احزابی که من میشناسم
اهداف بنیانگذاران این جنبش - بویژه «حسن البناء» یا «رهبر اخوان المسلمون» - از یك سو بر ایجاد تحول در اعتقادات اسلامی مسلمانان و بالاخص مصریان از حالت ایستا و بی تحركی به سمت پویایی و حاكمیت تعالیم شریعت بر زندگی اجتماعی و سیاسی مصر و از سوی دیگر بر اتحاد و وحدت مسلمانان در برابر استعمارگران غربی تمركز می كرد كه كشورهای اسلامی را مورد تجاوز قرار داده بودند.
اهداف و اقدامات اخوان المسلمون در موارد ذكر شده در سطور بالا تا پیش از كشته شدن حسن البناء توأم با نوعی هماهنگی و یكپارچگی بود، اما در پی كشته شدن حسن البناء و بویژه ظهور «جمال عبدالناصر» رئیس جمهور وقت مصر در عرصه قدرت و بهره گیری وی از اسلام در جهت اهداف خود، نوعی تفاوت بین اهداف و اقدامات اخوان المسلمون بوجود آمد.
حال كه دیگر بار و در آستانه انقلاب مردم مصر، نام اخوان المسلمون دوباره مطرح گردیده و این جنبش وارد صحنه فعالیتهای سیاسی مصر شده، بیمناسبت ندیدیم در تحلیلی به بررسی این جنبش از ابتدا تا كنون بپردازیم.
پیدایش جنبش اخوانالمسلمون
- حسن البنا:
حسن البناء بنیانگذار جنبش اخوان المسلمین در سال 1906 در روستای «محمودیه» در دلتای رود نیل از نواحی «بحیره» مصر چشم به جهان گشود.
*حسن البنا: اسلام، پدر من است و من جز او پدری ندارم
وی به خاطر ریشههای فكری و مذهبی پدرش كه از طلبههای بنام و از پیروان مكتب بنیادگرایان حنبلی بود، با اصول اسلامی (سنتی) تربیت شد و در محیطی كاملاً اسلامی رشد كرد، بناء در این باره میگوید: اسلام، پدر من است و من جز او پدری ندارم.
وی پس از تكمیل تحصیلات مقدماتی به قاهره میرود و تعلیمات مذهبی و دوره آموزش آموزگاری را در دارالعلوم قاهره میآموزد. در این جا بود كه برای نخستین بار مشكلات مردم در شهرهای بزرگ و زندگی مرفه انگلیسیها و فرانسویها را لمس میكند كه در سطح بسیار بالاتری از مردم مصر زندگی میكردند.
پس از این مشاهدات بود كه حسن البناء به عضویت سازمانهای مختلف مذهبی درآمد و دركنار دیگر برادران مصری خود در انجمنهای اسلامی، برنامه تدریس و شركت در فعالیتهای ضد انگلیسی را شروع كرد.
- آغاز فعالیت:
حسن البناء در خاطراتش مینویسد: در مارس 1928 شش تن از برادرانی كه در درسها و جلسات من شركت داشتند، یعنی «احمد المصری»، «فواد ابراهیم»، «عبدالرحمان حب الله»، «اسماعیل عزو» و «ذكی المغربی» به منزل من آمدند و گفتند: ما دیگر از این زندگی ذلت بار خسته شدهایم، در این كشور مسلمانان از هیچ عزت و حرمتی برخوردار نیستند و جایگاه آنها از خدمتكاران و بیگانگان نیز پایینتر است. ما حاضریم با نثار خون خود با تو همراه شویم. من از سخنان آنها واقعا متاثر شدم و میدیدم كه نمی توانم از زیر بار مسئولیتی كه به عهده من میگذارند، شانه خالی كنم، از این رو به دعوت آنها لبیك گفتم و در همان جا با هم سوگند خوردیم تا جان در بدن داریم، در راه اسلام فعالیت و مبارزه كنیم. یكی از برادران پرسید: چه نامی برای خود انتخاب كنیم؟ یك انجمن، فرقه، اتحادیه و... تا رسمیت پیدا كنیم. گفتم: هیچ یك! ما برادرانی در خدمت اسلام هستیم، یعنی «اخوان المسلمون» و اخوان شعار خود را: «الله هدف ماست، رسول الله رهبر ماست، قرآن برنامهی ماست، جهاد و تلاش كار ماست، شهادت آرزوی ماست» قرار داد.
