عقب نشینی نیرو های دولتی وسقوط ولسوالی ها ی بدخشان سوال برانگیز است؟ نوشته : قدیر بران بدخشان یکی از ولایات درجه اول از جمله 34 ولایت افغانستان است که در شمال شرق کشور موقعیت دارد وبا کشور های پاکستان ، تاجکستان وچین هم سرحد است ودرین اواخر به کمک سازمانهای خیریه بهتر شده وراه های مواصلاتی صعب العبور به هر سو دارد وتقریبا در تما م حصص ان موتر رو است ومردم زراعت پیشه اند وافکار دینی هم در اوج خود است وبسیاری از طالبان ومتفکران دینی هم یا هم ترجمانان مسایل دینی بدخشی اند .

طالبان اکثرا پشتون های اند که از قندهار منشا گرفته اند واز دیگر اقام فقط کسانی هستند که در مدرسه های پاکستان با ایشان هم سبق بودند وکسانیکه از دولت مجاهدین ناراض شده اند با ایشان پیوسته اند . من در کدر رهبری شان فقط چند تا انگشت شمار مثل مولوی حنیف ومولوی عبدالشکور مطمئین که در بدخشان تولد شده را نام میبرم .ومتباقی هم همرزمان نجم الدین واثق اند واز حکومت مجاهدین ودولت دورشدند ودر جبهات طالبان جذب شده اند وتعداد زیاد هم از بیسوادان وغیر طالبان هم با ایشان در جبهات حضور دارند واز اتباع خارجی هم چشم پوشی کرده نمی توانیم .قرار گاه مرکزی شان در دره خوستک اند وگفته میشود که فامیل های اعضای خارجی طالبان درانجا زندگی میکنند وطالبان هم با موی های دراز وبلند وپکول نورستانی وتفنگ شانه زود شناخته میشود.نفوس در حدود بیش از یک ونیم ملیون نفر است وبیست وهشت واحد اداری دارد وصرف مرکز به دست دولت است وتمام ولسوالی ها وشاهراه بدست طالبان سقوط کرده است به جز کران ومنجان.. پیامد های سقوط: • ایجاد رعب وحشت(به طرفدار وغیر طرفدار وملکی وعقده مند وانتقام گیر....) مردم در زمان حاکمیت قبلی طالبان خاطره بدی دارند وهم چنان قصه های از جنگ ها وجبهات واسارت ها در ذهن شان تداعی میکند . بنا لت وکوب وجزا های سنگسار واعدام ومحاکمات صحرائی ایشان توان مقاومت وحرف زدن در مقابل شانرا ندارند • تخریب دستاوردها(کمپیوتر ، فایل ها، مکاتب رسمی، وارده وصادره، اسناد،آزادی مجرمین حق العبد، حق الله، سیستم موجوده که چندین سال بالایش کار شده .....) • شناخت دوست ودشمن • تخریب وسایل نظامی، محاربوی وساختمان ها( فرماندهی امنیه، سیستم به خصوص موسسات کمک کننده،نظم اداری ....) • کشتن اسیر ها ویا عفو عمومی شده بعد ازیک مدت اما در خفا وپنهانی • دروغ گوئی وعدم حمله به مراکز شهرها اما با استفاده از فرصت این کار را طالبان کرده اند. • ایجاد سیستم نو(ریش ماندن، تهیه نان وغذا، تدارک عشر وزکات،قیودات زنها، عدم تدریس معلمان شغنی،همکاری در جبهه از سه نفر فامیل یک نفر در جبهه، ازدواج ، تهیه مهر، کنترول نرخ بازار ،ادای نماز ها به جماعت، جدا کردن خانم ها از مردها در مکاتب وکلینیک ها ومراجعه به ادارات دولتی، عدم خروج خانم ها بدون محرم، عدم سرکشی از دستورات اداره وفرمانده وامیر وامر به معروف ونهی از منکر، تهیه آب ونان به طالبان.....) • اکثر طالبان زندگی بدوی داشته اند ودر مدرسه های دینی ودر کوه ها بوده اند از قوانین(قانون اساسی، قانون جزا ، قانون مدنی ، قانون کار ، قانون ادارات دولتی ، اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون های بین المللی وقانون اطفال ، قانون احزاب سیاسی ) چیزی نمی دانند ویا کم میدانند بنا فیصله ایشان یا به اساس دیدگاه خود اند ویا آنچه که در کتاب های فقهی ودینی خوانده اند میباشد . پس سازش با ایشان زمان گیر وخیلی دشوار است. • مبادا مقر ولسوالی هدف طیاره قرار بگیرد بنا طالبان ترجیح میدهند که در خانه جا بگیرند (نبود محل کار به ولسوال نو تعین شده وفرمانده نو ، وقاضی.....