نفس خیال
تعداد از دوستانم مستقیما به رویم میگویند که رفتارت والله به داکتر نمی ماند ، چپلی های خاک پر ، واسکت یخن چرک، وکالای بیش از یک هفته پوشیده ازهمه بدتر پای پیاده در سرک بالا بروپایان برو، مصروف فیس بوک، معاینه خانه چتل،در هرمجلس نخود پیش قاشق، در میله جامعه مدنی، میله داکتران واطلاعات وفرهنگ ومجالس آنها ، در مجالس فراغت...حتی در ختم های قران کریم ولایت، در شاد وغم قشلاق،حتی در بعضی مواردخبرت هم نمی کنند در عروسی ها میروی وباز سهکانی نمیری یعنی مفت ات را میزنی،در بسیاری وقت ها هردو دست پر از سودا(مواد اولیه)، گوئی که تو اولاد نداری،کلاه پیک دار، روی بازار نان خوری ات ، حضور در کله وپاچه فروشی ،.....را عنوان میکنند
راستی من خودم هم متوجه همین موضوع بوده ام بسیار شیک میپوشیدم وهمیشه دغدغه ام همین بود که مردم به من ایراد نه گیرند اما« روزگار آینه را خاکستر کند» یا بیمار روانی شده ام ویا اینکه هر قدر زحمت میکشم وفامیل محترم هم زحمت میکشند، ایراد میگیرند ، کالایم را به زور تبدیل هم میکنند اما من به همین .....ادامه میدهم که خودم هم نمیدانم.
چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را