پشتون ها ستمی اند
موبایلها خطرناکتر از سیگار؟
به نقل از salamat.ir
از دههها قبل، زمانی که اولین نسلهای دستگاههای سلفون یا همان گوشیهای تلفن همراه تولید شدند، در کنار توجه به آینده پر فروغ این دستگاهها و نقش گسترده آن در ایجاد ارتباطات، یک نگرانی نیز وجود داشت: امواجی که آنها را نمیبینیم چه ضرری میتوانند برای ما ایجاد کنند؟ این موضوع سالها به شیوههای مختلف مطرح شده و نظریات مختلفی در این زمینه به چالش کشیده شده است. اکنون دیگر موبایلها جزء لاینفک زندگی ما شدهاند. در سال 2005 بیش از 2 میلیارد گوشی تلفن همراه در جهان در حال استفاده بوده است و بدیهی است که اکنون، بحث در مورد ضررهای احتمالی این دستگاهها بیش از پیش به گوش برسد...
موبایلها خطرناکتر از سیگار؟
در سال 2008 ، مقالهای از دکتر وینی کورانا، جراح مغز و اعصاب استرالیایی چاپ شد که در آن دکتر کورانا با بررسی دادههای علمی به این نتیجه رسیده بود که اثر گوشیهای تلفن همراه بر سلامت انسانها میتواند از تاثیرات سیگار و آزبست نیز بیشتر باشد! در آن زمان اکثر سازمانهای بینالمللی و به ویژه سازمان بهداشت جهانی به موضعگیری در برابر این مقاله پرداختند. آنها معتقد بودند تحلیل این مقاله عادلانه نبوده و اطلاعات به نحوی گزینش شدهاند که به نتیجه مورد نظر نویسنده مقاله منجر شود.
شاید صحبتهای منتقدان این مقاله صحیح بوده باشد اما این روزها سازمانهای بهداشتی زیادی در جستجوی ارتباط بین امواج تلفن همراه و بیماریهای مختلف به ویژه تومورهای مغزی هستند. در جدیدترین اقدام، دانشمندان فرانسوی از مردم این کشور خواستهاند تا حتیالامکان تماس با تلفنهای همراه را کم کنند و این درخواست واکنشهای مختلفی را در سطح جهان در پی داشته است.
از زمان نسل صفر
امروزه بدن ما به طور معمول در تماس با انواع امواج قرار دارد. از موجهای برنامههای رادویی گرفته تا ماهواره و البته بلوتوس هم که این روزها بازار داغی دارد. این گونه تکنولوژی روزبه روز گستردهتر میشود و تکنولوژیهای جدیدتری مانند ویمکس نیز به تدریج همهگیر میشود.
طبیعتا با توجه به شیوه استفاده از موبایلها، نگرانی در اینباره بیشتر است زیرا در اکثر موارد، گوشیهای تلفن همراه در هنگام تماس در کنار سر نگه داشته میشوند و امواج گوشی همراه به طور مستقیم در تماس با مغز قرار میگیرند.
درباره تاثیر امواج رادیویی بر بدن، چندین اثر مورد بحث قرار گرفته است:• اثر جذب امواج: بهطور طبیعی مقداری از امواج رادیویی توسط بافتهای زنده جذب میشود. برای هر دستگاه تلفن همراه با توجه به منطقهای که این تلفن همراه در آن ساخته میشود، مقدار انرژی جذب شده توسط بافتهای بدن متفاوت است. برای مثال، در اروپا این عدد 2 وات و در آمریکا 6/3 وات است. شرکتهای معتبر سازنده گوشی همراه ملزم به رعایت استانداردهای لازم در این زمینه هستند.• اثر گرمایی: به طور طبیعی امواج رادیویی میتوانند باعث افزایش دما در بافتهای مجاور شوند. البته با توجه به اینکه این افزایش دما در حد چند دهم درجه است و به طور طبیعی بافتهای سطحی تحت تاثیر نور آفتاب بیش از این مقدار گرم میشود، این اثر چندان اهمیتی ندارد.• اثر روی ژنها: در سال 2004 تحقیقی روی دستهای از حشرات نشان داد که میزان تولیدمثل این حشرات پس از تماس با امواج گوشی همراه به صورت طولانی مدت، به واسطه تخریب مولکولهای ژنتیکی کاهش مییابد. با این وجود بررسیهای سازمانهای معتبر دادههای این اطلاعات را ناکافی و غیر مطمئن دانست.• اثر سرطانزایی: در این زمینه اختلاف نظر بسیار زیاد است. برای مثال، در سال 2004 یک تحقیق 10 ساله در دانمارک منتشر شد که هیچ گونه اثر سرطانزایی در استفاده کنندگان از گوشی همراه را نشان نمیداد. در مقابل تحقیقهایی نیز منتشر شدهاند که بیان کردهاند که استفادهکنندگان گوشی همراه ممکن است در همان سمتی از سر که گوشی همراه به آن نزدیکتر است دچار تومورهای مغزی شوند. با این وجود این دادهها هیچگاه مورد قبول قرار نگرفتند.• اثر حساسیتی: موارد متعددی از علایم غیر اختصای در اثر استفاده از گوشی همراه گزارش شده است. عده زیادی معتقدند که در اثر استفاده از گوشیهای همراه، دچار سرگیجه، سردرد و علایم مشابه شدهاند. بررسیهای متعدد، نشان داده است که بروز چنین علایمی ارتباطی به استفاده از تلفنهای همراه ندارد.
