نفس خیالباز
17/12/1389
امروز هشت مارچ بود روزی زنده ومرده باد گوئی ها زنهای به اصطلاح حق خواه وجمع شدهای نمادین به کمک های خیراتی موسسات چورگر وپول بکش وامرار حیات بکن وبیکاره مثل یوناما، خقوق بشر، جی تی زید ودفتر هایکه نام نا اشنا وبا اشتراک همان افراد نام آشنا وانگشت شمار که سال به سال از تعدادشان هم کاسته می شود(یگانه دلیل هم ساطور حاکمیت شوهرودیگر مسایل......) ومانند مگس دوغ در هر مجفل چه تجلیل از روز زن ،وچه ورکشاپ، وچه روز مولود، وروز سنگسار زن، توسط سه وچهار زن فعال ومدافع حقوق زن که به اشتراک اقارب همین سه وچهار زن به شکل غربی با بیانات ،وپیام های که پیام داران خود خبر ندارند تکراری ومذهبی در باغ زنانه مردوزن گد ود تجلیل شد ومن با لا ولعب گوئی وغیبت گوئی همین روزرا با خنده یکجا با مولوی شریفی ملای کمونست (البته نه به مفهوم کمونستان نام بدکن وکفر گو)ُعبدالواصل لطیفی قلم کش بدخشان محمد دین خواهانی رئیس اطلاعات وفرهنگ وکارمندان کمیته نارواتا 2 بعد از ظهر سپری کردیم
در محفل لا ولعب گوئی خبرنگارها هم مقطعی اشتراک داشتند
موضوع خنده: سکس راغی به ااستقبال آمدن برق برای اولین بار در راغ که شاخین رابعداز پنج سال پیدا می کند
زنیکه چهل شوی کرده بود از آله وزغام شوهران خود به دیگران می گفت
زنده باد روز زن که حتی خانم های ما از مفهوم این روز خبر ندارند
چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را