از آنجا كه در آن زمان میان مبانی اسلام و اجرا و تطبیق آنها فاصله بسیاری بوجود آمده بود، این امر كمك كرد كه حركت «بنا» به سرعت میان اقشار مختلف جامعه مصر جا باز كند و موجب مشاركت وسیع و حماسی مردمی شود. از مهمترین عوامل انتشار سریع جنبش اخوان را باید در موارد ذیل ملاحظه كرد:
1- اعراب و مسلمانان مصر در یاس و نا امیدی بسر میبردند و این موضوع رهاورد زندگی مملو از قید و بندهای سیاسی و اجتماعی بود كه از سوی استعمار اروپایی بر آنان تحمیل میشد.
انگلستان از زمان آغاز جنگ جهانی اول به مصر حمله كرد و سالها بر این كشور حكومت كرد. همین مسئله موجب شد، بسیاری از آزادگان وطن پرستان مصری ضرورت مقابله با استعمار را احساس كنند و جنبشی را راه اندازی نمایند، بسیاری از شیوخ الازهر با این حركت ملی همراه شدند و این امر باعث شد، این حماسه ملی - میهنی در طلب آزادی از قید و بندهای استعمار از یك عقیده اسلامی نشات بگیرد.
2- شیوع اختلافات مذهبی و حزبی در بیشتر احزاب مصری از زمان آغاز و شكل گیری آنها منجر شد، گرایش و تمایلی در حركت مردم مصر به سوی اخوان ایجاد شود تا این جنبش جایگزینی برای آن احزاب باشد. اسلامگرایان ضرورت تغییر مرحلهای و خارج ساختن اسلام از انزوا را احساس كردند. این انزوا به دلیل گرایشهای صوفیانه و افراط گرایی و تعصب دینی به شكلهای مختلف ایجاد شده بود.
3- برخورد مستمر مردم مصر با سربازان اشغالگر انگلیسی، گسترش سازمانها و نهادهای مسیحی، فعالیت تعدادی از مستشرقان در جامعه مصر، تاثیرپذیری برخی از اندیشمندان مصری از جریانهای الحادی و مادی غرب و تعمیق اندیشه جدایی دین از سیاست در جهان عرب در اواخر دوره عثمانی بعنوان شكاف فكری كه بخش قابل توجهی از جهان عرب را فراگرفته بود.
4- فساد دستگاه سیاسی حاكم و عدم تحقق اهدافی كه مردم مصر به دنبال آن بودند و دوری احكام اسلام به دنبال پیروی از سیاست جدایی دین از سیاست از جمله در مجامع علمی و اسلامی كه سمبل آن در الازهر قابل مشاهده بود. بویژه انتشار كتابی از یكی از شیوح الازهر با عنوان «اسلام و اصول حكومت» كه در آن از تبعیت دولت مصر از استعمار انگلیس انتقاد شده و چنین دولتی را شایسته حكومت بر مسلمانان ندانسته بود.
در مصر «حسن البناء» یعنی دههی دوم قرن بیست دو اتفاق مهم افتاد كه منجر به جدالی وسیع میان دو فضای فرهنگی و سیاسی مصر شد و بر دیدگاه «بنا» و در نتیجه جنبش اخوان المسلمون در آغاز تشكیل آن تاثیر زیادی گذاشت.
اتفاق اول جریان دعوت به مسیحیت بود كه میسیونرهای مذهبی انگلیسی مبلغ آن بودند و دوم قضیه شكل نظام حكومتی در اسلام بود كه با قدرت و شور و حماسه بسیار توسط علمای دین و سیاست مصر مطرح شد؛ پس از آن كه این احساس در میان گروههای دینی بوجود آمد كه اساس اسلام در خطر است. این اتفاق پس از لغو منصب خلافت از سوی «كمال آتاتورك» و عزل آخرین خلیفه عثمانی در تركیه حادث شد تا نظام جمهوری بر اساس قومیت سیاسی جایگزین آن شود. این موضوع سبب شد، روحانیون مصر این امر را استیلای نظام ساخته و پرداخته غرب بر نظام اسلامی و خروج از اسلام قلمداد كنند.