فرانسویها واکنش نشان میدهند
به نظر میرسد فرانسویها بیش از سایر ملل دنیا نگران تاثیر تلفنهای همراه هستند. در ماه فوریه 2009 ، یک دادگاه محلی یک شرکت مخابراتی فرانسه را به خاطر شکایت یکی از مشتریانش محکوم کرد. این مشتری معتقد بود که به خاطر استفاده از موبایلهای این شرکت دچار سرطان مغز شده است. به نظر میرسد این مساله ذهن فرانسویها را درگیر کرده است. در تازهترین حرکت، دیدبان سلامت فرانسه از مردم این کشور خواست تا میزان استفاده از موبایلها را به حداقل برسانند.
مارتین ژوسپرو، مدیر مرکز سلامت و امنیت فرانسه، با اعلام این خبر میگوید: «دیگر زمان دست روی دست گذاشتن گذشته است. بهتر است قبل از اینکه احتمالات، چهره خود را به صورت بیماری به ما نشان دهند، دست به کار شویم.»
مرکزی که مارتین ژوسپرو آن را مدیریت میکند بیش از هزار تحقیق مختلف را بررسی کرده است. این تحقیقها مربوط به انواع دستگاهها چون گوشیهای موبایل، دستگاههای مایکروویو، فرستندههای بیسیم و حتی گوشیهای بدون سیم خانگی است. این دستگاهها در محدوده 9 کیلو هرتز تا 300 گیگاهرتز فعالیت میکنند.
اکثر این تحقیقها هیچ نکته خاصی را نشان ندادهاند. با این وجود بعضی از این تحقیقها، نشانههایی از اختلالات جسمی مانند کاهش جریان خون به مغز و یا کاهش فعالیت اسپرمها در مردان را نشان داده است.
مارتین شوسپرو با اشاره به اینکه احتیاط شرط عقل است، تاکید میکند که در بسیاری از نقاط جهان، هنوز حتی 10 سال هم از همهگیر شدن استفاده از گوشی همراه نگذشته است و به همین دلیل، برای بیخطر دانستن موبایلها هنوز خیلی زود است.
مرکز سلامت فرانسه موسوم به آفست، در این زمینه معتقد است که اثبات نشدن ضررهای اینگونه وسایل به این معنی نیست که هیچ اقدامی نباید صورت گیرد. با این وجود این مرکز در اطلاعیه خود اعلام کرده است که هنوز برای اثبات این مضرات نیاز به تحقیقات بیشتری هست.
در حال حاضر سیاست این مرکز به صورت «حداقل میزان تماس منطقی» تعریف شده است. این بدان معنی است که در موارد که الزامی به استفاده از دستگاههای گوشی همراه وجود ندارد، از این دستگاههای استفاده نشود. سایر توصیههای این موسسه استفاده از هدست یا هدفونهای بلوتوث برای کاهش تاثیرات امواج گوشیهای همراه بر مغز است. همچنین دستگاههای گوشی همراه را باید از دسترس اطفال دور کرد.
استفادهکنندگان از تلفن همراه نیز میتوانند از شرکتهای تولید کننده تلفن همراه درخواست کنند میزان جذب امواج گوشیهای خود را به آنها اعلام کنند. به این ترتیب مشتریها میتوانند گوشیهایی را خریداری کنند که میزان جذب امواج آنها توسط بافتهای بدن کمتر باشد.
در مورد شرکتهای مخابراتی نیز آژانس پیشنهاد داده است تا سه شرکت معروف مخابراتی فرانسه از آنتنهای مشترک برای سرویسدهی به مشتریان استفاده کنند این مساله باعث خواهد شد تا میزان پرتوهای دستگاههای مخابراتی در محیط کمتر شود.
بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده در اروپا، شواهدی مبنی بر سرطانزایی گوشیهای تلفن همراه یافت نشد، با این وجود کمیته اعلام کننده نتایج، نیاز به تحقیقات بیشتر در این زمینه را ضروری دانسته است.
در آرزوي شفا به دستان دشمن ناپيدا
مترجم: مرجان يشايايي/ تا زماني که مصرفکنندگان ميتوانند داروهاي خود را ارزانتر از داروهاي ارايهشده در بازارهاي رسمي به دست بياورند، خطر استفاده از آنها را نيز به جان ميخرند
در آرزوي شفا به دستان دشمن ناپيدا
سازمان جهاني خريد» ياWorld Customs Organization چندي پيش اعلام کرد داروهايي که با نامهاي تجارتي مشابه کارخانههاي بزرگ داروسازي دنيا توليد و روانه بازارهاي بينالمللي ميشوند، تهديدي براي جان انسانها هستند.....
بيش از 2 ميليارد نفر از جمعيت جهان در کمبود امکانات جراحي
دکتر علي غلامرضانژاد Detroit News: تخميني جديد حاکي از آن است که بيش از 2 ميليارد نفر از جمعيت جهان در کمبود امکانات جراحي قرار دارند. اين تخمين که توسط پژوهشگران مدرسه بهداشت عمومي دانشگاه هاروارد ايالاتمتحده صورت گرفته حاکي از آن است 75 درصد از 234 ميليون مورد جراحي که در هر سال در سطح جهان صورت ميگيرد در مناطق و کشورهاي ثروتمند جهان انجام ميشود و سهم کشورهاي فقير و توسعهنيافته از اين تعداد، تنها 4 درصد است.... پژوهشگران اين طرح معتقدند امکانات و احتمال انجام جراحيهاي مورد نياز در مناطق کشورهاي ثروتمند، حدود 10 برابر بيشتر از مناطق و کشورهاي با درآمد اندک است. اين اطلاعات که از بررسي 769 بيمارستان از 92 کشور جهان حاصل شده، نشان ميدهد در کشورهاي ثروتمندي همچون ايالاتمتحده، به ازاي هر يکصد هزار نفر از جمعيت، 14 اتاق عمل مجهز وجود دارد در حالي که در مناطق و کشورهاي فقير و توسعهنيافته، اين تعداد فقط 2 اتاق عمل تخمين زده ميشود. اين در حالي است که به نظر ميرسد نياز مردم و شيوع بيماريها و اختلالات نيازمند جراحي در کشورهاي توسعهنيافته و فقير به مراتب و چند مرتبه بيش از کشورهاي توسعهيافته است. از يافتههاي جالب اين مطالعه اين است که در حدود 20 درصد از اتاق عملهاي سراسر جهان هيچگونه دستگاه پالس اکسيمتري يافت نميشود. اين رقم در مورد اتاق عملهاي کشورهاي توسعهنيافته حدود 50 درصد گزارش شده است. پژوهشگران دانشگاه هاروارد تخمين زدهاند ساليانه حدود 32 ميليون مورد جراحي در سطح جهان بدون استفاده از پالس اکسيمتري انجام ميشوند. پالساکسيمتري از استانداردهاي اوليه در عملهاي جراحي محسوب ميشود و طبق آمار در بيش از 99 درصد از جراحيهايي که در کشورهاي توسعهيافته انجام ميشوند مورد استفاده قرار ميگيرد، اما بسياري از اتاقهاي عمل در کشورهاي توسعهنيافته از وجود آن محروم هستند. پژوهشگران با مشاهده اين يافتهها هشدارهايي را ارايه دادهاند؛ عدم دسترسي به اقدامهاي انجام جراحيهاي اورژانس و حياتي براي يکسوم از ساکنان کره زمين (به طور مثال عدم دسترسي به امکان جراحي سزارين اورژانسي يا انجام جراحي براي مصدومان حوادث رانندگي) زنگ خطري است که نشاندهنده در خطر بودن سلامت ساکنان کشورهاي توسعهنيافته و توزيع ناعادلانه امکانات درماني در سطح جهان است. پژوهشگران معتقدند متاسفانه اين وضعيت طي سالهاي آتي بدتر ميشود چرا که شيوع بيماريهاي مزمن رو به افزايش است و بسياري از اين بيماريها به جراحيهايي نياز دارند که امکان انجام آنها در بسياري از نقاط کره زمين وجود ندارد. اين پژوهش پراهميت با حمايت سازمان جهاني بهداشت به انجام رسيده و نتايج آن در شماره اخير نشريه لنست به تاريخ اول جولاي سال 2010 ميلادي به چاپ رسيده است.
