زيستشناسي ازدواج/باتشکر از گروه سلامت
ترجمه: دکتر علي ملائکه/نتيجه عجيب يک تحقيق جديد پژوهشگران ميگويند گرچه اين نتايج مقدماتي است، اما به پژوهشگران ديدي عميق درباره رابطه ازدواج و سلامت ميدهد. اين بررسي نشان داد زناني که ازدواج بدون طلاق يا بيوه شدن داشتهاند، کمتر در معرض عوامل خطرساز براي بيماري قلبي- عروقي مانند فشارخون بالا قرار دارند. بر اساس اين بررسي، ازدواج در مردان اثر حفاظتي از لحاظ سلامت قلب ندارد و برعکس مرداني که در سنين پايين ازدواج کردهاند، با احتمال بيشتري نشانههاي هشداردهنده کدام بيشتر نفع ميبرند: مردان يا زنان؟ پژوهشهاي پيشين درباره ازدواج و سلامت نشان دادهاند ازدواج براي سلامت مردان مفيد است، اما تاثيري بر سلامت زنان ندارد. اين نتايج ممکن است تا حدي به اين علت باشد كه زنان نسبت به مردان بيشتر مراقب سلامت خود هستند، بيشتر به پزشك مراجعه ميكنند و نقش يادآوري کردن به شوهرانشان براي مراجعه به پزشک را نيز به عهده ميگيرند. براي مثال يک بررسي در سال 2011 نشان داد مردان متأهلي که به علت حمله قلبي تحت درمان هستند، زودتر از همرديفان مجردشان بهبود پيدا ميکنند، اما چنين تفاوتي در ميان زنان متاهل و مجرد ديده نميشود. پژوهشگران در توضيح تفاوت يافتههاي اين بررسي جديد با بررسيهاي پيشين، ميگويند: «اغلب بررسيهاي پيشين درباره رابطه ميان ازدواج و سلامت يا بر مبناي گزارش شخصي افراد از سلامتشان بودهاند که ممکن است غيرقابل اعتماد باشند، يا سوابق کلي مرگ و مير را ملاک قرار دادهاند که علت ارتباط ميان ازدواج و سلامت و مرگ را روشن نميکند.» بنابراين در اين بررسي تازه، ارزيابيها بر اساس عوامل خطرساز زيستي يا نشانههايي که ممکن است بيانگر اختلال سلامت افراد باشد، انجام شده است. پژوهشگران با استفاده از دادههاي «طرح ملي سالمندي و بهداشت اجتماعي» سابقه ازدواج و عوامل خطرساز در سلامت 528 زن و 524 مرد 57 تا 75 ساله را بررسي کردند. پژوهشگران براي ارزيابي سلامت افراد عوامل خطرسازي مانند فشارخون، سرعت ضربان قلب در حال استراحت و دور کمر را بررسي كردند. آنها همچنين عوامل خطرساز متابوليک (مربوط به سوختوساز) که افراد را در معرض خطر ابتلا به ديابت نوع 2 قرار ميدادند، بررسي کردند. آنها در نهايت اندازهگيري «پروتئين واکنشي C» را که در خون يافت ميشود و بيانگر التهاب است، انجام دادند. زيستشناسي ازدواج نتايج نشان داد هرچه طول زندگي مشترک بيشتر شود، در زنان عوامل خطرساز بيماريهاي قلبي- عروقي کمتر ميشود. البته اين اثر چندان شديد نيست، بهطوري که به ازاي هر 10 سال ازدواج مداوم، 13 درصد خطر بيماريهاي قلبي- عروقي در زنان کاهش پيدا ميکند. اما هنگامي که پيوند ازدواج از هم گسيخته شود، آثار زيانباري بر سلامت ايجاد ميشود. اين بررسي نشان داد زناني كه ازدواج بادوامي داشتند، نسبت به زناني که دو مرحله طلاق يا بيوهشدن را تجربه کردهاند، 40 درصد کمتر در معرض عوامل خطرساز متابوليک قرار دارند. پژوهشهاي پيشين درباره طلاق نشان داده است جدايي زن و شوهر به سلامت آنها آسيب ميرساند. يک بررسي در سال 2009 نشان داد افراد طلاقگرفته نسبت به افراد متاهل 20 درصد بيشتر در معرض مشکلات بهداشتي مزمن قرار دارند. اما اين بررسي جديد برخلاف يافتههاي پژوهشهاي پيشين، هيچ اثر محافظتي ناشي از ازدواج را در مردان نشان نداد. علت اين وضعيت احتمالا اين است که اين بررسي روي افراد در سنين بالا انجام شده بود و اميد به زندگي (ميانگين طول عمر) در مردان کمتر از زنان است. احتمالا مردان با کمترين ميزان سلامت در گروه، پيش از وارد شدن در اين بررسي فوت?کرده?بودند و در نتيجه نتايج به اين صورت درآمده است. يافتهها همچنين ثابت ميكند ازدواج در سنين خيلي پايين ممکن است براي مردان خوب نباشد. در اين بررسي هنگامي که سن ازدواج در مردان از 17 سال به 23 سال ميرسيد، احتمال دچار شدن آنها به التهاب مزمن تا به گفته پژوهشگران، وقتي مردي در منبع: Live Science
ازدواج براي قلب خانمها خوب است
يک پژوهش جديد در آمريکا نشان ميدهد ازدواج ممکن است خطر بيماري قلبي را در زنان کاهش دهد، اما مرداني که در سنين خيلي پايين ازدواج کنند، ممکن است در معرض خطر بيشتر دچارشدن به التهاب مزمن باشند...
التهاب مزمن را در سنين بعدي بروز ميدهند. التهاب يک جزو اساسي روند ترميم است، اما نوع مزمن?اش ممکن است آسيبرسان باشد. در هر حال اين پژوهشگران ميگويند ازدواج يک نقطه عطف است که بر ادامه زندگي افراد يا حداقل بخش بزرگي از زندگي آنها تاثير ميگذارد.
30 درصد کاهش مييافت.
17 سالگي ازدواج ميکند، احتمالا تحصيلات پايينتري خواهد داشت كه اين موضوع با خطر زيستشناختي بالاتر بيماري قلبي همراهي دارد. اين نگاه زيستشناختي به جامعهشناسي ازدواج هنوز در مراحل اوليه است و عوامل دخيل بسيار ديگري هم در اين زمينه وجود دارند که بايد شناسايي شوند. مثلا از آنجا که مردان زودتر از زنان ميميرند، يک مرد ناسالم ممکن است بتواند همسري پيدا کند، در حالي که يک زن سالمند ناسالم بخت کمتري براي يافتن همسر دارد. اين نسبت جنسيتي نامتعادل در سنين بالا نه تنها بر ازدواجها تاثير ميگذارد، بلکه باعث ميشود زنان مجبور شوند بيشتر نقش پرستاري از همسرشان را به عهده بگيرند و اين موضوع ممکن است بر سلامت آنها تاثير بگذارد. تحقيقات قبلي نشان دادهاند مراقبت طولانيمدت از همسر بيمار بهخصوص در ميان سالمندان با پيامدهاي منفي براي سلامت همراهي دارد.
چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را