«حسن البناء» در این باره اعلام كرد كه حمایت و یاری باید تنها برای دین خدا نه خلیفه یا سلطان باشد، حال درجه علمی یا قدرت خلیفه هر قدر كه می خواهد باشد، بنابراین خواستار مبارزه علیه مسیحیت در مصر و دور كردن جامعه از آن شد. این موضوع جنبش اخوان المسلمون را به سوی مبارزه با نیروهای خارجی موجود در مصر سوق داد كه حامی درجه اول مبلغان مسیحی بودند. همچنین جنبش اخوان المسلمون بر تبلیغ و فعالیت میان مردم و حكومت حاكم بر آنان به طور همزمان اعتقاد داشت و تلاش كرد، از طریق دور كردن مسلمانان از بدعت و گمراهی و خرافات آنها را به سوی آیین اسلام هدایت كند كه این حركت به آن معتقد بود.
- گسترش جنبش
بتدریج با افزایش اعضا و گسترش دامنه فعالیتها، حسن البناء پایگاه اخوان المسلمون را به قاهره منتقل كرد و پس از تاسیس «دارالاخوان» در آوریل 1929 رسماً اخوان المسلمون اعلام موجودیت كرد. حسن البناء در مركز فعالیتها كه «التهذیب» نام داشت به سازماندهی تمام وقت تشكیلات پرداخت و دامنه فعالیت اخوان را گسترش داد، در این راستا برای تربیت و آموزش زنان مصری مركزی به نام «المهد الامهات المسلمین» نیز توسط وی تاسیس شد.
بعدها اخوان المسلمون هدفهای دیگری را هم مد نظر قرار داد و در سال 1939 با تكیه بر آرمان فلسطین و دفاع از حقوق اعراب، اخوان به یك سازمان سیاسی تبدیل و این امر منجر به گسترش نفوذ آن در سوریه، اردن و تا حدودی در لبنان، سودان و شمال افریقا شد و حسن البناء پیشوای بزرگ یا همان «مرشد العام» شناخته شد. اصطلاح مرشد العام از آن جا نشأت گرفت كه حسن البناء خود را رهبری فرهمند می دانست كه مردم بدون آن كه كسی آنها را مجبور كند، از وی پیروی می كنند.
جنبش اخوان المسلمون از راههای مختلفی برای پیشبرد و گسترش فعالیت اسلامی خود استفاده كرد كه می توان آنها را در 5 روش زیر خلاصه كرد:
1- ساختار هرمی جنبش كه به جای از راس به قاعده، از قاعده به رأس بود و در توسعه و گسترش جنبش در جامعه مصر و خارج آن نقش بسزایی داشت.
2- تشكیل جناح نظامی كه از دید جنبش یكی از ستونهای دولت اسلامی بشمار میآمد و جماعت اخوان در جنگ سال 1948 فلسطین از آن در كنار نیروهای عربی علیه نیروهای اشغالگر صهیونیست استفاده كرد، همچنین این جناح از مقاومت مردمی در كانال سوئز در سال 1951 با هماهنگی با افسران ارتش مصر پشتیبانی كرد.
فعالیت نظامی از جمله ابزار مورد استفاده جناح نظامی جماعت اخوان در دهه 40 با هدف ایجاد تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی در مصر و علیه حكومت از آن استفاده كرد.
3- انتشار جنبش در جهان عرب و اسلام: جماعت اخوان المسلمون بعنوان محور پیوند دهنده جنبشها بویژه جنبشهای اسلامی دیگر شد.
دعوت به وحدت دو جهان عربی و اسلام و استقلال آنها و عدم جهت گیری آن به سوی شرق یا غرب، یكی از مهمترین اهداف و شعارهای این جماعت بود كه در آغاز دهه 40 مطرح شد.
