در حدیثی پیامبر صل‌الله علیه و سلّم آمده است: «کینه و حسد نورزید؛ پشت به هم نکنید؛ ارتباط را قطع نکنید و بندگان خدا باشید، در حالی که برادر هستید».
یکی از آداب معاشرت درزندگی، سلام، مصافحه، احوالپرسی می‌باشد، تعلیمات دین مقدش اسلام مصافحه و سلام دادن را یکی از نشانه دوستی و صمیمیت میشمارد.
پیامبر اسلام محمد صل‌الله علیه و سلّم می‌فرماید: «ما من مسلمَیْن یلتقیان فیتصافحان إلا غفر لهما قبل أن یفترقا» ابوداود یعنی: «دو مسلمان با هم روبرو نمی‌شوند که مصافحه نمایند، مگر قبل از اینکه از هم جدا شوند، گناهشان آمرزیده مییشود.»
قابل تذکر است که رسول الله صَلَّی اللَّهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ و َسَلَّم زمانیکه اصحابش را می‌دید با آن‌ها مصافحه و معانقه می‌کرد و صحابه رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُم نیز هنگامی که با هم ملاقات می‌کردند مصافحه می‌نمودند.
در حدیث انس و شعبی گفته‌اند «کان أَصْحابُ النَّبی صَلَّی اللَّهِ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ إذا تَلاَقُوْا تَصَافَحُوْا، و إذا قَدِمُوْا مِنْ سَفَرٍ تَعَانَقُوْا» (اصحاب پیامبر صَلَّی اللَّهِ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَ سَلَّمَ وقتی که همدیگر را ملاقات می‌کردند مصافحه می‌نمودند و هرگاه از سفر برمی‌گشتند یکدیگر را به آغوش می‌گشیدند)
پیامبر صَلَّی اللَّهِ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ در حدیثی فرموده «مَا من مُسْلَمیْنَ یَلْتَقَیانِ فیتصافحانِ الا تحاتَّتْ عَنْهُماً ذُبونُهُمَا کَمَا یَتَحَاتُّ عَنِ الشَّجَرَةِ ورق‌ها» (هر گاه دو مسلمان که یکدیگر را می‌بینند و با هم مصافحه می‌کنند، گناهانشان می‌ریزد همان گونه که برگ درختان می‌ریزد).
رسم دست دادن وبخصوص رسم دست‌بوسی از قدیم الایام در بشریت مروج بوده وانسانها به خاطر احترام واحیانآ به خاطر تملق و چاپلوسی در حین احوالپرسی دست دیگران را می بوسیدن، و سر تعظیم و انحناء را به عمل میاوردند و در بسیاری از اقوام رسم به سجده رفتن در حین احوالپرسی مروج بود، در کشور‌های اروپای و دنیای غربی به خصوص در میان فامیل‌های شاهانه مروج است که مرده‌ها دست زنان را می‌بوسند.
قبل از آمدن دین مقدس اسلام در بین ملل مختلف نه تنها دست‌بوسی مروج بود بلکه به خاطر احترام از زعیم و رهبر قبیله و بخصوص، احترام به مقام شاهان و امپراطوران پای آنان را هم می‌بوسیدند و طوریکه از داستان‌های تاریخی معلوم می‌گردد، در ملاقات و زیارت رهبران (سیاسی و دینی) حتی مراسم تعظیمی به شکل سجده هم بجا میاوردند.
(همین حالا درکشور پادشاهی مغرب مردم به صورت عموم دست نه تنها پادشاه بلکه برادرش را هم می‌بوسند)
با امدن دین مقدس اسلام هانطوریکه بر سایر رواج‌های غیر انسانی که مقام انسان را زیر سوال قرار می‌داد ملغی و خط بطلان کشید، دست‌بوسی تعبدی و بخصوص خم شدن و سجده کردن تعبدی به انسان را مغلی و ممنوع قرار داد.