بيش از 2 ميليارد نفر از جمعيت جهان در کمبود امکانات جراحي قرار دارند
چگونه رستم «ژپتو» شد! از هفته نامه سلامت
طنز درماني/ پيمان صفردوست
پس از زخم خوردن سهراب يل با خنجر رستم، کاووس خدعه کرد و تمام نوشداروها را از سطح دواخانههاي سيستان جمع کرد و در دواخانهاي موسوم به سيزده مهرگان دپو نمود تا به جز نزديکان، کسي بدان دوا دسترسي نيابد. رستم که در سيستان دربهدر نوش دارو براي فرزند شده بود، پس از نوميدي از يافتن و شنيدن خبر مرگ سهراب فرياد کرد: «خدايا دلم گشته از درد ريش/ که سهراب کشتم به دستان خويش». پس آنگاه سر به بيابان گذاشت...
در نسخه چاپ نشده شاهنامه آوردهاند که رستم را نگاهبانان شهر در حالي در بيابان يافتند که خاک بر سر ميريخت و ميخواند: «منم رستم يل قصاصم کنيد/ ازين درد سنگين خلاصم کنيد/ که سهراب ناکام را کشتهام/ به خون پسر دست آغشتهام».
رستم از غم فرزند به کل مشاعرش را از دست داده بود و اطباي سيستان که از درمان رستم عاجز مانده بودند نزد پادشاه آمدند و گفتند: «به طهران فرستيد او را که درد/ به کلي دل و جان او کور کرد». پادشاه نيز که از اين يل مجنون بيش از پيش ميترسيد دستور داد تا وي را با گروهي به طهران آوردند و در شفاخانه تخصصي روانيون بستري کردند.
فردوسي وضع رستم را در شفاخانه چنين توصيف ميکند: «چنان بسته بودند وي را به تخت/ که هرگز نجنبد چنانچون درخت».
و هر روز و هر روز به زور بر دهانش قرصها ريختند و بر تنش سوزنها فرو کردند که شايدحالش به شود، اما چه فايده که حال وي بدتر و بدتر ميشد تا جايي که حتي چند بار اقدام به خودزني کرد: «پرستارها گر رهايم کنند/ رها از غم و دردهايم کنند/ ببرم سر و دست و پاهاي خويش/ که نوش جهان گشته بر من چو نيش».
اما روزي از روزها در حالي که رستم داشت در برابر خوراندن قرص مقاومت ميکرد، از بلندگوي دارالمجانين صداي مهيب آژير بلند شد و اعلام کردند که مانور زلزله در تيمارستان آغاز شده است: «ز ديوار و از سقف آژير خاست/ تو گويي که در بخش محشر به پاست/ در بخشها يک به يک باز شد/ مانور زمين لرزه آغاز شد/ يکي رفت اندر کمد جا گرفت/ يکي زير يک تخت ماوا گرفت»
رستم که هنوز شوکه بود و نميدانست ماجرا از چه قرارست «خروشيد و زنجير و بندش دريد/ از آن «تختزندان» به پايين پريد/ به هرجا که در رفت راهش نبود/ به جز تختها سرپناهش نبود/ سراسيمه رفت و به کنجي خزيد/لب خويش از بيم جان ميگزيد»
و همينطور که ميلرزيد زير لب ميگفت: «خدايا پشيمانم از گفتههام/ همينجا که هستم قشنگست جام/ بياييد و سوزن فرويم کنيد/ همه قرصها در گلويم کنيد/ببنديد دست مرا روي تخت/ درآريد ازين يل پدرهاش، سخت»
اوضاع تا چند ساعت به همين شکل بود تا دوباره آژير ندا داد که مانور تمام و وضعيت عادي است. فردوسي در قسمتي از شاهنامه مخفي خود اشاره به حضور وزيري در محل اجراي مانور ميکند و ميگويد: «وزيري در آمد چه بهداشتي/ که هرجا شدي دسته گل کاشتي/ درآمد به بخش و سخن ساز کرد/ به تعريف و تمجيد لب باز کرد/ که اين کارها اندکي لازم است/ و هرکس نکردست بس نادم است/ مانور زمين لرزهاي خوب بود/ همه واکنشهاش مرغوب بود/ هدف داشتيم امتحاني شويم/ که اندر بلايا جهاني شويم». در همين حال پرستاران دارالمجانين رستم را که در کانال کولر پناه گرفته بود به در آوردند و روي تخت از نو بستند «در آورد يل را پرستار، سخت/ ز کانال و از نو سر تخت بست»
آنچه از روايات نامکتوب به نقل از فردوسي بر ميآيد، رستم از آن پس کلاهخود و گرز را به گوشهاي نهاد و به جاي آن، عروسکهاي چوبي ساخت. رستم از آن پس خود را «پدر ژپتو» ناميد و بعدها توانست عروسک چوبيني بسازد که حرکت کند.