تقر وظیفوی بدون اینکه سند فراغت داشته باشند و....) • بیکار ماندن تعداد از کارمندان نخبه وکارفهم • شاید فرار کدر ها ونخبه ها وسرمایه داران • افزایش وتورم اداری در پرسونل ادارات دولتی • نبود معاش وبودجه وعدم ارتباط با دولت مرکزی • دهقانان نسبت جنگها نمی توانند محصولات شانرا به طور شاید وباید جمع آوری کنند، پرزه جمع آوری عشر وزکات همین حالا آغزشده است وبه هرقریه مکتوب روان میکنند که اینقدر گندم جمع آوری کنید. ونان سه وقته مجاهدین تدارک دیده شود که ده ده نفر به مسجد های خوردوبیست بیست نفر به مسجد ومناق کلان اختصاص داده شده است. • عدم موجودیت یک تقویم کاری به مامورین دولتی • مزاحمت به کار روتین(دهقانی ، چوپانی وساختن تعمیر وپاک کاری جای ، قرغ مالی، میر آوی وآسیابانی .....) • در اثر آغاز حملات مقابل استفاده از سپر انسانی واستفاده از خانه های مسکونی ومدرسه ومکتب به خاطر حفظ جان وقدرت وسلاح خویش .. • نبود یک نظم خاص در هنگام زایمان (به زنها حتما داکتر زنانه باشد، انتقال بیماران به شفاخانه های ولسوالی وولایتی)، بیماریها وحمل ونقل وسفر ومیله ها... • ..... چگونه ولسوالی ها سقوط کرد؟ 1. واگذاری مسولین( نبود اراده قوی، عدم اطاعت از مرکز، عدم اکمالات، بی تجربه گی ، بیخبر ازینکه مرکز چه دستور داده ، افراد ارتباطی....) 2. فرمان مرکز «که جنگ نه کنید» « ما به شما رسیده نمی توانیم» هوا پیما نداریم که کمک تان کند 3. ترس واهمه از خیزش مردمی وکشت وخون 4. بسیاری از مقامات به شمول رئیس جمهور وداکتر عبدالله وفرماندهان ....خانم ، اقارب واولاد هایشان در منطقه وجغرافیای افغانستان نیستند 5. ارتباط قبلی داشتند فقط خوش آمد گوئی کردند 6. انتقام وعقده ها در اثر فرمان عفو عمومی وتغیر در شیوه جنگی طالبان ونرمش آن سبب شد که یک تعداد جانهای شیرین شان در خطر بود حفظ کنند وتسلیم شوند 7. امرودستور قلدران وجنگ سالاران که به زور تفنگ نان خورده اند وبرای بقای خویش ودارائی شان تسلیم شده اند (انانیکه در اپوزیسیون دولت بود ند ویا در پارلمان وسنا اند ویا فرماندهان سابق خلع قدرت....) 8. کمک حزب اسلامی 9. فرار مقامات ولایتی که زمینه را فراهم ساخت تا نیروهای جنگی مورال خودرا ازدست دهند«امید شان قطع شد»« حتمی طالب میگیرد» « توافق پنهانی موجود بوده» 10. بی تجربه گی وعدم سلسله مراتب در گزینشوزیر دفاع وداخله وامنیت ملی ومعینان ..... 11. ولسوالان وفرماندها به اساس روابط مقرر شده اند سقوط بعضی ولسوالی ها: I. یمگان وردوج(قسمت زیاد ان) چندین سال است در دست طالبان بود ادارات صحت عامه ومکاتب معاشات شانرا اخذ میکردند ولسوال وفرمانده در جرم ، بهارک ودر خانه هایشان اجرا ات میکردند ومعاش بدون کار میگرفتند واینگونه حاکمیت ساحه در دست طالبان بود وآواره های در جرم وبهارک وخاش وفیض آباد یا پوسته داشتند ویا هم مفت خوری میکردند II. جنگ با سقوط ارغنچخواه آغاز شد(چندین حمله ضد حمله وکشته شدن فرماندها مشهور شان آدینه وفرمانده حفیظ .قیوم ...) ماها وحتی دوسه سال دوام کرد وطرفین جنگ با هم در آشتی وجنگ بودن شب یکی پادشاه ب.