جواب به یکی از دوستان که نفس خیالباز ایشان را نیش زده:

ابلهی دید اشتری به چرا

گفت نقشت همه کج است چرا

گفت اشتر اندرین پیکار

عیب نقاش می کنی هش دار

دانستم که دوست هستی(سلام داکتر صاحب) اما گاه گاهی از پشت سر زوزو می کنی وخنجر می کشی(می گفتند که داکتر قدیر دیوانه است)وحالا هم فهمیدی که من ترا شناختم(واقعا دیوانه بوده ای)ونصحیت پدرانه ات به جان ودل   ( خودرا اصلاح بساز وبه یک داکتر روانی مراجعه کن)ودر آخر جنگ ات وقهرات مثل بدخشانیهای پرگوو"صیاصی"سیاست مدار وکم شنو تشویشی وهیجانی(نوشته هایت همه چرندیات است...) پس به کلینیک صحت روان وروش تحقیق داکتر بران واقع شهر نوتشریف برید