اخبار از منابع ایرانی
ويزيت بيماران خانواده محور ميشود
Medical News Today: تاکنون هميشه در بيمارستانها پزشکان اتاق به اتاق به همراه دستياران و پرستاران خود و در حالي که خبري از حضور همراهان و خانواده بيمار نبود، به ويزيت بيماران ميپرداختند، اما پژوهش جديد پژوهشگران دانشگاه يوتي جنوبغربي آمريکا نشان ميدهد به تدريج اين سنت رو به کاهش گذاشته و ويزيتهاي خانواده-محور، يعني بحث و تبادلنظر پزشک و کادر پزشکي در حضور خانواده بيمار، به ويژه در بخشهاي کودکان آمريکا رو به افزايش است.
بدخشان زیر نقد دیگران
|
نوشته: آصف زیبا کلام |
|
چندی قبل مطلبی را در مورد نا رسایی ها و ضعف های بی درمان ریاست اطلاعات وفرهنگ بدخشان به قلم آقای الهام آریانژاد که از کابل فرستاده بودند، در سایت وزین خاوران خوانده بودم، واقعا نوشته جالب مستند و خواندنی بود، اما من با توجه به آن چه در ذهنم داشتم باور نکردم که ریاست اطلاعات و فرهنگ بدخشان، ولایتی که پیشه تاریخی دارد و هزاران شاعر و سخنور و ادیب و پژوهشگر را چه در گذشته و چه در حال درسینه خود پروریده است، تا این حد ناتوان باشد. ولایتی که در حال حاضر پرتونادری، لطیف پدرام، نظیف الله شهرانی، شجاع خراسانی، سیداکرام الدین حصاریان، عبدالعلی کوهی و هزاران تن دیگر که حالا من توان گرفتن نام همه شان را ندارم، در خود پرورده است، به این پیمانه ناکارا، ضعیف و بی سواد باشند؛ اما من ذهناً به دنبال یافتن پاسخ قانع کننده می گشتم که ناگهان یک روز نشریه بدخشان که ارگان نشراتی ریاست اطلاعات و فرهنگ بدخشان است، بدستم رسید. در آن لحظه فرصتی زیاد برای مطالعه نداشتم با خوشحالی گرفتم ودر میان دوسیه ام گذاشتم، شب زمانی که این نشریه را باز کردم و خواندم، واقعا برایم چنان رنج آور بودکه گفتم زبان وادبیات فارسی با توجه همچو فرهنگی ها در خطر است.
در گذشته زمانی که من مقاله آقای الهام را خواندم، فکر می کردم که شاید این کار عقده مندانه صورت گرفته باشد، اما وقتی خودم خواندم به گفته آقای الهام آریانژاد متفق الرای شدم که گفته بود، بعد از خواندن نشریه بدخشان ا از شرم آب شدم.
