دکتر شيرين ميرزازاده/حدود 1 تا 2 درصد از بيماران مبتلا به فشارخون در مرحله‌اي از زندگي خود دچار فشارخون اورژانس مي‌شوند
دارودرماني براي فشارخون اورژانسي


فشارخون يکي از شايع‌ترين بيماري‌هاي مزمن در کشورهاي پيشرفته است. مطالعات نشان داده‌اند که 29 درصد از افراد بالاي 18 سال در جوامعي نظير آمريکا از اين بيماري رنج مي‌برند....

 


 فشارخون بالا، عامل مستعدکننده ابتلا به بيماري‌هاي قلبي-عروقي و کليوي است. افزايش شديد فشارخون به اختلال عملکرد ارگان‌هاي انتهايي منتهي مي‌شود و با مرگ و مير همراه است. به‌خصوص در حملات ناگهاني فشارخون، پيشگيري و درمان مناسب بسيار اهميت دارد زيرا ممکن است به آسيب دائمي اعضاي بدن و مرگ بينجامد.


با وجود اطلاعات زيادي که امروزه درباره دارودرماني فشارخون مزمن در دست است، هنوز حدود 1 تا 2 درصد از بيماران مبتلا به فشارخون در مرحله‌اي از زندگي خود دچار فشارخون اورژانس مي‌شوند. اغلب بيماران مراجعه‌کننده به اورژانس به دنبال حملات فشارخون، سابقه ابتلا به فشارخون بالا را داشته و داروهاي ضدفشارخون توسط پزشک برايشان تجويز شده است. متاسفانه در نيمي از موارد اورژانس فشارخون، گزارشي از مصرف نادرست يا قطع مصرف داروي ضدفشارخون طي هفته قبل از حمله فشارخون وجود دارد. اپيزودهاي فشارخون اورژانس در بيماران مسن و افرادي که در سطوح پايين اقتصادي-اجتماعي جوامع هستند، شايع‌تر است. به علاوه، مردان 2 برابر زنان به اين حملات دچار مي‌شوند.

شدت فشارخون اورژانس، بر اساس وقوع يا عدم وقوع اختلال عملکرد ارگان‌هاي انتهايي تعريف مي‌شوند و از بيماري به بيمار ديگر متفاوت است. دوبيني و تاري ديد، ادم پاپي، از دست دادن ديد (علائم چشمي)، گيجي و منگي، ضعف و بي‌حالي، خون‌ريزي زير آراکنوئيد و ايسکمي مغزي (علائم نورولوژي)، درد قفسه سينه، ادم ريه، ديسکشن آئورت، شوک کارديوژنيک (علائم قلبي)، هماچوري، پروتئينوري، پيلونفريت، افزايشBUN، افزايش کراتينين و نارسايي حاد کليوي (علائم کليوي)، از جمله شايع‌ترين علائم در اين بيماران هستند. بنابراين معاينه دقيق بيماران مراجعه‌کننده با فشارخون اورژانس بايد انجام شود. ارزيابي نبض هر 4 اندام، سمع ريه براي اطمينان از عدم وقوع ادم ريه، سمع گالوپ‌ها و مرمرهاي قلبي، معاينات نورولوژي و معاينه ته چشم ضروري است.

در برخورد با بيمار دچار فشارخون اورژانس، پرسش درباره تمامي داروهاي مصرفي توسط بيمار (شامل داروهاي نسخه‌اي و غيرنسخه‌اي و حتي داروهاي گياهي) براي رد فشارخون ثانويه نبايد فراموش شود. بهترين درمان در مورد فشارخون اورژانس، تجويز داروهاي خوراکي ضدفشارخون براي کاهش متناوب فشارخون طي 24 تا 48 ساعت است.کاهش ناگهاني فشارخون به هيچ عنوان توصيه نمي‌شود. درمان فشارخون اورژانس، اينفيوژن مداوم يک داروي ضدفشارخون کوتاه‌اثر است. هدف از درمان، آن است که در کاهش سريع فشارخون، ميزان فشارخون به کمتر از 90/140 ميلي‌متر جيوه افت نکند.


دارودرماني پرفشاري خون اورژانس

در مورد حملات فشارخون بالا، داروهاي متعددي توصيه مي‌شوند. بهترين دارو معمولا بر اساس وضعيت و علائم بيمار انتخاب مي‌شود. داروهاي خوراکي نظير کلونيدين و کاپتوپريل در اورژانس‌هاي فشارخون کاربرد دارند. داروهاي وريدي هم در درمان فشارخون اورژانس ارجح هستند. تجويز نيفديپين سريع‌الرهش در بيماران با حملات فشارخون خطرناک است و توصيه نمي‌شود.‌ استفاده از اشکال زيرزباني و داخل عضلاني داروهاي ضدفشارخون به دليل اثرات فارماکوديناميک پيش‌بيني نشده آنها در حملات فشارخون اورژانس ممنوع است.