4- شیوههای اصلاحی در فعالیت سیاسی جنبش؛ جماعت اخوان المسلمون برنامه اصلاحی وسیع و گستردهای را تدوین و مطرح كرد كه در آن افكاری چون عدالت اجتماعی، برابری، آزادی، صلح و چگونگی رویارویی با سختیها و مشكلات زندگی عمومی جلوه گر بود و همین عاملی شد تا به جماعت محبوبیت مردمی بسیاری بویژه میان طبقه فقیر بخشید كه اكثر جامعه مصر را تشكیل میداد.
5- اعتقاد به مرحلهای بودن فعالیتها: اخوانیها معتقد بودند كه مراحل متعددی وجود دارد كه جنبش باید از آن عبور كند تا به هدف خود برسد تا نهایتاً به اجرای آیین و دین و شرع خدا بر روی زمین بیانجامد.
در 26 ژانویه 1973 روزنامه اخوان المسلمون برای نخستین بار در مصر منتشر شد. این روزنامه نخستین نشریه ارگان این گروه بشمار میرفت.
گفته میشود، شمار اعضای این جمعیت در پایان جنگ جهانی دوم به بیش از دو میلیون نفر میرسید..
تعامل با دیگر جنبشهای اسلامی معاصر
در دهه 1920 كه افكار سیاسی اسلامی بین اندیشههای:
1- سنت گرایان یا عناصر محافظهكار الازهر
2- طرفداران نوگرایی یا شاگردان «محمد عبده»
3- اصلاح طلبان پیرو «رشید رضا» در نوسان بود، حسن البناء به مكتب سوم تمایل پیدا كرد.
گرچه حسن البناء از لحاظ فكری تركیبی بود از «نوگرایی» محمد عبده، «اصلاح طلبی» رشید رضا و «تحرك و بیداری» سید جمال الدین اسدآبادی، ولی او برنامههای خود را به عنوان یك بینش جامع اسلامی ارائه كرد.
از نظر حسن النباء سید جمال « فقط یك فریاد هشدار برای مشكلات بود»، شیخ محمد عبده «فقط یك معلم فیلسوف» و رشید رضا «فقط یك تاریخ نویس و وقایع نگار» بود، در حالی كه اخوان المسلمون به معنی «جهاد، تلاش و كار» است و فقط یك پیام فلسفی نیست.
مراحل سه گانه فعالیت جنبش:
حسن البناء از آغاز فعالیت های خود 3 مرحله را برای تحقق اهداف خود در نظر گرفت:
1- مرحله تبلیغ، ارتباط، تفهیم و تفاهم
2- مرحله جذب، انتخاب و سازماندهی طرفداران و اعضا
3-مرحله عمل
كه تمامی فعالیتهای اخوان المسلمین در آن طبقه بندی میشود.
اصول و قواعد و پیام اخوان:
«اسحاق موسی الحسینی» در كتاب خود درباره اخوان المسلمون، استدلال میكند كه این جماعت بر 6 اصل متكی است:
1- ارائه یك تفسیر دقیق از قرآن و دفاع از آن در برابر تفسیرهای نادرست (عملی).
2- دعوت مصر و كشورهای اسلامی بر اساس اصول قرآنی و تجدید نقش و تاثیر عمیق آن (عملی).
(اقتصادی).
3- گسترش و حفظ ثروت ملی، ارتقاء سطح زندگی و تحقق عدالت
4- مبارزه با جهل، بیماری و فقر (اجتماعی).
5- آزادسازی دره نیل و همه كشورهای عرب و در نهایت همه دنیای اسلام (ملی گرایی).
(انسانی و جهانی).
6- ترویج صلح جهانی و تمدن انسانی بر بنیادهای جدید مادی و معنوی اسلام
*اخوان المسلمون و كشورهای اسلامی
حسن البناء در تلاش برای دعوت به حكومت اسلامی مورد نظر خود، ضمن انتقاد از كشورهای اسلامی با ارسال نامه و انتشار بیانیههای متعدد برنامهها و نقطه نظرات خود را در مورد نحوه اداره مملكت تشریح كرد. از جمله این اقدامات ارسال نامهای تحت عنوان «نحوالنور» (به سوی نور) به سران كشورهای اسلامی و رهبران برجسته جهان عرب (بعد از انعقاد پیمان 1936) بود كه در آن برنامههای اصلاحی اخوان ارائه و مطرح شده بود.