د وروز دیگری . فرماندهی پولیس زیر ساطور وشلیک طالبان قرار داشت وهرلحظه خطر بماردمان پوسته طالبان میرفت وبالاخره با بن بست افتادن مذاکرات صلح در دوحه بدون کدام در گیری ارغنچخواه تلیم طالبان شد ونیروهای از راه دشت پنگ به بهارک وفیض آباد آمدن ولسوال عبدالاول هم دفترش در خانه اش فیض آباد وقاضی هم در محکمه وفرمانده در خانه وبهارک ... III. در روز های عید فطر 1400 آوازه شد که طالبان میخواهند وخاش وزیباک را سقوط دهند همینگونه با فرماندهی مولوی امان الدین ونور الهدی مقام های طالبان جنگ به خاش کشانده شد وبا سقوط پوسته احمد شاه غرمی در درخان طالبان از سه طرف وار خاش شدند وشرف الدین ، سراخ ولسوال وقرماندن امنیه وامریت امنیت ملی از راه کوه بالای دهنو خاش به جرم وبهارک فرار کردند وطالبان خاش رافتح کردند وزندانیان را آزاد وتعمیر ولسوالی را به آتش کشیدند ومولوی امان الدین هم در روز جمعه 28 جوزا در مدرسه خاش بیانیه داد وبه مردم آرامش داد فرمان عفو خواند ... IV. طالبان بعد ازینکه از خاش بیغم شدند به جرم حمله کرند در دوسه حمله عقب نشینی کردن تا اینکه به دستور سر پرست فرماندهی امنیه وافراد مربوط به ذکریا سودا در حمله چهارم جرم بدون درگیری به طالبان واگذار شد وتعداد از فرماندهان که در روز های قبل جنگیده بودند ویا از خاش فرار کرده بودند به طرف بهارک به قلاتک جا بجا شدند V. آوازه سقوط راغها سر زبانهاشد وبه کمک مردمان وفرماندهان قلدر ولسوالی خواهان هم بدون کدام در گیری به دست طالبان افتاد وعساکر به تاجکستان که قبلا از بندهای حیرتان وایم خان وشیر خان بندر فرار کرده بودن به تاجکستان رفتند VI. در همین اثنا سقوط بهارک بزرگترین پایگاه نظامی شمال شرق وبدخشان با تسلیم شدن بچه نجم الدین واثق وفرماندهان نامدار منطقه خاش وجرم وعقب نشینی فرمانده حبیب به پایان رسبد وطالبان تا نزدیک ویک کیلومتری فیض آباد رسیدند ودیگر امیدها قطع شد ومسولین فیض اباد رئیس جامعه مدنی ، دانشی ولسوال ومجددی شورای ولایتی ورئیس امور زنان به همرای عمله وفعله شان از طریق هوائی فرار کردند وشهر به حالت وحشت درامده بود. VII. خبر سقوط کشم غیر مترقبه بود.بعد از سقوط ولسوالی تگاب ولسوال وفرمانده امنیه کشم آماده جنگ وتهیه وجابجائی پرسونل جنگی در ساحه های آمد آمد طالب بودند که نا گهان طالب به درواز ه فرماندهی امنیه به همکار معاون سفر (حزب اسلامی) دست بسته به طالب بدون خونریزی وجنگ تلیم شدند وطالبان در مقر فرماندهی امنیه ولسوالی جا بجا شدند. مولوی امان الدین در مدرسه کشم بیانیه تاریخی اش را داد وبعد در ارگو هم به مردم گپ زد VIII. ارگو هم بدون درگیری سقوط کرد ولسوال وفرمانده در فیض آباد بود ند وچون پیش ازین در حومه های شهر وحدت بود با سقوط درایم (که برادر والی موجوده بشیر احمد صمیم در صفوف پولیس محلی بودبا افرادش به طالب پیوستند وممکن به دستور خود والی هم صورت گرفته باشد که در هنگام سقوط فیض آباد از او حمایه نماید،)بدون کدام در گیری شهر وحدت هم تخلیه شد IX. شهر بزرگ توسط دو فرد ارتباطی که از دولت معاش میگرفتند سقوط داده شد وایشان ولسوال قوماندان امنیه را رخصت نمودند وخودشان بیرق طالب بالا کردند وبعد از چهار ساعت مولوی شبیر احمد عملا معلم ومدیر لیسه کاتک ها وارد خوردکان شد واینگونه بدون در گیری شهربزرگ از پا درامد وپولیس سرحدی آویز هم به تاجکستان فرار کرد وخیر وخلاص X. زیباک توسط یک دهقان نفوذی بدون در گیر تسلیم شد واعضایش به اشکاشم وتاجکستان رخت سفر بستند XI. اشکاشم وشغنان به مصلحت رهبران مذهبی واربابان سبب شد که فرمانده ولسوالان به تاجکستان فرار کنند وبعد از بیست وچهار ساعت طالبان درانجا مستقر شوند XII. واخان هم فتح شد XIII. دروازها هم به تسخیر طالبان دراند ویگانه ولسوالی بی طالب همان شکی بود که توسط خود مردم کنترول واداره میشود وفرماندهان دیگر جان خلاص گر همان تاجکستان بود راه فرار ربر قرا ترجیح دادند.... XIV. .......