نفس خیال

عقب نشینی نیرو های دولتی وسقوط ولسوالی ها ی بدخشان سوال برانگیز است؟ نوشته : قدیر بران بدخشان یکی از ولایات درجه اول از جمله 34 ولایت افغانستان است که در شمال شرق کشور موقعیت دارد وبا کشور های پاکستان ، تاجکستان وچین هم سرحد است ودرین اواخر به کمک سازمانهای خیریه بهتر شده وراه های مواصلاتی صعب العبور به هر سو دارد وتقریبا در تما م حصص ان موتر رو است ومردم زراعت پیشه اند وافکار دینی هم در اوج خود است وبسیاری از طالبان ومتفکران دینی هم یا هم ترجمانان مسایل دینی بدخشی اند .

ادامه نوشته

نفس خیال

من خاصیت عجیبی دارم

همین که میبینم هرکس آزادانه وظیفه پیدا میکند به این فکر میشوم شاید استعداد داشته باشد اما وقتیکه خط اش را خواندم سواد درست ندارد به این فکر میشوم واسطه دارد اما....

همینکه میبینم طالبان بدون ویزه وپاسپورت در جهان اینقدر تاوبالا می پرند به این فکر میشوم که خدا یاری شان میکند یا اینکه امریکا وروسیه وپاکستان در خدمت شان هست برای شان هم خانه هم اقامت هم ویزه میدهد . کمال غیبی دارند اما کمال شان درچیست ؟

بدون کدام جنگ  با این همه توپ وتفنگ وعسکر پول برایشان تسلیم میشوند فکر میکنم کدام نیروی غیبی است که به ایشان کمک میکند

سابق میگفتند کسانیکه پوست ....گرگ دارند ویا از پیش روی شان روبا تیر شود بسیار طالع مند اند وهمیشه برد از ایشان اند

اما من هرکس چنین چانس وطالع پیداکردم  نه قواره خوب ونه آله تناسلی کلان ونه هم پول ودارائی 

پس:

به خود لعنت میگویم

تو نه آدم شدی نه تا بتاش رفته میتوانی ونه به تو کس رای میدهد، در هر رژیم منفور جامعه هستی ، سواد نداری ، حتی مریضان از تو گریزان اند...

نفس خیال

 اینقدر زیاد بوده

برایم سوال است که این همه لشکر خداوند یکبار مثل باران از کوه ودره ریختن گرفت اینها چه میخوردند، چه مینوشیدند وچه کالا میپوشیند ود رکجا نماز میخواند وسنت هایشان میگرفتند وشامپو وصابون اینها ومهمات ومرمی اینها از کجا بود. واضح است کسانیکه عقیده به ...وخرافات دارند.اینگونه پیشرفت هاراتعجب نه کنند نیروی مافوق الطبیعه دنیار ا به کام یگان تا میارد.

  بسیار جالب است فردی دیروز بامن در رستورانت نان میخورد امروز ازیخن طالب سر برآورده است.ولسوال وفرمانده امنیه وحتی عساکر خدائی منتظر آمدن این عجوبه زمان وقرن بیست ویک بوده اند

پس ما انها را خوش آمدید بگویم وبرایشان:

·       اطاق استراحت تهیه کنیم

·       لحاف وتو شک وبالش از پر قو بسازیم

·       چای هل دار ونان گرم بیاوریم

·       برایش تشناب عروس مانرا گرم کنیم تا اوانجا سروجانش را شوید واصلاح کند

·       شامپو ، صابون وجان پاک وکیسه مال تهیه کنیم

·       غذای هوسانه بدهیم

·       اگر زن نداشت برایش بخترین دختر قریه را به خواستگاری برویم

·       برایش جای نماز بیاوریم تا شکر خدا اداکند که بنده حقیر وفقیرش را عزت داد واورا پیروز معرکه ومیدان ساخت

·       این مرد جنتی که سالها زحمت کشید وباید صدر مجلس شود

·       کسانیکه در هنگام مبارزات وجهاد شان ازاونها معذرت بخواهد ویا سر خم کند ویا کشته شود

·       والی، فرمانده امنیه، رئیس وزیر وسفیر باید شود

·       .....

آنسو حور بهشتی، جنت وزندگانی جاودانی او دنیارا هم از یاد نبرد

نفس خیال

اگر طالب مرا تهدید به مرگ کند

 

اگر تسلیم نه شدید کشته میشوید.فرمان عفو امیر المومنین است سلاح تانرا بگذارید وبه زندگی عادی خود ادامه بدهید وکشته نمی شوید(من خودم شخصا از همین سلاح بازی وسلاح داری وتهدید ها خسته شده ام وحتی گاه گاهی به خاطر سلاح به عسکر رسم تعظیم مینمایم واقعا گپ گپ خوب است.اقلا یک تصفیه خو میشود زیرا با این وضعیت آشفته حزب با جمعیت کنار نمی آید جنبش با اخوان، تاچ با پشتون، حنفی با شیعه .....)