بطور كلی فعالیتهای خارجی اخوان رویكردی از ماده دوم آیین نامه این جنبش دارد كه اذعان میكند: «اخوان المسلمون، جنبشی جهانی و اسلامی است كه در راه رسیدن به آرمانهای اسلامی تلاش میكند».
اولین دفتر و شاخه خارجی اخوان المسلمون در سال 1937 در دمشق ایجاد شد كه كمیته مركزی مسئول تأسیس دفاتری در سوریه و لبنان نیز بود. البته هر دفتر مركزی می توانست با نظارت كمیته مركزی شعبات دیگری نیز دایر كند.
در دهه 50 قرن بیست اخوان دفاتر زیادی در لبنان، سوریه، فلسطین، اردن، عراق، عربستان، اندونزی، سریلانكا و پاكستان دایر نمود و در ایران همكاری نزدیكی با فدائیان اسلام داشت كه منجر به ترجمه و نشر بسیاری از آثار رهبران اخوان المسلمون در ایران شد.
فعالیتهای اخوان تا كشته شدن حسن البناء
- تشكیل كنگره های پنجگانه
یكی از علل رشد اخوان المسلمون به بعد از انتقال مقر اصلی این جماعت از اسماعیلیه به قاهره و تشكیل «كنگرههای عمومی» برای بحث و گفتوگو پیرامون اقدامات عملی و برنامههای جماعت بازمیگردد. در واقع این نشستها و كنگرهها نمای كلی فعالیتهای اخوان را بین سال های 1932 تا 1939 ترسیم كرد.
- اولین كنگره عمومی:
در ماه مه 1933 برگزار شد و به فعالیت میسیونرهای مسیحی و راههای مبارزه با آنها پرداخت.
- دومین كنگره عمومی:
اواخر سال 1933 به نحوه تبلیغ و اشاعه افكار جماعت و اندیشههای اسلامی در جامعه و تشكیل موسسه انتشاراتی برای جماعت پرداخت.
- سومین كنگره عمومی:
در ماه مارس 1935 به ضوابط و معیارهای عضویت و طبقه بندی اعضا و ساختار تشكیلاتی اخوان پرداخت.
- چهارمین كنگره عمومی:
در ژوئیه 1937 به منظور برگزاری جشن تاجگذاری فاروق (شاه جوان مصر) برگزار شد.
- پنجمین كنگره عمومی:
در ژانویه 1939به معرفی اخوان المسلمون به عنوان یك (سازمان سیاسی) پرداخت كه همزمان با دهمین سالگرد تاسیس و فعالیت اخوان نیز بشمار میآمد.
*انشقاق در اخوان المسلمون
طی سالهای 1937 و 1939 اعضایی كه در جماعت به نحوی عقاید انفرادی و تك روی داشتند، جنبش را به دلیل ناخرسندی از خط مشی حسن البناء ترك كردند كه با تدبیر و صبورانه عمل میكرد، زیرا به نظر آنها دیدگاهها و اقدامات بناء آشكارا با اهداف جنبش در تعارض بود.
در سال 1939 اختلاف نظرها بر سر مسائل سیاسی و مصرف وجوه جمع آوری شده برای فلسطین در مصر و امتناع بناء از دادن اجازه اقدام عملی و توسل به زور و خشونت؛ بذر جدایی و دو دستگی را در جنبش اخوان كاشت.
از جمله شاخههای منشعب از اخوان المسلمون میتوان به «جامعه جوانان محمدی» و پیوستن محمد ابوزید سردبیر نشریه «النذیر» به آن اشاره كرد.
*انحلال جماعت اخوان المسلمون
فعالیتهای اخوان در رابطه با قضیه فلسطین و ارسال سلاح و نیرو به سرزمینهای اشغالی و همچنین اقدامات مهم آن قبل و بعد از جنگ جهانی دوم در مصر و دیگر كشورهای اسلامی مخالفتهای شدید غرب خصوصاً انگلیس را با فعالیت جنبش برانگیخت.
