر کم خورده وآرام خوابیده
خیالاتی آمد نمی دانم چرا من تا این اندازه احمق بودم که تا به حال پشت قانون می گردم درحالیکه قانون از من گزیزان است ورتبه وسوانح را مراعات می کنم
اینکه خدا شرماند طب در روسیه خواندم وروسیا شدم ودر ملک که هیچ سیستم ان به درد نمی خورد
اینکه خدا شرماندبه فیض آباد امدم وکار گرفتم وخودرا در بدر ساختم وچرا به یک کشور خارجی نماندم امروز به حیث دیپلومات مهاجر مجاهد وشایسته کار می گرفتم ودپ می کردم وسرم را سفید ناحق نمی کردم
اینکه در دولت کار گرفتم وبه موسسات توهین کردم چقدر بها می پردازم ورنج می کشم وحتی نزدیک ترین دوست هم
ا عتنا به پذیرش به موسسات را بالایم ندارند
اینکه کلوله هستم وامروز می دانم ومادرم به من نمک آیودین دار نداده ویا غذای "هرم" را پیدا نمی توانسته بدهد مغروض به چاقی وفشار خون هزار بلای دیگر دچار هستم
دیگر بس...........
11/07/1389
مریض پیچکاری دارد وبه پانسمان مراجعه می کند ویا اگر بخواهی کسی اورا تعقیب بکند وزرقیات اورا انجام بدهد نفر پیدانمی شود چون تعداد داکتر ویا استا از زیر دست کرده زیاد شده در قدمه هایکه باید خدمت مریض شود وجود ندارد
17/07/1389
در ادارات دولتی یگانه عامل فساد دادن صلاحیت های به امرین ادارات دولتی است که خودرا همه کاره .مالک اداره می دانند .هرچه دل شان خولست از استفاده سؤ موتر تا واگذاری پول های کمکی که بطور مخفیانه توسط بعضی مسؤلین ادارات خارچی داده می شودومقرری اطرافیان واقارب ،قرار دادی ها بدون هیئت واعتماد کامل وزارت به ایشان همه وهمه عوامل است که ادارات را گنگ ومیخکوب ساخته نمی داند به کجا می رود ویا کدام وظایف را با وجودیکه در بغضی ریاست ها لایحه وظایف سمبولیک هم دارند
به نظر من مسؤلین ادارات دولتی اینکه آمر موسسه شده اند فکر می کنند این اداره هم برایشان مختص شده وشخصی است