وآژه کشتن به ظاهر ساده است وشاید هم کشتن افراد در نزد تعدادی هم ساده باشد اما ریشه کشتن واخلال جامعه، نظریات دینی، جامعه بشری، حقوق انسانی...حکومت های قانون مند ورحم وعاطفه انسانی .....اجرای آنرا مشکل تر میسازد.

اینکه« خدا تورا به کشتن توسط دست های من آفریده» ویا «توباید کشته شوی» زیرا:

·       تو از فرمان امیرالمومنین اطاعت نمی کنی(حق هم نداری که بپرسی که اورا امیرالمومنین انتخاب کرده یا عده محدود از طرفدارانش)

·       علیه «حکومت اسلامی» بغاوت میکنی(کدام حکومت اسلامی وکی مشروعیت داده)

·       کافر هستی(بدون دلیل کافر گفتن یک مسلمان گناه کبیره وحتی کفر است-حدیث به نقل قول از امام مسلم)

·       زبان مرا نمی دانی

·       نماز نمی خوانی

·       به نفع حکومت دست نشانده غنی وامریکا وروس چنگ می کنی

·       آنچه ما میگوئیم تو سرکشی میکنی یا گوش نمی کنی

·       به مجاهدین اب، نان، غذاو مایحتاج اولیه تدارک نمی بینی

·       چرا بدون هدایت مان در سرک میگردی

·       چرا کتاب میخوانی

·       چرا بی حجاب وبی محرم  میبرائی

·       خط دیورند، آب پاکستان،بازارمحصولات....قبول نداری

·       دولت تو فلانی مارا کشت

·       .......

پس من که کشته میشوم العیاذ با الله  خدای من بوده ای و ...... یا قانونی نبوده که به دادم برسد اینک سر من وتیغ تو ویا تیر تو.

اینکه اصل تو چیست ومقصد ازین کار تو چه خواهد بود واز ان چه سود میبری یا با مردن من دنیا پاک میشود ...سوالهایست که من زیر لب غم غم خواهم کرد.

اگر من خدائی دارم وازاو کمک میخواهم ویقینا به دادم میرسد (کسی واسطه ام میشود، به دل جلاد رحم میفتد، حرام سکته میکند، تیغ اش میشکند وقوای ماورا اورا میکشد...)

بسم الله

نفس خیال

امشب 12 بجه بر ق هایمان آمد. به دلیل که مرا از خواب بیدار کرد ومن یک سیلی محکم بر رخش کشیدم وگفتم : تو در وقت ضرورت(هنگام نان خوری ، دیگ پزی....) نیستی وحال گ خوری میائی، پکه را روشن کردم صدای قرصش بیشتر بیشتر بود ناگزیر اورا گفتم تو دیگر کار آمد نیستی.خواب برایم (به قول گروه باران زهر مار گشت) ودیگر خوابم نه برد وچرت زدم تاریخچه برق را در بدخشان وجهان اینگونه ساختم(منتها شما شیطان چراغ واریکین وگیس ولامپه را گم کردید توصیه من به شما این است ایشانان را پس در خانه هایتان آماده داشته باشید وسرنوشت دیشبه مان تکرار نه شه):

• بابای آدم در نور مهتاب وروشنائی ستارگان ویگان بار کرم شب تاب ...توافق وزندگی میکرد وهمه چیز رایگان بود

• 7000 سال قبل از میلاد آتش به وجود آمد ومردم در نور آتش وستارگان ومهتاب شب میگزراندند

• دلیل (که خیط روغن زغر ، تریاک وشرشم وچربوی حیوانات (در شاخه از چوب روغن دار یا جیرک –سچکخشک شده میپیچاندند وبل بل میسوخت ودر کنج خانه میگذاشتند)برای تنویر خانه ها آمد.

• باز دوران شیطان چراغک ها در کوزه ی یا بوتلی اورا با فتیله(پلته) که پر از تیل خام بود میگ

• ذاشتند وروشنی خانه بود وتا سالهای 1360 هم ادامه داشت وشاید در نقاط دوردست ولایت مان هنوز هم وجود داشته باشد

• باز اریکین لامپ وگیس به دادمان رسید که پاک تر وعصری تر ودران تیل خاک وپطرول وبنزین میسوزاند که هنوز هم ادامه دارد

شمع  هم تاریخ کهن دارد که از چربو وروغن حیوانات خودرمرده استفاده میشد

گاز هم توانست عطش مردم را رفع کند

• وقتیکه ادیسون در سال 1878برق را کشف کرد دیگر تحول بزرگ رونما شد

• در سالهای 1340 بند نغلوماهیپر هم شروع به فعالیت کرد وکابلیان ازان استفاده میکرد

