نفس خیال

فوق العده بیمار هستم از جایم برخواستم مانند آدم میده میده شده تمام جانم درد میکند خانم واولاد ها سرفه میکند مسجد باید چای ببریم گپ مهم است

اولادهای بیسوادم یادم آمد آب زنی سوراخ های آهن چادر بی بیضاعتی معلولیت ومعیوبیت خودم وسردی زمستان که برف دارد

خدا به من مصیبتی داده که اولاد ها وخویشاوندان نا بکارم اند به جز از مصرف دیگر کاریادندارند با خود رسیده نمی توانند همیشه مرا وادار میسازند که کفر بگویم

نمیدانم چگونه با این سترس ها بسازم

نفس خیال

دیار یکتاپرستان «درد می کشد»
آنگاه که «هبوط »آدم وحواشد
کشتی نوح در کوه جودی «لنگر» انداخت
هود با «قومش »
در« گردباد »عاد وثمود
یونس درشکم ماهی «زجر »میکشیدند 
وایوب با« زخمان »چرکین میسوخت
لوط «زیر دیوار» شدن ها را میدید 
سلیمان با مورچه در قصر با ملکه سبا «راز ونیاز »داشت 
یوسف گرفتار «عشق زلیخا»بود
موسی در سینا «محتاج »دیدار خداشده بود
عیسی« دار»زده شد
خون «ناف محمد »ریخته بود
چه شد که یکباره:
«شیعه» و«سنی»
«اسلام »و«مسیحیت»
«خوارج »و«روافض»
«معتزله »«جبریه »و«قدریه »...
«وهابیت»
امروز« داعش» و«طالب»
«تکفیری »
«مباح الدم»
«جیش »و«لشکر »
«جهاد» بازی ها
«اسلام »سازی ها
امروز هم در مسجد خانه خدا
آرام نداریم
محتاج استکبار جهانی
شرقی وغربی
عدنی وبرزخی
همه نظاره گرشده اند
گاهی از ریش مان هراس دارند و
گاهی از انسانیت مان
گاهی از چهره جرگین وبوگین مان 
و........
چرا اینقدر درد و رنج
ما اینکه:
مگر ما ازخاک نیستیم
وحق نداریم که آدم باشیم
آدمیت مان فقط همینگونه در تقدیر نوشته شده

قدیر بران
۵قوس۱۳۹۶
چکامه به بهانه قتل عام در مصر

نفس خیال

تقدیر

آیلین ام پنجاه روزه نه شد
بادرد، گریه، زخم ناصور وسندروم از دنیا رفت
او در مرز تاجکستان شکل گرفت،در فیض آباد زاده شد ودر بادام باغ کابل دفن
شبیه محمد پیامبر در مکه زاده شد ودر یثرب خاک شد
شاید تسلی دل بازماندگانش این باشد
که خدا داد وپس گرفت
اجل که آمد نمیداند پس وپیش را
اجل که آمد نمیگوید که دختر مرفع بود وفقیر 
اجل که آمد نمی گوید سن اش چند بود
یکی در نطفه بندی میرود دیگر در روزتولد وان سومی در پنجاه روزگی
یکی زیر موتر میشود دیگری زیر آوار سومی در انتحار میمیرد
یکی با خنده میمیردودیگری با گریه وسومی با رنگ زرد وشکم پندیده وخواب بسته گانش را پرانده...
آیلین پنجاه روزه نه شد
به مادر درد رسیده اش چه بگویم
که ما داکتر نیستیم
در اکلفتستان داکتر وجود ندارد
طبابت هنوز هم ناکام است
این سندروم عدم کفایه کبد در دنیا هم تداوی ندارد 
مگر اینکه بخت وطالع اش از آسمان باشد
آیلین پنجاه روزه نه شد
درد سینه پنده مادرش
نبود نجوای گریه آیلین
تبدل نه شدن کالای نازکش
نبود لالائی مادرانه
نبود کلانکاری بی بی اش
نبود تجلیل سالگره وروز های خنده دارش
نبود فخر پدرش
نبود دشنام های پدر کلان افسرده اش
نبود تحفه های عمه وخاله اش
......
چگونه پاسخ داد 
یا گریه کرد یا سوخت ویا ساخت
آیلین پنجاه روزه نه شد
سلام به همت «فضل تاغه اش»
که نگذاشت زیر پای دون همتان شود
سلام به عزیزی بزرگوارکه مصیبت مرا همانند مصیبت خود پذیرفت
سلام به خویش لایق ام
سلام به قومهای خاش بزرگوار وکییب زیبا
آیلین پنحاه روزه نه شد
پس آیلین کوچولو هم 
خوب بخواب 
دیر بخواب 
زنده بخواب
جاودانه بخواب
دعای ما پشت وپناهت باد
گریه وماتم «اپه»و«دده»و«ماما »و«بواه ات»
سوزش قلب دوستدارانت
وازهمه مهمتر وعده خدائی:
«بهشتی هستی»
والله وبه قران 
« بهشتی هستی»
رقص هایت در عرش و کرسی خواهد بود
در« طاق های جنت»
با « ابراهیم»، «زینب»«قاسم» «عبدالله» «قال چک» بازی کن
خنده هایت در روز پاز پرس ونازهایت در ساحل کوثر
وشافع ما گنهگاران در روز باز خواست خواهی بود
پس آرام بخواب
اگر زنده بودم
خبرت میگیرم
مرا ببخش که نتواستم با تو برسم ویابه دردت دواباشم
مرا فقط همان روزیکه در گوشت اتذان دادم ونامت گذاشتم آیلین دیگر هیچ یادم نمیآید
حتی زمزمه گریه هایت دیگر نمی شنوم
.....
خدا نگهدارت تا روز رستاخیز
یارزنده صحبت باقی

قدیر بران
جمعه سیاه ۳/۹/۱۳۹۶