نفس خیال
امشب ساعت یازده شب از نمره۰۷۲۸۰۹۵۴۵۰ برایم زنگ آمد با لحن تند که خواب هستی؟ من برایش گفتم که گپ تانرا بگوئید( اکثرا بیماران از پیشرفت بیماری شان می پرسند) بدون سلام علیک میکشمت برایم گفت من که از بیماری مزمن رنج میبرم وزانوی پایم در د میکند تلفون راقطع نموده تا صبح باد غدغه این تلفون خواب ام هم نه برد
من به خود اندیشیدم که دوای کدام بیمار نا سازگار واقع شد
کدام محصل بی تربیه بود که چانس خورده بود
یا اینکه کدام معتاد یا فقیری به خاطر اینکه داکتر هستم پول مفت بدست بیارد
یا اینکه در فیس بوک یگان چیز ها مینویسم به شان این دوآتشه برخورده
کدام اقاربم میراث برم بوده که میخواهد ازاین طریق خق اش را بگیرد
ویا اینکه از لنده های ......بود
به هر حال باید جدی بود واحتیاط نمود واز اولاد ها مراقبت نمود
+ نوشته شده در پانزدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 9:12 توسط داکتر عبدالقدیر بران
|
چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را