• بند کچکی وسروبی به قندهاریان وجلال ابادیان برق میداد

• بند کوچک آو جوزون هم به دادمان در سال های 1360 رسید و

• برق عصمت الله با کیلوات تا 70 افغانی هم مار ا روشنی میداد وتلویزیون هم روشن میکرد

• تحول بزرگ در عرصه برق وبرق رسانی به تاریخ 28 جوزا 1400 در بدخشان بود که برق مادری بدخشان شورابک به فعالیت آغاز کرد. که همه منتظر چنین روزی وفرصتی بودند

• در آینده هم برق هستوی وبرق اتمی وبرق های بادی وافتابی هم در شرف وقوع ویا در حال استفاده اند

جالب اینکه وقتیکه با رئیس جامعه مدنی استادسیف الدین سایس گپ میزدیم او گفت تورک ها مسول تامین بدخشان اانرژی وبند برق شورابک اند پیرامون این موضوع گفتند که بدخشان انرژی کاملا فعال است وکدام مشکلی وجود ندارد اما بدخشانیان با فرهنگ استفاده ازبرق یا نا آشنااند ویا اشنائی کم دارند ویا اینکه طرز استفاده انرا نمی دانند . از روزیک برق شروع شده مردم نتوانستند از 7.8 میگاوات برق فقط 1.5 میگا وات استفاده کرده اند وممکن سبب پرچاوی هم شود اما مسولین برق میگویند که ما در حال آزمایش هستیم بعضی مشکلات را در جریان مفت بودن برق برطرف خواهیم کرد.

کوکچه من

کوکچه من

برقص

مستی کن

موج بزن

گرداب گرد

طوفان شو

طلاطم زن

تو از جلگه پارامیزاد می خمبی

تواز چشمه سفیدار میبرائی

تو در یاسچ زاده میشوی

در تیرگران وردوج انقلاب میشوی

تو از جخان سر میکشی

از چشمه ها فرغامنج بلوق بلوق میبرائی

تو از برفهای سر به فلک کرگسی وپیازی میائی

از دره خوستک هردم شهید میگذری

تو از دیار پیر خراسان میائی

تو از نقش قدم های سم ستوران خان خانان میگذری

تو از سپینگاو شیرین سر میزنی

تو از لای معدن لاجورد کران میائی

از قات وقوت سنگلاخ های دره پشکان سربالا میکنی

تو از کویر تشنه دشت فرهاد میگذری

تو از نشیبی های تاران زاران سمدره به رقص میائی

تو بوی ییلاق میدهی

تو ازنگاه گرم کرگسی وپیازی خبرمیدهی

تو دریا میشوی

تو شوینده همه کدورت ها هستی

توشریان بدخشانیانی

که از شعریه های قشلاق ها میائی

دره میشوی

صدا میشوی

وپرا ز آب حی

روح به زنده .ومرده هستی

بندآب میشوی

شورابک میشوی

به من نور میدهی

به من قوت دل میدهی

به من شعر میشوی

وترانه

کوکچه من ترا مانند گنگا بستائیم

در زیر گامهای تو زلفان دخترا ن فرش شوند

در هر فشست

در هر غوغایت

در هر آزیرت

در هر طنینت

......ما برقصیم

وترا ستایش کنیم

تو دیگر دفن لاشه ها نیستی

تو دیگرباطله دانی کوردلان نخواهی شد

تو دیگر محل خودکشی زیبتنان باعفت مان نخواهی بودی

تو دیگر دریای مرگ به راه قره کمر نمیشوی

تو دیگر محل استنجا صوفیانت نخواهی بود

کوکچه من زیبا بمان

همیشه برقص

موج بزن

طوفان کن

مانند هرسال آوخیزی کن

ماهیان سرکش را در دل خود تربیه کن

کج وپیچ گشتنهایت را وقتیکه از فضا میبینم

وقتیکه در گوگل ترا تعقیب میکنم

تو زیباترین موجودی هستی در نقشه زمین میبینمت

که خالق در قالب کوکچه ترا ریخته

افسوس صد افسوس

آنانیکه در شط تواز تو نفع میبرند

انانیکه از شاخه های سود میبرند

آنانکه منبع زیست شان توهستی

قدر تورا نمی دانند

تو که قرنهاست میروی

حتی یک نظر سوی ما نمی کردی

چه شد یکباره دگردیسی شدی

اکنون با بند شورابک ات

توعاشقانه به ما نگاه میکنی

گرما میبخشی

سرما میبخشی

عشق میشوی

رقص میشوی

زندگی میشوی

کوکچه: واژه تورکی کبود مراد از دریای کوکچه که از قلب فیض اباد بدخشان افغانستان می گذرد ویکی از معاونین دریای آمو است

قدیر بران

یکم تموز 1400

فیض آباد

حاشیه کوکچه