دست‌بوسیدن در اسلام:
در مورد بوسیدن دست در حین احوالپرسی در بین علمای اسلامی اختلافی وجود دارد، تعدادی از علماء به صورت مطلق دست‌بوسیدن غیر از والدین را جایز نمی‌دانند ولی اکثریت مطلق از علماء بدین باورند که اگر بوسیدن دست تا زمانیکه جهت تعبد اشخاص و یاجهت تبرک به اشخاص نباشد، آنرا امر مباح میدانند.
درروایت از حافظ ابن حجر رحمة‌الله آمده است که: اگرچه امام مالک بوسیدن دست را امر نادرست می‌داند ولی تعداد از علماء متاخرین آنرا جایز میشمارند این تعداد از علما ء که بوسیدن دست را جایز میشمارند استدلال خویش را به روایت ذیل بنا ء نموده‌اند: «در حدیثی از عمر رضی‌الله عنه روایت است: زمانیکه: که الله تعالی توبه‌ی سه نفرِ بازمانده از جنگ تبوک را قبول کرد، کعب بن مالک- که یکی از آن‌ها بود - به مسجد رفت و رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ در میان یارانش نشسته بود، در این حال شخصی بنام طلحه بن عبیدالله رضی‌الله عنه به پیشواز کعب شتافت و با او مصافحه نموده و پذیرش توبه‌اش را به او تبریک گفت؛ رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ که شاهد این رفتار بود چیزی نگفت و أبو لبابة وکعب بن مالک و دوستشان در هنگام توبه نمودن دست مبارک پیامبر صل‌الله علیه و سلّم را بوسیدند.»

حکم اسلامی در مورد بوسیدن دست پدر و مادر:
همه‌ی علماء اسلامی در این مورد اتفاق رای و متفق‌القولند که: بوسیدن دست پدر و مادر توسط فرزند جایز است بوده، و در این حکم هیچگونه اختلافی وجود ندارد، و آنرا مستحب هم میدانند، طوریکه این امر از احادیث صحیحه نیزبه اثبات رسیده است. در حدیث متبرکه آمده است که: پیامبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ به هنگام ورود دخترش فاطمه رضی‌الله عنها از جا خویش بلند می‌شد و دستش را گرفته و می‌بوسید؛ و فاطمه نیز زمانیکه پیامبر صل‌الله علیه و سلّم را می‌دید در مقابلش ایستاده می‌شد، دست مبارک پدرش را گرفته می‌بوسید. و این امر صحابه و اولاد‌های‌شان نیز انجام می‌دادند.

دست‌بوسی علما ء و اهل فضل:
تعداد کثیری از علما اسلامی بدین عقیده‌اند که: بوسیدن دست اهل فضل و علم و بزرگسالان به خاطر احترام بزرگداشت، إکرام و اجلال از مقام علمی و روحانی‌شان جواز داشته و شرع اسلامی در مورد ممانعتی نمی‌بیند.
خداونددر قرآن کریم فرموده است: «ذلک و من یعظّم شعائر الله فانها من تقوی القلوب؛ آری کسانی که شعایر خدا را بزرگ می‌شمارند کارشان نشان پرهیزکاری دلهایشان باشد» (سوره حج آیه ۳۲ )