کران ومنجان ؟ جنگ ها جریان دارد وخبراز تلفات است وهمین لحظه که این سطور را مینویسم میگویند تا حدود 20 طالب کشته شده است درس هایکه بایدآموخت! A. تعریف دوست ودشمن باید معلوم باشد B. مذاکرات صادقانه باشد C. وابستگی خارجی عملا افشا شود ویا پس پرده نباشد D. توافق نامه سیاسی امریکا با طالبان واضح باشد که کدام ولسوالی وچگونه با کدام شرط وشرایط به طالبان واگذار شود. همینگونه رسمی وجود ندارد E. علت قطع گفتگو های بین الافغانی چیست F. علت سفرها پادرازی های مقامات طالبان(گاهی روسیه ، گاهی ترکمنستان وگاهی ایران .....) چیست G. کمیسیون مستقل حقوق بشر کشور می‌گوید که بربنیاد یافته‌های این کمیسیون، طالبان در مناطق تحت کنترول شان مرتکب نقض جدی حقوق بشری زنان و وضع محدودیت بر آنان شده‌اند H. موضع گیری پاکستان ضد ونقیض است عمران خان خوش بین وزیر خانه پاکستان نظر نیک دارد اما فرقه های جهادی وتمویل کنند ها نامعلوم هنوز هم طالبان در پاکستان سفر دارند وفامیل هایشان در انجا اند حتی اجساد افراد کلیدی شانرا درانجا دفن میکنند. I. خلیل زاد هم درست واضح نمی گوید یگانه اعتمادیکه به طالبان دارددر چیست؟ آیا آنهارا به خاطر جهادیون وبرای پایان دادن این همه بدبختی ها حمایه میکند که باید به شکلی ریشه کن شوند ویا خلع سلاح شوند J. بی تجربه گی، نبود سیستم عزل ونصب، رتب عسکری ودسیپلین سربازی سبب شد که وزرا دفاع وداخله چندین بار تغیر وتبدیل شوند یا اشخاص غیر مسلکی نظر به سلیقه دوتیم برنده انتخابات باشد K. وزیر دفاع ، وزیر داخله عملا با رئیس ارتش همیشه در سنگر ها باید باشند تا به سربازان نیرو وقوت شوند . من یقین دارم که اکثر فرماندهان امنیه ولسوالی ها نام های وزرا داخله ودفاع را نمی دانند L. حاکمیت طالبان در ولسوالی ها نشان داد که داعش ، القاعده ودیگر گرو های مخالف دولت با هم رابطه دارند زیرا در چند روزی که طالبان حاکمیت دارند هی چ نوع واقعه از طرف ایشان دیده نه شده است M. مقامات(به بهانه دیدار وجلب همکاریها) در فکر چکر های خارجی اند اما درد بزرگ را مردم افغانستان میکشد.پیروزی در جنگ است نه در گفتگو N. با قوانینی که طالبان در مناطق تحت کنترل شان به اجرا گذاشته اند، مشخص است که طالبان، صلح نه، تسلیمی می‌خواهند؛ O. اتباع خارجی عملا در ساختن ماین ها، پرزه ساختن موتر ها وتانک ها وحتی اشتراک وفرماندهی در جنگه دیده شده است که باید با کشور هایکه اتباع شان عملا در بدخشان حضور دارند گفتگو شود یا از ایشان خواسته شود. P. کشور هایکه در پروسه صلح میخواهند همکاری کنند بدون در نظر داشت تعلقات واختلافات ذات البینی شانرا صادقانه این همکاری را بکنند Q. قطر ، ماسکو، تهران از دادن معاش وکارهای سخاوتنمدانه به گرو ها بپرهیزند تا ایشان ازین راحتی به مشکلات وادار کرده شود تا به مذاکره تن دهند مثلا چه گفته به هیات گفتگو کننده طالبان 50000 درهم ماهانه داده میشود ویا چگونه پاکستان ویزه وپاسپورت به ایشان میدهد وماسکو چگونه بدون ویزه ودعوت نامه به مسکو سفر میکند ویبسایت های شان چگونه فعال ساخته میشود R. اکثر مبارزین وطالبان اطفال خورد