از طرفی اعضای جوان با تصمیمهای عجولانه خود كه در برخی موارد مورد تایید اخوان هم نبود، به جماعت اخوان المسلمون ضربه میزد.
بطور كلی فعالیتهای نظامی را شاخه نظامی جنبش یا «كتائب» انجام می داد.
سال 1948 سال اخوان المسلمون بود. در ژانویه آن سال، دولت مصر اعلام كرد كه در تپههای «موقاتم» (در حومه قاهره) تعداد 165 بمب و جعبههای سلاح بعد از یك درگیری بین پلیس و اخوان المسلمین كشف كرده است، (البته اخوان اعلام كرد این تجهیزات برای ارسال به فلسطین نگهداری میشده است).
در 22 مارس همین سال «احمد الخزیندرگ» یكی از قاضات برجسته مصر به دلیل محاكمه یكی از اعضای اخوان ترور شد و به قتل رسید.
در اكتبر همان سال دولت مصر اعلام كرد، یك انبار بزرگ سلاح و مهمات در اسماعیلیه از رهبر گروه ضربت اخوان كشف نموده است.
در 8 دسامبر 1948 وزارت كشور مصر دستور انحلال اخون المسلمین را صادر كند و بلافاصله بسیاری از مسئولین و اعضای اخوان دستگیر و روانه زندان شدند.
*ترور حسن النباء
انحلال جماعت اخوان المسلمون باعث شد فعالیتهای زیرزمینی آن تشدید شود. در 28 دسامبر 1948 «نقراشی» نخست وزیر وقت مصر در حال ورود به وزارت كشور مصر توسط یكی از جوانان اخوان ترور شد.
بعد از ترور نقراشی دولت جدیدی توسط دوست نزدیك وی «ابراهیم عبدالهادی» تشكیل شد. حسن البناء از همان ابتدا میخواست با عبدالهادی مذاكره كند و مرگ نقراشی را محكوم میكرد، اما عبدالهادی این حسن نیت بنا را رد كرد و اقدامات شدیدی جهت انهدام شاخه زیر زمینی اخوان انجام داد. بناء كه از دولت عبدالهادی ناامید شده بود، در نامه كوتاهی تحت عنوان «قول الفصل» تمام اتهامات وارده به اخوان را رد و انحلال آن را محكوم كرد.
این آخرین نوشته بنا بود، چرا كه وی در 12 فوریه 1949 به طور مرموزی در مقابل مقر سازمان «مسلمانان جوان» به هنگام سوار شدن در یك تاكسی مورد اصابت گلوله قرار گرفت و چند دقیقه بعد در بیمارستان درگذشت.
تحقیقات و محاكمههای بعدی حاكی از دخالت نخست وزیر مصر و مامورین پلیس در ترور حسن البناء داشت.
*فعالیت اخوان پس از حسن البناء
پس از ترور حسن البناء، «حسن الهضیبی» به عنوان دومین رهبر اخوان المسلمون انتخاب شد، وی بعد از امضای قرارداد 1954 بین مصر و انگلیس توسط «جمال عبدالناصر»، وی را خائن خواند و اخوان اقدام به ترور ناصر كرد، كه این ترور نافرجام ماند و در نتیجه بسیاری از سران و اعضای اخوان المسلمون دستگیر و اعدام شدند.
بعد از ناصر در زمان ریاست جمهوری «انورالسادات»، به دلیل اعتقاد وی به سكولاریسم و مخالفت شدید با فعالیت اخوان، در ششم اكتبر 1981 توسط شاخهای از اخوان المسلمون موسوم به «التكفیر و الهجره» (تكفیر و هجرت) به رهبری «خالد الاسلامبولی» ترور شد.
پس از ترور سادات و اعدام اسلامبولی فشارهای زیادی بر اخوان المسلمون وارد شد و فعالیتهای آنها بیشتر جنبه مخفیانه و زیرزمینی پیدا كرد و دچار انشعابات زیادی شد تا این كه جماعت اخوان المسلمون تصمیم گرفت، در سال 1987 نمایندگانی در پارلمان مصر داشته باشد و وارد عرصه فعالیتهای سیاسی مصر شود و در همان اولین دور شركت در انتخابات پارلمانی 36 تن از اعضای جماعت موفق شدند، به پارلمان راه یابند. «مأمون الهضیبی» در آن زمان سخنگوی فراكسیون اخوان در پارلمان بشمار میآمد و اندكی بعد به معاونت جماعت اخوان المسلمون و سخنگوی رسمی این جماعت برگزیده شد.