حکم دست‌بوسی در احادیث و روایات اسلامی:
۱-حدیث حضرت عبدالله بن عمر رضی‌الله تعالی عنهما: امام ابو داود در کتاب السنن به روایت از حضرت ابن عمر داستانی را از بازگشت ایشان همراه تعدادی از صحابه از جنگی، نقل می‌کند تا آنجا که می‌فرماید: سپس همگی ما دست مبارک حضرت رسول صل‌الله علیه و سلّم را بوسیدیم (روایت در صحاح سته)
۲-حدیث حضرت زارع رضی‌الله تعالی عنه: امام ابو داود ازحضرت زارع رضی‌الله تعالی عنه روایت می‌نماید که جماعتی از مسلمانان که در رأس آن شخصی بنام عبدالقیس قرار داشت غرض دیدیار پیامبر صل‌الله علیه و سلّم به مدینه می‌آیند، زمانیکه هیات وارد شهر مدینه میگردیند، با سرعت زیاد چون مشتاق دیدار پیامبر صل‌الله علیه و سلّم می‌باشند، از شتر‌های خویش پیاده میگردیند، حضور پیامبر صل‌الله علیه و سلّم مشرف، چون سخت مشتاق دیدار پیامبر صل‌الله علیه و سلّم می‌باشد، دست و پای مبارک پیامبر صل‌الله علیه و سلّم را گرفته و میبوسند.
(مورخین تعداد مجموعی این هیات را 14 نفر می‌نویسند، و می افزایند که همه اعضای این هیأت، مشرف به بوسیدن دست و پای مبارک پیامبر صل‌الله علیه و سلّم گردیده‌اند).
۳-حدیث صفوان بن عسّال رضی‌الله تعالی عنه: امام ابن ماجه از صفوان بن عسّال رضی‌الله تعالی عنه روایت می‌فرماید: که روزی یک نفر یهودی به دوستش گفت: ما را نزد این پیامبر ببر. سپس هر دو خدمت رسول صل‌الله علیه و سلّم آمدند و درباره آیات بیّنات نه گانه‌ای که خداوند جلّ جلاله به حضرت موسی علی نبیّنا و علیه الصلاة و السلام عنایت فرمود، پرسیدند. پس ازگرفتن جواب هر دو نفر یهودی دست و پای مبارک پیامبر صل‌الله علیه و سلّم را بوسیدند و گفتند: شهادت می‌دهیم که شما پیامبر خدا هستید.
امام محیی الدین نووی درکتاب الأذکارمینوسد: ترمذی و نسائی و ابن ماجه با سندهای صحیح روایت کرده‌اند، علامه مفسّر سید محمود آلوسی در تفسیر روح المعانی جزء پنجم صفحه ۲۳۱ پس از آوردن حدیث فوق مرجع و مأخذ آن را این چنین بیان می‌کند: همانا احمد و بیهقی و طبرانی و نسائی وابن ماجه و ترمذی این حدیث را آورده و ترمذی می‌گوید: «حدیثی حسن وصحیح است» وحاکم نیشابوری می‌گوید: «حـدیثی صحیـح است بـرای آن ضعفی نمی‌بینم».

