نفس خیال
علت عدم مراجعه بیماران به کلینیکم
:بیماران خاص دایما مراجعه میکنند ونمی خواهند کس از راز شان خبر شود در افغانستان معمول است کسی که جیزی میداند نمی خواهد دیگران بدانند ویا خبر شوند
-قواره رول دارد: من متاسفانه قواره بدی دارم که حتی خودم خوش ندارم من متکی به دانش خود می باشم
-نبود لوحه واضح:اسناد های در هم برهم وگدود ووظایف متعدد گاهی در دانشگاه ، گاهی در نرسنگ وگاهی مدیریت....
-بسیار تک وتنها عمل می کنم به لابراتوار ومعاینات دیگرحتی اولتراسوند ورادیوگرافی وای سی جی نسبت اینکه ایشان تشخیص در ست نمی گذارند بی اعتنا هستم
-ممکن تنبل باشم اما به خود نمی پذیرم واز کسی هم نه شنیدم که مرا به نادان بر چسپ زده باشد
-مریضی های پی درپی بی طاقت وبی حوصله وافسرده وفراموش کار وپر توقع
- مردم انقدر به بیماریهای روانی بلد نیستند هنوز هم لا علاج میدانند
نبود وظیفه در شفاخانه
مزاحمت موتر سیکل ساز همسایه
توجه یک جانبه لابراتوار به داکتر خودش
نبود مشوقین ودلالان که تعریف مرا بکنند
وغیره.......
در برابر این همه چه می کنم: یا خ رادشنام میدهم،خودرا ارامش میدهم،موضوع قسمت میدانم،یا ترک می کنم ویا دشکم خود پنهان می کنم
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را