دیار یکتاپرستان «درد می کشد»
آنگاه که «هبوط »آدم وحواشد
کشتی نوح در کوه جودی «لنگر» انداخت
هود با «قومش »
در« گردباد »عاد وثمود
یونس درشکم ماهی «زجر »میکشیدند
وایوب با« زخمان »چرکین میسوخت
لوط «زیر دیوار» شدن ها را میدید
سلیمان با مورچه در قصر با ملکه سبا «راز ونیاز »داشت
یوسف گرفتار «عشق زلیخا»بود
موسی در سینا «محتاج »دیدار خداشده بود
عیسی« دار»زده شد
خون «ناف محمد »ریخته بود
چه شد که یکباره:
«شیعه» و«سنی»
«اسلام »و«مسیحیت»
«خوارج »و«روافض»
«معتزله »«جبریه »و«قدریه »...
«وهابیت»
امروز« داعش» و«طالب»
«تکفیری »
«مباح الدم»
«جیش »و«لشکر »
«جهاد» بازی ها
«اسلام »سازی ها
امروز هم در مسجد خانه خدا
آرام نداریم
محتاج استکبار جهانی
شرقی وغربی
عدنی وبرزخی
همه نظاره گرشده اند
گاهی از ریش مان هراس دارند و
گاهی از انسانیت مان
گاهی از چهره جرگین وبوگین مان
و........
چرا اینقدر درد و رنج
ما اینکه:
مگر ما ازخاک نیستیم
وحق نداریم که آدم باشیم
آدمیت مان فقط همینگونه در تقدیر نوشته شده
قدیر بران
۵قوس۱۳۹۶
چکامه به بهانه قتل عام در مصر