كه وزير بايد نسبت به وزارتخانه‌اي كه در تصدي دارد، صاحب فن باشد. به عنوان نمونه، وزير بهداشت و درمان بايد در ابتدا پزشك و متخصص باشد و سپس يك وزير.

وقتي تاريخچه وزراي موفق كشورهاي پيشرفته را مطالعه مي‌كنيم به يك نكته واحد مي‌رسيم؛ در تمام آنها وزير لزوما تحصيلات آكادميك مربوط به وزارتخانه مورد نظر را نداشته، اما توانسته است در حوزه مديريتي بسيار توانمند، خلاق و موفق عمل كند.

وزير بهداشت و درمان پيش از آنكه اطلاعات پزشكي داشته باشد، بايد اصول و مباني مديريتي و اقتصادي را بداند. دانستن علم مديريت توسط وزير بهداشت باعث مي‌شود اصول برنامه‌ريزي، هماهنگي، سازماندهي و رهبري در عرصه بهداشت و درمان به درستي اجرا شود.

مدير خدمات بهداشتي و درماني بايد قادر باشد نيازهاي داخلي و خارجي سازمان را شناسايي كند و به آنها پاسخ دهد و به عنوان يک هماهنگ‌کننده و رهبر در سيستم بهداشتي و درماني، در فراهم آوردن سلامت و رفاه اجتماعي افراد جامعه تلاش کند.

وقتي وزير بهداشت و درمان در مديريت تخصص كافي داشته باشد، مي‌تواند با اصول و ضوابط مراكز بهداشت و بيمارستان‌ها هم آشنا شود و در جهت استفاده بهينه از منابع موجود گام بردارد. در حقيقت وزير بهداشت بايد در ابتدا يك مدير موفق خدمات بهداشتي و درماني باشد و به عنوان يک استراتژيست ديدگاه‌هاي بلندمدت و جامع داشته باشد.

وزير بهداشت مطلوب بايد به حوزه‌هاي كلان كشور واقف باشد و بتواند منابع مالي را به خوبي شناسايي و با علم تشخيص منابع كشور را در سطح بالا هدايت كند. وقتي منابع مالي كشور به روش صحيح و اصولي شناسايي و تامين شود، بي‌شك به راحتي مي‌توان در حوزه‌هاي مختلف درمان سرمايه‌گذاري و مشكلات درماني كشور را برطرف كرد. از اين رو وزيربهداشت بايد به مباحث هزينه و درآمدي، تخصيص بودجه و منابع كلان كشور آگاهي كافي داشته باشد و بتواند به درستي آنان را مديريت كند.