فتاوی علماء اسلامی در مورد دست‌بوسی:
I-حافظ ابن حجرعسقلانی:
حافظ ابن حجر عسقلانی در فتح الباری جلد ۱۱ صفحه ۶۷ احادیث متعددی در مورد جواز بودن و حتی مستحب بودن بوسیدن دست علماء و صلحاء و اولیاء، جمع‌آوری نموده است که به طور نمونه احادیث ذیل:
۱- ابولبابة و کعب بن مالک و دو دوستش دست مبارک پیامبر صل‌الله علیه و سلّم را بوسیدند.
۲- ابوعبیده جرّاح آنگاه که از سفری برگشت دست حضرت عمر رضی‌الله عنه را بوسید.
۳- زیدبن ثابت دست حضرت ابن عباس «رضی‌الله عنهما» را بوسید.
۴- اسامه بن شریک روایت می‌کند به سوی حضرت رسول صل‌الله علیه و سلّم برخاستیم و دست مبارکش را بوسیدیم.
۵- و حدیث جابر که عمر رضی‌الله عنه بر خاست و دست مبارک حضرت رسول صل‌الله علیه و سلّم را بوسید.
۶- و حدیث بریدة در قصه اعرابی و درخت آمده است که گفت:یا رسول الله! اجازه بدهید تا سروپای شما را ببوسم. پس آن حضرت صل‌الله علیه و سلّم برایش اجازه فرمود.
۷- امام بخاری درکتاب «الأدب المفرد» از روایت عبدالرحمن بن رزین می‌آورد که:سلمة بن الأکوع آن دستش را که با پیامبر صل‌الله علیه و سلّم بیعت کرده بود به ما نشان داد، پس ما برخاستیم و دستش را بوسیدیم.
۸- وهمچنین آورده است که حضرت علی کرم الله وجهه دست و پای حضرت عباس رضی‌الله عنه را بوسید.
۹- و روایت شده از طریق ابی مالک الاشجعی که گفت:به ابن ابی أوفی گفتم آن دستی را که با رسول صل‌الله علیه و سلّم بیعت کردی بده تا ببوسم، پس دستش را بوسیدم.
حافظ ابن حجر عسقلانی درکتاب المطالب العالیه به زوائد المسانید الثمانیة درباب بوسیدن دست حدیث ۲۷۰۶ آورده است که: ابن ابی عمرالعدنی (متوفی به سال ۲۴۳ ه. ق) گفت: سفیان برای ما از جدعان روایت نموده که ثابت به انس رضی‌الله عنه گفت: ای ابا حمزه، آیادست تو حضرت رسول صل‌الله علیه و سلّم را لمس نموده؟ گفت: بله،‌ گفت: دستت را بده سپس انس دستش را به او داد و ثابت دست انس را بوسید.
با توجه به احادیث که فوق بدان اشاره نمودیم می‌توانیم این حکم را بدست بیاوریم که بوسیدن دست، علماء و اهل علم نه تنها جواز داشته بلکه مستحب هم می‌باشد.
در کتاب المستصفی من علم الاصول تألیف حجة‌الاسلام إمام محمد غزّالی رحمة‌الله جزء اول صفحه ۱۳۰ آمده که: اگر صحابی بگوید که در زمان پیامبر صَلّی الله علیه و سلّم فلان کار را انجام می‌دادیم. پس این لفظ دلیل بر جواز آن کار است. در جزء دوم همان کتاب صفحه ۹۴ می‌فرماید: می‌گوییم سکوت پیامبر صَلّی الله علیه و سلّم و عدم انکار او از فعلی که انجام آن آگاهی دارد دلیل بر جواز آن عمل است چون برای آن حضرت صَلّی الله علیه و سلّم جایز نیست انکار کاری را که حرام است، ترک کند.
دکتر عبدالکریم زیدان در کتاب الوجیز فی أصول الفقه صفحه ۱۶۷ می‌گوید: سنت تقریری عبارت است از سکوت پیامبر صَلّی الله علیه و سلّم از انکار قولی یا فعلی که در حضورش انجام شود یا در غیابش انجام شود وآن حضرت صَلّی الله علیه و سلّم بدان آگاه باشد، پس این سکوت دلیل بر جواز فعل و اباحت آن است زیرا رسول صَلّی الله علیه و سلّم بر باطل و منکر سکوت نمی‌کند.
دکتر وهبة الزحیلی در کتاب الوجیز صفحه 35 آمده است که سنت تقریری عبارت است از هر آنچه پیامبر صَلّی الله علیه و سلّم آنرا صراحتاً تأیید نماید یا بعد از انجام آن در حضور حضرت صَلّی الله علیه و سلّم آنرا انکار ننماید.

II- فتوای امام غزالی:
امام محمد غزّالی رحمة‌الله در کتاب مستطاب إحیاء علوم الدین جلد دوم صفحه ۴۴۳ مینوسد:
در بوسیدن دست کسی که در عالم وفاضل دین باشد به خاطر احترام وتبرک ممانعتی وجود ندارد.
ابن عمر رضی‌الله عنهما گفت:
ما دست مبارک پیامبر صل‌الله علیه و سلّم را بوسیدیم وکعب بن مالک گفت: چون توبه من از آسمان نازل شد به خدمت پیامبر صَلّی الله علیه و سلّم آمدم و دست وی را بوسیدم.
وهمچنان در روایت آمده است که شخصی اعرابی گفت: یا رسول الله! مرا اجازه بفرماید که تا سر معظّم و دست مبارک تو شما را ببوسم؛ و پیامبر صَلّی الله علیه و سلّم برایش اجازه فرمود و اعرابی آن را به جای آورد.
وابوعبیده جرّاح، عمربن خطاب را دید و مصافحت کرد و دست وی را ببوسید پس از یکدیگر جدا شدند و می‌گریستند. امام زین الدین عراقی رحمة‌الله که أحادیث احیاء علوم الدین را از کتابهای مختلف حدیثی تخریج کرده است می‌گوید: حدیث أعرابی را حاکم نیشابوری از حدیث بریدة روایت می‌کند با این تفاوت که درحدیث حاکم نیشابوری، أعرابی از پیامبر صَلّی الله علیه و سلّم اجازه می‌خواهد تا دست و پای حضرت صَلّی الله علیه و سلّم را ببوسد. حاکم می‌گوید حدیث صحیح الإسناد است.

