گشنه به جان شیر زده
بطورمثال:کارمندیکه می بیند هم کلاسش،هم کارش وهم سویه اش بنابر بی عدالتی زمینی زمان ما یا ازمنابع جاسوسی ،خوش خدمتی،رشوه وواسطه داری از معاش وعایدات دفتر صاحب موتر،بلند منزل ودالر می شمارد ودر عیش ونوش اند
استاد بزرگواریکه عمرپربارش قربانی نا برابری وفاق اجتماعی شده نظاره می کندشاگردش بعضأ شاگرد که از پیشش ناکام بود با موتر کروزین سوار بدون کدام اعتنا می گذرد وخاکباد می کند وتمسخر می نماید وبه اصطلاح طعنه میبیندوخارج وداخل به سیاحت می رود.
مجاهدیکه فامیلش توسط بیدادگران زمان (امریکائی،نظامیان داخلی وخارجی ....) بی حرمت می شود،تجاوز می شود وکشته می شود،وبه غیرتش لطمه زده می شود.
رهبر معظم که سالها الگووتجربه مبارزه به دیگران بوده وبه دیگران نوع مبارزه را یادداده در طاق نسیان آثارش گذاشته می شود ویا سورانیده می شود ویا یا بنا بر مصلحت های سیاسی بندی می شودویا خانه نشین می شود.
با این نوع نمونه ها چه باید کرد.یقینأ یا انتحارپایان به زنده گی میدهد حمله به دفتر می نماید وخارجی را بد می بیندومنحیث یک تجاوز گر می پندارد مشکل روانی پیدا می کند ویا سرگردان به این شعبه وآن شعبه دنبال کار، این معائنه خانه وآن داکتردر جستجوی کمک می شود.
با دستگیری ،وارد کردن اتهام،تشکل کمیسیون های"قلط" ونابودی آسیب های اجتماعی فوق درمان نه خواهد شد.تدبیر وچاره اندیشی،هم دیگر فهمی،وفاق اجتماعی وحل عوامل وبحران راه های اند که دریچه باز خواهدنمود
چنان بر خود گوارا ساز نوش ونیش دوران را