اسمولول: يک بلوک کننده انتخابي گيرنده بتا-يک آدرنرژيک سريع‌الاثر داخل وريدي است. اسمولول با دوز بولوس 250 تا 500 ميکروگرم به ازاي هرکيلوگرم وزن بدن طي يک دقيقه و سپس اينفيوژن 25 تا50 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن در دقيقه تجويز مي‌شود. مي‌توان هر 10 دقيقه دوز دارو را 25 تا50 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن، حداکثر تا 300 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن افزايش داد. از جمله عوارض احتمالي آن مي‌توان به تهوع، گرگرفتگي، ترومبوفلبيت و بلوک قلبي درجه يک اشاره کرد.

فنولدوپام: يک آگونيست گيرنده‌هاي محيطي دوپامين است که سريع‌الاثر بوده و داخل وريدي است. فنولدوپام با دوز 1/0 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن در دقيقه به شکل اينفيوژن و سپس افزايش دوز 5/0 تا 1 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن هر 15 دقيقه حداکثر تا دوز 6/1 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن در دقيقه تجويز مي‌شود. عوارض احتمالي آن را يعني تهوع،گرگرفتگي، سردرد و تاکي‌کاردي هنگام تجويز اين دارو بايد در ذهن داشت.

لابتالول: يک بلوک‌کننده اختصاصي گيرنده‌هاي آلفا-يک آدرنرژيک و در عين حال بلوک‌کننده غيراختصاصي گيرنده‌هاي بتا-آدرنرژيک است. لابتالول با دوز 20 ميلي‌گرم به صورت بولوس، سپس 20 تا 80 ميلي‌گرم بولوس هر 10 دقيقه، حداکثر تا دوز 300 ميلي‌گرم تجويز مي‌شود. افت فشارخون، گيجي، اسهال و برونکواسپاسم از جمله عوارض احتمالي مصرف اين دارو هستند.

نيکارديپين: يک نسل دوم بلوک‌کننده دي‌هيدروپيريديني کانال‌هاي کلسيم است. نيکارديپين به شکل اينفيوژن با دوز 5 ميلي‌گرم در ساعت و سپس افزايش دوز 5/2 ميلي‌گرم در ساعت، هر 5 دقيقه حداکثر تا 15 ميلي‌گرم در ساعت تجويز مي‌شود. عوارض جانبي ناشي از مصرف اين دارو عبارتند از تهوع، گرگرفتگي، سردرد، تاکي‌کاردي و ترومبوفلبيت.

نيتروگليسرين: يک گشادکننده عروقي است، اما اين اثر خود را در دوزهاي بالا اعمال مي‌کند. نيتروگليسرين به شکل اينفيوژن 5 تا10 ميکروگرم و سپس افزايش دوز 5 تا10 ميکروگرم در دقيقه، هر 5 دقيقه تا حداکثر 8 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن در دقيقه تجويز مي‌شود. عوارض ناخواسته احتمالي ناشي از مصرف اين دارو عبارتند از سردرد، گيجي، گرگرفتگي، تاکي‌کاردي و تاکي‌فيلاکسي.

نيتروپروسايد: اين دارو نيز يک گشادکننده عروقي است. نيتروپروسايد به شکل اينفيوژن 25/0 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن در دقيقه و سپس افزايش دوز 25/0 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن در دقيقه، هر 5 دقيقه تا حداکثر 8 ميکروگرم به ازاي هر کيلوگرم وزن بدن در دقيقه تجويز مي‌شود. عوارض ناخواسته احتمالي ناشي از مصرف اين دارو عبارتند از سردرد، گرگرفتگي و مسموميت سيانيد.

کلوديپين: نسل سوم بلوک کننده دي‌هيدروپيريديني کانال‌هاي کلسيم و بسيار سريع‌الاثر است. کلويديپين به شکل اينفيوژن 2 ميلي‌گرم در ساعت، سپس افزايش دوز 1 تا 2 ميلي‌گرم در ساعت، هر 2 تا 5 دقيقه، حداکثر تا 32 ميلي‌گرم در ساعت تجويز مي‌شود. البته دوز دارو نبايد بيشتر از 500 ميلي‌گرم در 24 ساعت شود. از جمله عوارض جانبي احتمالي ناشي از مصرف اين دارو مي‌توان به گيجي، سردرد و تاکي‌کاردي اشاره کرد.

همان‌طور که گفته شد، بيماران مبتلا به حملات فشارخون، افزايش شديد فشار خون را تجربه مي‌کنند که اغلب در صورت عدم درمان، به مرگ و مير مي‌انجامد. مناسب‌ترين رژيم درماني در حملات فشارخون بر اساس شرايط بيمار و علائم باليني او انتخاب مي‌شود. در گروه بيماراني که نشانه‌اي دال بر اختلال عملکرد ارگان‌هاي انتهايي مشاهده نمي‌شود، مي‌توان داروهاي ضدفشار خوراکي را براي کاهش تدريجي فشارخون طي چند ساعت تا چند روز تجويز کرد، اما در صورت مشاهده اختلال عملکرد ارگان‌هاي انتهايي در مبتلايان به فشارخون اورژانس، کنترل دقيق بيمار در واحد مراقبت‌هاي ويژه و درمان‌هاي داخل وريدي اجتناب‌ناپذير است.

منبع: U.S