III- فتوای امام ابن حجر هیتمی:
امام ابن حجر هیتمی مکّی در کتاب تحفةالمحتاج جلد نهم صفحه ۲۸۵ می‌نویسد: بوسیدن دست و پای مرد صالح، عالم و فاضل سنّت است و علامه شروانی در شرح تحفه المحتاج (فتح الباری شرح صحیح البخاری: ابن حجر عسقلانی) می‌نویسد: به طور قطع بوسیدن دست شخص صالح سنت است بلکه پایش هم.

IV- فتوای خطیب شربینی:
شیخ خطیب شربینی رحمة‌الله در مغنی المحتاج جلد سوم صفحه ۱۶۶ و همچنین علّامه سید ابوبکر شهیر به سید بکری در اعانة الطالبین شرح فتح المعین صفحه ۳۰۵ از جلد سوم می‌نویسد:
سنت است بوسیدن دست شخصی که دارای یکی از صفات دینداری مانند: نیکوکاری یا شرف یازهد باشد و کراهیت دارد بوسیدن دست کسی که یکی از امتیازات دنیوی مانند ثروت یا قدرت یا جاه و منزلت اجتماعی برخوردار باشد.

V- فتوای امام نووی:
امام نووی رحمة‌الله در کتاب فتاوای خود صفحه ۵۰ در جواب سوال کسی که می‌پرسد حکم بوسیدن دست دیگری چیست؟
در جواب می‌فرماید: بوسیدن دست اشخاص صالح یا عالم یا فاضل مستحب است و در مقابل بوسیدن دست اشخاصی غیر از افراد فوق الذکر مکروه است ونیز درکتاب الأذکار صفحه ۳۸۱ می‌فرماید: هر گاه اراده شود، دست کسی به خاطر زهد و نیکوکاریش یا علم و شرف او و صیانتش یا هر صفتی که از امور دین محسوب می‌شود بوسیده شود، کراهت ندارد بلکه مستحب است و اگر به خاطر مال و ثروت وقدرت و منزلتش در نزد مردم و یا امثال آن بوسیده شود به شدت مکروه است.

VI- فتوای شیخ منصور:
شیخ منصورعلی ناصف در التاج الجامع للأصول مینوسد: از انواع تحیّت گفتن‌ها بوسیدن دست و پای می‌باشد. بوسیدن دست برای بزرگداشت و احترام بزرگان دین جائز بلکه مستحب است زیرا که پیامبر صل‌الله علیه و سلّم عمل کسانی که دست و پای مبارکش را بوسیدند تأیید نمود و اوهیچگاه برعمل باطلی مهر تأیید نمی‌زند. بنابراین، بوسیدن دست و پا جائز است و اگر مقرون به نیتی شریف و صحیح باشد مستحب است.

VII- فتوای ابن حجرهیتمی:
ابن حجرهیتمی در کتاب الفتاوی الکبری الفقهیّة جلد چهار صفحه ۲۴۷ می‌نویسد: بوسیدن دست و پای شخص عالم وصالح وشریف النسب سنت است. سپس احادیث بسیاری را دراثبات این عقیده نقل می‌کند و ازجمله از ابن حبان روایت می‌کند که کعب بن مالک رضی‌الله عنه فرمود:آنگاه که توبه من نازل شد به خدمت پیامبر صل‌الله علیه و سلّم آمدم ودست وزانوی مبارک ایشان را بوسیدم.

