نفس خیال
به بهانه شصت وسه سالگی ام
من باید تاوان این همه را میپرداختم:
نداشتن خواهر وبردار ونازدانه بودن وحتی گپ مردم که � سندکی� است
فقیری خانواده وپائین بودن سویه خانواده همیشه پدر مزدور ودهقان ومادر هم مصروف کار مردم فرهنگ نامیمون است که از طبقه پائین داکتر نمی براید
قواره زشت، قد پست وآله خورد
تاوان بودن در کشور را می پرداختم ،به وطن بر گشتنم ویا تلاش برای برامدن از چنین کشوری شوم یعنی اینکه چرا در چنین کشوری که نمی پذیرد ماندم
خانم بیسواد،آنچه من نیازداشتم پاسخ گو نبود وفقط تقلید دیگران میکرد وعلاقه به مصرف وپول داشت و رفتار من از سویه اش بالا بود
بیماری های زود هنگام
از کودکی دندان درد تمام عمر دندان درد ودر همه شرایط مصروف تداوی دندان
سرف که نه معلوم است توبر کلوز باشم ونه سینه بغل بلکه برانشیت حساسیتی که بهترین موقع زندگانی ام واز بسیار چانس ها ماندم ومی مانم
افسردگی آ در اندک ترین گپ گریه میکنم وعاطفی وخیلها به تکلیف هستم حتی در یگان محفل از شعر خوانی وارائه صحبت ومصاحبه تلویزیونی باز میدارد
� بیمار بد قلغ� هستم درین اواخر پای درد وبی حوصلگی در پای وحتی پیدا شدن Heel sporeدر پاهایم همین لپذیرش باز میدارد
لحظه همین سطور را مینویسم به شدت کری های پایم درد میکند و فکر میکنم که وسیله مصنوعی صلیب سرخ هم کمک کرده نمی تواند
یک نوع مشکل روانی دارم که فکر میکنم باید به .... نا باور باشم وعقیده ام زیر سوال برود مردم مرا درک نمی کند ومن باید با افراد سویه بلند مصاحب باشم که مرا پذیرفته بتوانند که قواره زشتم وپیکر نهیفم از
نیروپاتی ها
مشکل نزدیک بینی وداشتن عینک
شکر ، چربی خون ، پر خوری وضعف بدن وسقوط فشار که حتی داکتران در پیدا کردن رگ من مشکل دارند
ترس ناشی از تربیه در دوران کودکی
پیری زود رس اختلال جنسی ، موی سفید ویگان بار غلطیدن ها در مسیر راه وبیماری الزایمر و....
به اصطلاح �همه کاره بی روزی� گاهی ادبیات را قب بزن وگاهی طب وگاهی تاریخ وگاهی زبان وگاهی نیازهای مردم برس گاهی عروسی وگاهی غم وگاهی اربابی مردم
مرگ عمه ام بعد مادرم وبعد پدرم
یگانه کسی شاید باشم ، تجربه پادشاه گردشی ها ، سیااست های نا جوانمردانه ، افراطیت، کانکور صنف هشت، عسکری، تهدید های امنیتی ولت وکوپ اندیوالان وحتی تجاوز را دارم
اندام ضعیف ونهیف وناتوانم واینکه در خانه سرکوب میشدم که هیچ گاه در مقابل یک زور گو پاسخ دندان شکن داشته باشم نداشتم
استفاده درست از مسلک ووظیفه نه کردم از وطیفه ومسلک خود که بسیار ازرزشمند بود وحتی تعدادی ارزوی ان بوده اند خیر ندیدم واستفاده درست کرده نتوانستم
همیشه چانس خوب نداشتم که در عوض من کسی دیگر ا معرفی میکردند ودر همین معاینه خانه به عوض من حتی یک نرس از نام من سو استفاده میکند
استفاده از زبان از بیکی وترکی صدمه های زده که تعدادی فکر میکنند فوق العاده متعصب است وفقط به زبان ترکی اش علاقه دارد ودر انسو اگر با یک بی زبان ازبیک یا ترک زبان به ترکی گپ بزنم بی علاقه شده وانقدر به تداوی ام اعتنا نمی کند وحتی در بعضی حالات از معاینه خانه برامده که از ازبک داکتر هم نمی براید وتعدادی هم در حمایه وتعریف وتوصیف هم شده اند
تلاش هایم در باره تربیه اولاد مرا راه گم ساخته یا یک پدر خوب نیستم ویا یک مربی خوب نیستم ویا ااینکه اولادها وشاگردهایم از من سو استفاده میکنند.
مریض با شنیدن نام من براینکه تداوی ام نتیجه داده به نزدم میاید واین وضعیت نا بسامان معاینه خانه تقریبا اورا دلسرد میسازد.
خوش باور بودن اما در بسیار ی حالات اینکار را میکنم تا دوستی پیدا کنم ویا توجه مردم داشته باشم
مشکل میراث خانواده گی ام از روزیکه دانشگاه را خلاص کردم وبا این جنجال ها رو به رو هستم که معلوم نیست که چه خواهد کردم
جرائت پاین وعدم حمایه از طرف بزرگان وخویشاوندان واکثرا سرکوب گر بودند
تاوان اعتماد وساده بودن
من اگر انکشاف میداشتم مثلا وظیفه مشاورت میگرفتم ویا رئیس میشدم همه فکر میکرد که واسطه اش دوستم ، شهرانی وپدرام وثریا دلیل است اونها کمک کردند که رسیده باشد در حالیکه از توانائی ، تلاش واستعداد من آگاه نبودند
زیاد شدن تعداد اولادهای وعدم دسترسی به تربیه آنها وشرایط بد فیض آباد در تربیه اولادو جوانها نه گذاشتم که خوار وزار باشند اگر دزدی میکرد ویا موتر چپه میکرد ویا بندی میشد مادرش واسطه میشد ومرا متهم میکرد تو اولاد مرا پیش مستری میمانی و پنچر مین میگذاری ....
وظیفه های متعدد وجراحی ، نرسنگ ، روانی ، استاد دانشگاه ، سره میاشت ، ترینیگ گیری ( حتی رئیس انتخابات و کار در بازار ودکانداری ومصروفیت بی معنی در شبکه های اجتماعی چاپ اخبار
حتی خبر نگاری از من پرسید که در آینده چه پلان های داری : من برایش گفتم آینده نامعلوم ومجهول ، نفوس زیاد شده مردم هم بیکار مجبور اند که به خاطر تنازع بقا جنگ کنند نان پیدا کنند ودر دنیا بگنجند که همه اینها تاوان دارد همانا جنگ ها ومردن ها
مهمان ومهمانداری بی معنی وزیاد
.........شاید زیاد باشد اما من فقط به خاطر سالگشت زاد روزم همین گپ ها در ذهنم گشت که در چاپ بعدی کتاب تقدیرم توجه کنم
چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را