در تاريخ 14 تا 18 اکتبر 2009، نمايندگاني از بخش بهداشت و سلامت، صنعت و حوزه سياسي، طي نشست «اجلاس جهاني بهداشت» در برلين، گرد هم آمدند تا به بحث بپردازند که چگونه مي‌توانند به چالش‌هاي در حال ظهور حوزه سلامت پاسخ دهند. هر چند منابع و فرصت‌هاي تامين بهداشت و مراقبت‌ها در سراسر جهان و درون کشورهاي مختلف بسيار متفاوت است، چالش‌هاي زندگي شهري، پير شدن جمعيت‌ها، انحطاط محيط ‌زيست، تغييرات آب و هوا و پاندمي‌هاي جديد، مواردي هستند که مقابله با آنها يک ضرورت جهاني محسوب مي‌شود.

بزرگ‌ترين نياز امروز سلامت، توجه به مردم کشورهاي محروم هستند که نقطه تمرکز اصلي نگراني‌هاي حوزه بهداشت جهاني در کشورهايي مانند ايالات‌متحده و انگلستان مي‌باشند. علاقه به بهداشت جهاني در دانشگاه‌هاي آمريکا روز به روز بيشتر مي‌شود و کنسرسيوم دانشگاه‌هاي آمريکا براي ارتقاي بهداشت جهاني که دربرگيرنده 50 موسسه آکادميک و علمي است، ماه گذشته در موسسه ملي بهداشت‌ (NIH) آغاز به کار نمود.
اکثر توجه به مقوله بهداشت جهاني در اين زمينه، از بودجه تعلق گرفته به مهار بيماري ايدز و خصوصا از طرف موسسه
 Bill & Melinda Gates تامين مي‌شود، همچنين از نسل جديد فعاليت‌ها، مانند «نسل WE» که حرکتي از سوي افراد جوان در آمريکاست.

لزوم تغيير در برنامه‌هاي جهاني بهداشت
بهداشت جهاني، به عنوان «منطقه‌اي براي مطالعه، تحقيق، پژوهش و تمرين» در حال ظهور است که ادغامي از عناصر سنتي بهداشت عمومي، بهداشت بين‌الملل و پزشکي مناطق گرمسيري، اما با وسعت ديدي گسترده‌تر بوده و برنامه آن، شامل کنترل بيماري‌هاي عفوني، بهداشت مادر و کودک، تنظيم خانواده، بيماري‌هاي گرمسيري فراموش شده، تغذيه و مراقبت‌هاي اوليه سلامت است. به هر حال دنيا رو به سوي تغييرات عمده‌اي قدم برمي‌دارد. توسعه، شهري شدن، پير شدن جمعيت و تغييرات محيط‌زيست، الگوهاي موربيديتي و مورتاليتي بيماري‌ها را تغيير داده است. همراه با آن، مراقبت از بيماري‌هاي مزمن، با تاکيد خاص بر دستاوردهاي به دست آمده در درمان HIV و با به رسميت شناختن چالش‌ها براي رساندن معالجات و رويکردها به مقياس جهاني، به توجه فوري و ويژه نياز دارد.
علاوه بر آن، درک ما از عوامل تعيين‌کننده اجتماعي و ساختاري سلامت بالاتر رفته است، در نتيجه بهداشت جهاني نياز دارد برنامه‌هاي جديد و با ماهيت واقعي و روش‌هاي کاري نوين را دنبال کند. از سويي برنامه‌هاي ناتمام در زمينه مهار بيماري‌هاي عفوني و بهداشت مادر و کودک را نيز هم چنان ادامه دهد.
مواردي که به توجه فوري نياز دارند
جامعه جهاني بهداشت بايد موارد زير را در نظر داشته باشد و آگاه باشد که:
 بروز بيماري‌هاي غيرواگير مزمن مانند بيماري‌هاي قلبي‌عروقي، ديابت، بيماري‌هاي مزمن انسدادي ريه و بعضي سرطان‌ها، همراه با بيشتر بيماري‌هاي غفلت شده مانند بيماري‌هاي رواني با سرعت حيرت‌آوري در سراسر جهان رو به افزايش است و بايد راهکارها و خدمات مداخله‌اي موثري که در حال حاضر هم وجود دارند، به خوبي در اين زمينه هدايت شوند و بروز و شيوع آنها را به حداقل ممکن برسانند.
 رشد جمعيت، تغييرات آب و هوايي و شهري شدن، فشار زيادي به تامين آب وارد مي‌آورند که نياز دارد تلاش‌هاي جديدي براي تامين آب سالم و سيستم‌هاي بهسازي آن انجام شود.
 بايد تکنولوژي‌هاي جديد درمان و پيشگيري از اين بيماري‌ها به بيماراني که نياز فوري دارند، رسانده شوند.
با توجه به تمامي موارد فوق، براي رسيدن به برنامه‌هاي جديد، چه تغييراتي لازم است؟
 نخست آنکه نياز به پژوهش‌هاي چندجانبه و رويکردهاي چند بخشي احساس مي‌شود تا به فراسوي بهداشت عمومي سنتي و پزشکي ناحيه‌اي حرکت کنيم. از سويي بايد انديشه‌ها و توانايي‌هاي ويژه را در زمينه اجتماعي، مديريت، جامعه شهري، سياسي و اقتصادي به کار گيريم.
 دوم آنکه، بودجه‌هاي فعلي تحقيقات و برنامه‌هاي بهداشت جهاني افزايش يابند. «پيمان جهاني در بيماري‌هاي مزمن» جديد، نمونه‌اي از مکانيزم مالي جديد پژوهش در حوزه بيماري‌هاي غيرواگير و فرم نويني از تحقيقات چندجانبه در کشورهاي با درآمد کم يا متوسط مي‌باشد.
 سوم آنکه، مدل‌هاي جديد تحقيق و توسعه، بايد با روش مشابه ديگر دستاوردهاي موفق هماهنگ شوند و شرکت‌هاي دارويي نيز در اين ميان کمک‌هاي لازم را بنمايند.
 چهارم، کشورهاي ثروتمند جهان، با يک ابتکار عمده، ظرفيت‌هاي نهادي پژوهش، آموزش عالي و توسعه سياست را افزايش داده و قدرتمند سازند.
در هر صورت، عصر جديد جهاني شدن به توجه بيشتري به آموزش پزشکي در حوزه بهداشت جهاني نياز دارد. اروپا و آمريکا بايد برنامه‌هاي خود را تغيير داده و دانشجويان بيشتري را از کشورهاي در حال توسعه جذب خود نمايند. از سويي، کشورهاي پيشرو در امر بهداشت و سلامت، بايد انعطاف‌پذيري بيشتري براي همکاري با تجربيات و تحقيقات باليني در کشورهاي با درآمد کم يا متوسط از خود نشان دهند.
با توجه به مطالب فوق و مهم‌تر از همه، بايد بهداشت جهاني دور جديدي را با همکاري‌هاي چندجانبه آغاز نمايد که به جاي محدود شدن به تکنولوژي، بيشتر مردم‌گرا باشد و عمدتا کشورهاي در حال توسعه يا عقب‌مانده را در نظر داشته باشد. جهان به سهم بيشتري نياز دارد، نه تنها براي بهداشت و بيماري‌، بلکه براي راه‌اندازي برنامه‌هاي پژوهش و پياده‌سازي آنها.
منبع:
Lancet,Oct.2009

  مترجم: دکتر نيلوفر شايسته