جای تعجب برای من این بودکه چرا وزیر دانشمند و ادیب و فرهنگی و.... آقای رهین به کاستی های فاحش توجه نمی کنند در حالی که بارها در رسانه ها مطرح شده است. من از این آدرس به وزیر فرهنگی! ادیب! و....! فرهنگ افغانستان پیشنهاد می کنم که اگر زحمت نمی شود شماره پنجم تاریخ سوم جوزا نشریه بدخشان را اگر در اختیار دارید یک بار مطالعه کنید، اما فکرمی کنم که شاید در اختیار ندارید و به خود هم زحمت نمی دهند که چنین کنید. زیرا به گفته شاعر:
عاقبت گرگ زاده گرگ شود گرچه با آدمی بزرگ شود
حالا آقای رهین هم که این دو دوره را در نظام نا مشروع و مفسد کرزی وزارت می کند با ادبیات عدالت، شایسته سالاری، سپردن کار به اهل کار توجه به گفته های رسانه ها و.. بیگانه شده است. و همان شعر استاد پرتو نادری که من از سایه خود می ترسم و به هیچ تنظیم جهادی نمی گویم جنگ سالار
آقای رهین هم حالا چنین کرده اند و به هیچ رئیس نا توان نمی گوید ناکاره. اما آقای رهین شما می دانید که امروز اگر کسی از شما نمی پرسد، در آینده تاریخ درمورد شما قضاوت می کند، آنگونه که در باره ظاهرشاه و نادرشاه و.... قضاوت کرده است. شما می دانید که پایه اساسی فرهنگ و تمدن یک ملت زبان آن ملت است، چنانکه کریم خرم وزیر پیشین فرهنگ افغانستان که با میزان بلند حس قومگرایانه وزارت می کرد، این سیاست را خوب می دانست و بهتر از شما می فهمید که باید زبان فارسی تضعیف شود تا زبان پشتو به جایگاه بالاتر از آن تکیه کند. زیرا می فهمید که وقتی زبان ضعیف شد دیگر چیزی در سنگر مقابله باقی نمی ماند. اما من از شما توقع ندارم که قومگرایی کنید ولی باید برای رشد متوازن زبان ها و ارزش ها وداشته های فرهنگی و تاریخی این وطن کار کنید.
آقای رهین! آیا شما می دانید که در ریاست اطلاعات و فرهنگی شما دربدخشان فرهنگی، کسی سواد ندارد؟ نشریه از آدرس اطلاعات و فرهنگ شما نشر می شود، کلمات بسیار عادی زبان و واژه های فعال زبان این گونه نوشته می شود. سوء تعذیه را این گونه می نویسند: "سوتغضیه" یا ثبات را "سبات"، صفحه "صفه" اصطلاح را "اصتلاح" گذاشتن را گزاشتن، پذیرفتن را پزیرفتن مهم را مهیم، قرائت را قرات، مستقل را مستقیل می نویسند. التبه من این جا مشت نمونه خروار آوردم، می دانی که در یک شماره ارگان نشراتی ریاست فرهنگ تو در بدخشان نزدیک به هفتاد غلطی املایی وجود دارد. از جدا نویسی، مبتدا و خبر، وصل وفصل، علامه گذاری، جمع ومفرد، تیتر و عنوان، آرایش وصفحه بندی و غیره در آن خبری نیست و اگر من به همه آن می پرداختم شاید تعداد مشکلات آن به چند صد مورد می رسید که بسیار رسوایی آور بود.
من پیشنهاد می کنم که شما به حیث وزیر فرهنگ، فرمان صادر کن و به ریاست اطلاعات وفرهنگ ات در بدخشان دستور بده که چاپ این نشریه و یا شرمنامه را توقف بدهند و زیاد از این به آبروی فرهنگ بدخشان لطمه وارد نکنند. زیرا دانش آموزان معارف، مردم عامه از صورت نوشتاری آن کلمات دشوار تر مانند اصطلاح و تغذیه صفحه و گزاراش و گذاشتن را تقلید می کنند و این موضوع سواد همگانی را با چالش مواجه می سازد.
از سوی دیگر ترکیب های بسیار نا آشنا دراین نشریه به کار رفته است که نمی دانم من سواد ندارم یا نویسنده نشریه بدخشان. توجه کنید: "قسمی که از خلال گفتار لابلای گفتارحسرت بر می آید" یعنی چه؟ جملات بسیار دراز که فکر می کنی سبک قرن بوغ باشد تمام سرمقاله دو پاراگراف است که این موضوع خلاف اصول درست نویسی است. زیرا جمله باید کوتاه، عام فهم باشد و هرکس که می خواند بعد از خواندن مبتدا خبر را در یافت کند نه یک صفحه را تا آخر بخواند تا خبر را دریابد.
وقتی از توان شان نیست و نیروی کاری انسانی در اختیار ندارند چه ضرورت است که این گونه چرند نویسی صورت بگیرد. از سوی دیگر به محتوا و درونمایه این نشریه که نگاه می کنی اصلا پیام در آن وجود ندارد، یعنی هنوز بدخشان نشریه یی است برای تمرین کودکان نه نشریه که عامل پیام باشد برای مردم بدخشان.
به همین کوتاه اکتفا می کنم امیدوارم وزیر فرهنگ بخواند که خوشبختانه نمی خواند و این مافیای فرهنگ ادامه دارد.