سال کمتر از 18 سال اند وازانها استفاده سو میشوند ویا از مردم جاهل وبیسواد استفاده میکنند که حتی نمی دانند به کدام سمت وسو روان اند ویا از افراد یاغی ودوسیه دار استفاده میکنند. S. دولت اگر اراده جدی برای ریشه کنی طالبان دارد باید همو قوانین سخت گیرانه که در دوران نجیب بود وضع کند مثلا در واگذاری قطعه وخیانت به اردو ونظام اعدام شود ویا اشخاص مسلکی وکار ازموده را استخدام کند وبرایش اخطار داده شود اگر کوچکترین خلاف رفتار دیده شد از وظیفه سبکدوش ویا حبس شود. T. جالب اینکه همین اکنون درب کابل بانک گیروبار است وعساکر مخصوصا فرماندهان خائین وتسلیمی از هم بیشتر پافشاری دارند تا معاشات شانرا بگیرند ودر افغانستان سیستمی هم وجود ندارد که به مجرد خیانت وظیفوی وغیبت در وظیفه وجبهه اوتومات معاشات شان حذف وتعلیق قرار بگیرد. U. طالبان هم در بعضی حالات سردر گم اند گاهی از یخن داعش سر بلند میکنند وگاهی هم القاعده .تصامیم مرکزی که در دوحه گرفته میشود ویا از مقر امیر المومنین به تعدادی هم خبر داده نمی شود . به همان فکر وقوه جذبه اسلامی بدون هدف به سوی آینده نامعلوم در جنگ اند حتی در بعضی حالات دیده شده که نیت حکومت کردن هم ندارند با براه انداختن کشت وخون وجنگ وسقوط رهبران شانرا مطرح میکنند تا در کشور ها جای پای کند وحرفی به گفتن داشته باشند ودر غیر ان همه بی برنامه. رهبران دوحه هم دودسته وچند دسته اند یکی میگوید کمک مردم با ماست و80 در صد تحت کنترول دارند ودیگری میگوید ماکشت وخون نمی کنیم وسومی هم میگوید جنگ راه حل نیست معلوم نیست که اینها چه هدف دارند . من فقط میدانم که همان به رسمیت خط دیورند است ودادن آب به پاکستان وایران وهمکاری در انکشاف کشور های میزبان V. مردم بدخشان گوسفندی اند «هرچه پیش امد وخوش آمد» اما از آینده معارف ، زندگی روز، تکنالوژی معاصر وپیشرفت ها شاید عقب مانند W. مهم ترین بخش عقیده اسلامی است اما به نظرمن کشورهای اسلامی ازین نام فقط وسیله استفاده میکنند وانقدر ضربه به پیکر اسلام توسط خود کشور های اسلامی زده میشود که حد ندارد وبه شعبات مختلف تقسیم شده اند بنا لازم نیست که از دستورات این وان کشور استفاده شود .به همان شیوه سنتی که بابا واجداد مان بوده بهتر است ازان پیروی شود. X. دولت میخواهد با سربازان اجیر وپول پرست و گاهی هم وطنپرست خودرا زیرک جلوه بدهد وبا اسلحه ومهمات وتوپ وتفنگ مینازد اما طالبان به اراده وعقیده جنگی خود زیرک تر چابک تر وحتی با فکر واعتماد بلند تر ودر آخر الف:دولت ادعا دارد که عقب نشینی مان تاکتیکی بود ودر بعضی موارد غفلت وظیفوی وسومی ادعا دارد که دستور از بالا بود ویک پاک سازی از ملیشه وشناخت وفادار وجفا کار ویک نمایش که بسیاری ها فکر طالبانی داشتند تا ببینند که کار خوب میکرده واز که بد.... ب:اما آنسوتر:یکی از فرماندهان طالبان با این عقیده اسلامی که « خدا که داده مان ما را کس از جای مان شور داده نمی تواند . اینکه خدا گیری شود ما را از منطقه بکشد کار خداست ودر غیر هیچ قدرتی مارا بیرون کرده نمی تواند ما به فتوحات مان ادامه میدهیم» ما بدون نصرت خداوند وهمکاری مردم چطور قادر میشویم دریک روز دهد ولسوالی را سقوط میدهیم ج:من داکتر قدیر :به لحاظ خدا همین اکنون صلح کنید زیرا وقت جمع آوری حاصلات است واینقدر مردم در زمستان چه خواهند خورد وکمک های جهانی قطع است وبعد در قسمت به قدرت رسیدن یا تطبیق اهداف بیگانه وبادارانتان چورت بزنید