نمایندگان جنبش اخوان المسلمون همچنین در سال 2000 توانستند، از مجموع 444 كرسی پارلمانی بر 17 كرسی دست یابند كه درنهایت دو تن از نمایندگان آنان از فعالیت پارلمانی منع شدند، با این حال 15 نماینده دیگر به فعالیتهای پارلمانی خود ادامه دادند.
«محمد مأمون الهضیبی» در 27 نوامبر 2002 و پس از درگذشت استاد مصطفی مشهور، به عنوان ششمین رهبر جماعت اخوان المسلمین برگزیده شد.در زمان وی پس از حملات 11 سپتامبر آمریكا فشارهای زیادی بر اخوان المسلمون وارد شد.
مأمون الهضیبی در 9 ژانویه سال 2004 در سن 83 سالگی دار فانی را وداع گفت.
در انتخابات پارلمانی 2004 مصر نیز كه فضای سیاسی جهان نسبت به یك دهه گذشته تغییر كرده، اخوان المسلمون فرصت یافتند، میزان محبوبیت ملی- مردمی خود را محك بزنند.
اخوان المسلمون در این انتخابات توانست در مجموع 90 كرسی را بدست آورد، اما دیگر بار فشار بر این حركت افزایش یافت و بسیاری از هواداران این جماعت در استانهای اسكندریه، بحیره، قلوبیه، غربیه، پورسعید، سوئز، اسماعیلیه، قنا و فیوم بازداشت شدند كه بیشترین اعضای اخوان در آن جا حضور دارند، با وجود این موفقیتهای سیاسی مقامات مصری هنوز اخوان المسلمون را جنبشی غیر قانونی میداند.
اخوان المسلمین و حوادث اخیر
اما درپی حوادث اخیر جاری در مصر اخوان المسلمون به عنوان یكی از عناصر اصلی این ملت با تاكید بر این كه درخواستهای اساسی ملت مصر كه تمامی اقشار ملت و گروههای ملی و مردمی بر روی آنها اتفاق نظر دارند و در لغو فوری وضعیت فوق العاده، انحلال پارلمان و مجلس شورای دولتی كه با تقلب بر سر كار آمدهاند، برگزاری انتخابات جدید با نظارت كامل مراجع قضایی، آزادی تمامی بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی، اعلان تشكیل دولت ملی انتقالی بدون حضور حزب ملی، تشكیل كمیته ملی تحقیق و تفحص درباره حوادث غیر قابل توجیه توسل به خشونت و كشتار علیه شهروندان مصری كه به كشته شدن دهها نفر و زخمی شدن صدها تن دیگر و نیز بازداشت هزاران نفر منجر شده، خلاصه میشود، درخواستهایی اساسی كه بر تداوم این قیام مسالمت آمیز تا تحقق كامل خواستههای عادلانه ملت مصر تاكید دارد. اخوان المسلمون ضمن این كه دوشادوش مردم مصر در این اعتراضات و راهپیماییها شركت خواهد كرد، اعتقاد دارد كه طلوع فجر و پیروزی نزدیك است.
در حال حاضر «محمد بدیع» رهبر كل جماعت اخوان المسلمون است و «عصام العریان» نیز سخنگوی این حماعت بشمار میآید.
اخوان المسلمون تاكید دارد كه حكومت مصر باید آزادی های شخصی یا دموكراتیك و اصل تفكیك میان قوا را رعایت كند. موضع اخوان المسلمون در برابر برادران مسیحی در مصر و جهان اسلام و عرب كاملا واضح و شفاف است آنها شركای این جنبش در كشور و ساخت تمدن و همكاری در دفاع از اصول و توسعه و پیشرفت كشور هستند. اخوان المسلمون معتقد است اساس شهروندی مشاركت كامل، برابری در حقوق و وظایف با حفظ مسائل شخصی افراد است.
منبع: فارس
چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را