در آخر به قول همان آواز خوان که می خواند:
از دنیای غم گفتم نشنید نشنید با لفظ قلم گفتم نشنید نشنید |
به مناسبت روز جهانی طبیعت
فرانک فنر استاد میکروبیولوژی 95 ساله دانشگاه ملی استرالیا معتقد است که به دلیل انفجار جمعیت و مصرف کنترل نشده در 100 سال آینده نژاد بشر و بسیاری از گونه های جانوران منقرض می شود.
به گفته این استاد استرالیایی، این فرایندی برگشت ناپذیر است که با اولین تغییرات آب و هوایی آغاز شده است.
پروفسور فنر در این خصوص توضیح داد: "از زمانی که عصر "آنتروپوسن" (Anthropocene) آغاز شده است تغییرات آب و هوایی اثراتی بر روی زمین برجای گذاشته اند که این اثرات با تاثیراتی که یک عصر یخبندان یا برخورد یک ستاره دنباله دار در طول تاریخ زمین شناسی بر روی سیاره ما گذاشته اند برابر است."
عصر آنتروپوسن، به عصر زمین شناسی گفته می شود که در آن فعالیتهای انسان، مسئول اصلی تغییرات آب و هوایی هستند.
در سال 2000، پل کراتسن، برنده نوبل شیمی اصطلاح "عصر آنتروپوسن" را ارائه کرد. سپس در سال 2007 دانشمندان سازمان زمین شناسان انگلیسی در مقاله ای که در مجله علمی انجمن زمین شناسی آمریکا (Gsa Today) منتشر کردند، رسما پیشنهاد دادند که عصر "اولوسن" پایان یافته است و جای آن را عصر جدیدی که می تواند عنوان "آنتروپوسن" داشته باشد، گرفته است. در حقیقت Anthropoceneمی تواند به معنی "عصر زمین شناسی انسان" باشد.
تغییرات آب و هوایی هنوز در فاز آغازین است، باوجود این، دگرگونی شرایط جوی به طور قابل توجهی دیده می شود. این در حالی است که تمام دانشمندان این حوزه با این پیش بینی ترسناک فنر موافق نیستند به طوری که "استفان بایدن" معتقد است که هنوز این احتمال وجود دارد که نوع بشر برای جلوگیری از توسعه این تغییرات تلاش کند. برای مثال دستیابی به یک توسعه واقعی انرژیهای تجدیدپذیر می تواند از بروز یک فاجعه جهانی پیشگیری کند.
براساس گزارش یونایتد پرس اینترنشنال، کسانی نیز هستند که این پیش بینی فاجعه بار را موثق می دادند و آن را به عنوان هشداری برای رشد جمعیت جهانی و تمام خطراتی که عواقب این افزایش جمعیت در بر دارد تلقی می کنند. به طوری که نیکولاس بویل دانشمند دانشگاه کمبریج حتی این فرضیه را مطرح کرده است که سال 2014 "پایان دنیا" است.
این دانشمند در کتاب خود نوشته است: "دنیا در حال ورود به یک بحران جهانی بسیار شدید و بی سابقه در تاریخ است که در واقع عواقب بسیار بد و طولانی مدت بحران اقتصادی بین المللی کنونی است."
تشحیص توسط اعضا- کف دست
شبكه خبر: به گزارش العربیه؛ كارشناسان انگلیسی تاكید كردند با معاینه كف دست و انگشتان می توان بیماری های زیادی را كه ممكن است فرد به آنها مبتلا باشد تشخیص داد.
انگشت های ورم كرده دست از علائم ابتلا به سرطان ریه است.
انگشت هایی كه رنگ آنها مایل به آبی است نشانه كمبود میزان اكسیژن در بدن است.
تشحیص توسط اعضا- بینی
بی بی سی:
یک مطالعه انجام شده در دانشگاه باث در بریتانیا نشان می دهد اسکن بینی شاید شیوه بهتری برای شناسایی مجرمین در مقایسه با انگشت نگاری و یا قرنیه نگاری (اسکن قرنیه) باشد.
پژوهشگران با اسکن سه بعدی، بینی را بر اساس نوک، پل و نازیون (تقعر بین پیشانی و بینی) تقسیم بندی می کنند.
آنها بینی را به شش دسته تقسیم کرده اند: رومی، یونانی، حبشه ای، شاهینی، کوتاه، سربالا
به گفته پژوهشگران از آنجا که پنهان کردن بینی کار ساده ای نیست، در شناسایی های مخفیانه بهتر است از این شیوه استفاده شود.
این مطالعه نشان می دهد در حوزه بیومتریک که دانش خصایص ویژه و منحصر بفرد اشخاص است بینی مورد غفلت قرار گرفته است.