VIII- فتوای شیخ محمد امین کردی:
شیخ محمد امین کردی در کتاب تنویر القلوب فی معاملة علام الغیوب صفحه ۱۴۱,۱۴۲ می‌نویسد: بوسیدن دست شخصی به خاطر احترام و قدر و علم و زهد سنت است و اگر برای ثروت او باشد یا شخصی صاحب بدعت باشد مکروه است.

IX- فتوای خواجه محمد حسن سرهندی:
محمد حسن سرهندی درکتاب الأصول الأربعة خویش مینوسد: یهودیان دست و پای پیامبر صل‌الله علیه و سلّم را بوسیدند، بناً اگر تقبیل دست و پای کسی به جهت تعظیم باشد جائز طوریکه پیامبر صل‌الله علیه و سلّم آنرا برای دونفر یهود اجازه فرمود.
همچنان در کتاب تهذیب الاسماء واللغات امام نووی رحمة‌الله و همچنین طبقات الشافعیه علامه امام سبکی رحمة‌الله آمده است که: محمد بن حمدون بن رستم رحمة‌الله فرمود: شنیدم امام مسلم بن حجاج رحمة‌الله (صاحب دومین کتاب صحیح در حدیث) به خدمت امام بخاری رحمة‌الله رسید؛ و گفت: اجازه بده و بگذار تا پاهای شما را ببوسم ای استاد استادان و سرور محدّثین و طبیب حدیث در ضعف‌هایش.


نظریات مذاهب اسلامی در مورد دست‌بوسی:

مذهب حنفی:
علامه ابن عابدین در حاشیه کتاب خود مینویسد: بوسیدن دست دانشمند و اهل علم به منطور تبرک ممانعتی ندارد.

مذهب مالکیه:
امام مالک گفت: اگر بوسیدن دست یک مرد به خاطر نزدیک شدن به خدا، به واسطه دین، علم و یا شرفش باشد جایز است. پیروان مذهب شافعی:
امام نووی می‌گوید: بوسیدن دست مرد به خاطر زهد و صلاح و علم و شرف و دیگر امور دینی مثل این، نه تنها مکروه نیست بلکه مستحب است.

مذهب حنبلیه:
علامه اسفراینی حنبلی می‌گوید: اگر به خاطر تدین باشد اشکال ندارد، زیرا ابو عبیده دست عمر خطاب را بوسید ه است. پایان

منابع و مآخذ:
منابع و مآخذ‌های که در این نوشته از آن استفاده به عمل آمده است عبارتند از:
تفسیر روح المعانی، فتح الباری شرح صحیح البخاری: ابن حجر عسقلانی، ریاض الصالحین: امام نووی، مشکاة المصابیح: علامه خطیب تبریزی، مطالب العالیه به زوائد المسانید الثمانیه: علامه ابن حجر عسقلانی، الأ ذکار المنتخبة من سیدالأبرار: امام نووی، التاج الجامع الأصول فی أحادیث الرسول: شیخ منصور علی ناصف، السیرة النبویة: حافظ ابن کثیر دمشقی، مغنی المحتاج: شیخ خطیب شربینی، إعانة الطالبین: علامه سید ابوبکر شهیر به سید بکری، تحفه المحتاج:علامه ابن حجر هیتمی با حواشی علامه شروانی، الفتاوی الکبری الفقهیّة: ابن حجر هیتمی مکی، فتاوای امام النووی، احیاء علوم الدین: حجة الإسلام امام غزالی، المغنی عن الأسفار: امام زین الدین عراقی، الوجیز فی أصول الفقه: دکتر وهبة الزحیلی، أصول فقه شافعی: ابوالوفاء معتمدی کردستانی، المستصفی من علم الأصول: امام محمد غزالی، جمع الجوامع امام سبکی به شرح علامه محلی، تنویر القلوب فی معاملةعلام الغیوب:شیخ محمدامین کردی، الأصول الأربعة فی تردید الوهابیة:خواجه محمد حسن جان صاحب سرهندی مجددی. وسایت‌های اسلامی