دکتر ادریان اونس از دانشگاه باث می گوید: "با وجود اینکه بینی یکی از اعضای بر جسته صورت است، در بیومتریک مغفول مانده است."
"بر روی جزئیات گوش مطالعه شده، بر روی چشم و شناسایی از طریق قرنیه مطالعه شده، اما بینی مورد بی توجهی قرار گرفته است."
پژوهشگران از سیستمی بنام فتوفیس PhotoFace استفاده می کنندکه از سوی محققان دانشگاه وست او انگلند در بریستول برای اسکن سه بعدی تهیه شده است.
نرم افزار کامپیوتری با اسکن صورت جزئیات بینی را تحلیل می کند
پژوهشگران با بررسی راه های مختلف شناسایی بینی، نرم افزاری را برای این منظور آماده کردند.
دکتر اونس می گوید نتیجه کار در مرحله کنونی به هیچ وجه دقت شناسایی قرنیه را ندارد. اما او می افزاید بینی نگاری محاسن و معایب خاص خود را دارد.
به گفته او هیچ شیوه بیومتریکی نیست که بطور جادویی همه مسائل را حل کند. قرنیه نگاری شیوه بسیار قدرتمندی است اما اسکن دقیق آن بدلیل وجود پلک و یا عینک کار ساده ای نیست.
"گوش هم براحتی قابل پنهان است و مثلا می توان آن را زیر مو نهان کرد."
"البته بینی شما ممکن است بشکند و یا بینی مصنوعی بگذارید و یا جراحی پلاستیک بکنید. اما جراحی بینی به منظور تغییر هویت کار ساده ای نیست."
"قرینه برای شناسایی بسیار خوب است اما با چند قطره از یک مایع می توان شکل قرنیه را بطور کامل تغییر داد. هیچ تکنیکی بی نقص نیست."
این پژوهش بر اساس مطالعه چهل بینی انجام شده و برای آزمایش های بیشتر اکنون یک بانک اطلاعاتی یکصد و شصت موردی ایجاد شده است. پژوهشگران مشغول بررسی توانایی این نرم افزار در شناسایی افراد در داخل جمعیت و یا در بین بستگان خود هستند.
دکتر اونس امیدوار است که این شیوه کارآیی خود را در گروه های جمعیتی بزرگتر به اثبات برساند و با "بهره گیری از متدهای شناسایی ترکیبی دیگر" پتانیسل های خود را نشان دهد.
تصاویر صورت و بینی با نورهایی که از زاویه های گوناگون می تابند
امنیت از دیدگاه بی بی سی
براساس آمار وزارت داخله، تنها یازده ولسوالی در سراسر افغانستان از امنیت برخوردار است
نفس خیالباز
اخبار از منابع ایرانی
روابط مالي در طبابت پزشکان آمريکايي اثر ميگذارد
Detroit News: يک مطالعه که چندي پيش در سطح ايالات متحده آمريکا صورت گرفته نشان ميدهد، 24 درصد از پزشکان آمريکايي بيماران خود را براي انجام تصويربرداريهاي پزشکي به مراکزي ارجاع ميدهند که خود در آنها سرمايهگذاري کردهاند.
در اين مطالعه از 3500 پزشک
هفت گام سلامت
مترجمان: دکتراکبر شفيعي و دکتر نسيم عرفاني اين راهکارها تحت عنوان «7 راهکار ساده زندگي» همراه با يک ابزار سنجش آنلاين به نام «پايش زندگي من» (My Life Check)، عرضه شده و اين امکان را به افراد ميدهد تا سلامت قلبي- عروقي خود را مورد ارزيابي قرار دهند. اين هفت گام سلامت عبارتند از: هرگز سيگار نکشيدن يا ترک سيگار براي مدت بيش از يک سال، شاخص توده بدن کمتر از kg/m2 24؛ فعاليت فيزيکي دست کم 150 دقيقه (با شدت متوسط) يا 75 دقيقه (با شدت زياد) در هفته؛ انجام 5-4 مورد از توصيههاي غذايي انجمن که شامل مواردي مانند مصرف نصف فنجان ميوه و سبزيجات در روز و مصرف ماهي روغني دو بار يا بيشتر در هفته است؛ کلسترول تام کمتر از mmol/lit 18/5؛ فشار خون کمتر از 80/120 ميليمتر جيوه؛ و قند خون ناشتاي کمتر از mmol/lit 6/5.
انجمن قلب آمريکا راهکارهايي را براي «سلامت مطلوب قلب و عروق» ارايه کرده که شامل 7 اقدام است....
چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را