وكلتورشهروندانشان چه رسمی باشد وچه رسمی نباشد ازطرف ارگانهای مسؤل برخورد عادلانه ولطف آمیز صورت میگیرد بزبانها ومذاهب مختلف د رپروگرام ها نشراتی شان جایگاه خاص وجود دارد كه همین امر باعث خوابیدن حساسیت ها د رمقابل زبانها شده است اما د رافغانستان كه باانصراف ازارزش سایر زبانها مسؤلین امور به زبان مورد نظر خودشان روجه نموده باسایر زبانها برخوردهای ناسالم نازیستی ونامعقول كرده آتش حساسیت های قومی راهمیشه مشتعل نگهداشته افتراق ملی رادامن زده اند وخشت هائی راازبنیاد وحدت ملی كه توسط اسلاف ماد رافغانستان گذاشته شده هر روزبیشترازروزدیگركنده اند این افراد یاد رگرو هیپونیتیزم اند ویا افراد مغرض اند ،ه منفعت خود را د روحدت ملی وهمبستگی اقوام ساكن د رافغانستان نمی بینند ، ناسیونالیست های ایران نیز بخصوص پس ازتشكل حزب رستاخیزملی متعلق به رژیم سلطنتی رضاشاه ازسالهای دههُ نوزده شصت به بعد باانتشار مطالب تبلیغاتی ازطریق مطبوعات ورادیو تلویزیون كوشید ند ایران ورژیم شاهی را منبع تمام خوبی هاواحسنت من الله نشان بدهند وبزرگترین دانشمندان افغانستان را ازآن ایران زمین قلمداد نمودند مثلآ سید جمال الدین افغان ، بوعلی سینای بلخی ، مولاناجلال الدین بلخی ، مشهوربه مولانای رومی ، سنائی غزنوی ، دقیقی بلخی ، حنظلهُ بادغیسی ، ابومسلم انباری خراسانی ، ابواسحٰق فارابی همه ازبرازنده گان اقوام ساكن د رافغانستان اند اماناسیونالیست های ایرانی آنهاراازآن خودقلمداد مینمایند بعضی ازجوانان ونویسنده گان نوپابااستفاده ازنشرات وزارت خارجهُ ایران كه منطبق باغرور ناسیونالیزم شكست خورده د راروپا ودنیای غرب میباشد د رگفت وشنودها ودیالوگ های روزمره ویاد رنوشته ها بادلیل تراشی های غیر منطقی باعث بروز ناهنجاری هائی میشوند ، مثلآ آنها مدعی اند ملت آذربایجان مادخورد هستـند كه به فارسی صحبت میكنند آنهامیگویند عهد عتیق شریعت آذربایجان ومادوفارس رایكی دانسته است ۰۰۰ د رحالیكه د رهیچ كجای عهد عتیق كه عبارت ازتورات ، زبور، انجیل وصحف انبیا است حرفی بنام شریعت آذ ر بایجان ویانام این كشوردرآن به چشم نمیخورد ۰دانیال نبی به دستورپادشاه كلد انیان كه پایتخت آن بابل شهرباعظمت همان زمان د ربغداد ومنطقه بوده توسط خواجه سرایان بنام بلطشصرمسمٰی شده است ، دانیال كه عبری بود ) داورمن معنی داشت ( بلطشصر نام جدید دانیال نبی بهزبان كلدانی) ذنده گی پاد شاه راحفظ كن معنی داشته است ( د رآن روزگارمرسوم بوده كه هرگاه واقعهُ مهمی د رزنده گی شخصی كسی روی بدهد نام اورا عوض مینمود ند ۰ دانیال وسه رفیقش بنام های ) حننیا ، میشائیل ، عزریا ( كه جوانان18-یا -20 ساله بود ند به فرمان نبوكد نصر پادشاه كلدانیان ازیوروسلیم كه پادشاه آن ) یهو یاقیم ( بود به بابل خواسته شد ند تابه آنان لسان كلدانی راآموزش داده به امور اجرائی حكومتش بگمارد ۰ دانیال كه 70سال د رخدمت امپراتور بابل فرمانروای كلدانیان بوده نوشته است : د رسال 618 قبل ازمیلاد ) نبو كد نصر( پادشاه بابل بود او رب النوع مردوخ راپرستش مینمود زمانیكه پس ازنبوكدنصر بلشصر پسر داماد نبوكد نصر پادشاه كلدانیان د ربابل شد داریوش ازاهل )ماد ( بلشصر رامغلوب ساخت وبه امپراتوری بابل دست یافت برای مد ت كوتاهی داریوش وكوروش متفقٱ بر امپراتیری ) ماد وفارس ( سلطنت كردند پس ازمرگ داریوش ، كوروش به تنهائی زمام اموررا بدست گرفت تبعید یان بنی اسرائیل را آزاد نمود كه به یوروسلیم بازگشتند ۰ كوروش را برخیها پاد شاه ) انسان ( خوانده وتبصره های تخیلی نیزنموده اند ۰ د رحقیقت ) انشان ـ iNSHAAN ( نام محله یی د ر ایلام منطقهُ كرد نشین ایران بوده است ۰د رتاریخ افغانستان آمده است كوروش ك به سیستان ، گندهارا و بست د رجنوب غرب افغانستان حمله كرد رجنگ كشته شد اشعیا نبی كه د رقرن هشتم قبل ازمیلاد میزیسته د ركتاب تبصیری وتفسیری او ضمن بازپردازیها به نبوت ها وپیشگوئی هایش د ربارهُ امپراتوری آشوریان گفته شده است : آشوریان د رآغازقرن هشتم قبل ازمیلاد به یك قدرت بزرگ جهان مبدل گردیده بود كه دیانت بت پرستی داشتـند ، پایتخت آشوری ها شهر نینوا بود) د ر سرزمین عراق امروزی ( آشوری هابسیاری ازپادشاهان را مغلوب ساخته آنهارا د وباره بر قلمرو خود شان میگماشت وسالانه باج وخراج ازایشان میستانید د رسال 740قبل از میلاد سنخاریب امپراتور جدید آشوری ها به یوروسلیم لشكركشی نمود د رظرف هشت سال جنگ 12شهر یهو دیان را اشغال نمود شهر آخری یوروسلیم بود كه ) حز قیا ( د رآن پادشاهی میكرد اود رقصر خود از شد ت نگرانی یخن خود را تا دامن پاره نمود پلاس پوشید ) این عمل اظهار عجزد ربرابریك بن بست عظیم بوده است ( حزقیاپادشاه نزد اشعیا نبی رفت عاقبت كاررا ازوی جویاشد اشعیا گفت نگران مباش یهوه ) خدا ( باتو است این شهررا حمایت میكند ، د رتاریخ آ مده است هخامنشی هاا زسال 545 تا 133 قبل ازمیلاد مسیح رویكار بود ، د رسرزمین ایران امروزی قبایل ماد د رغرب وشمال غرب وفارس هاد رجنوب هنوز قاد ربه تاسیس دولت نشده بودند ، ماد وفارس زیر سیطرهُ آشوری ها قرارداشت ، ازاین مطلب مستفاد میگرددكه بعد از اشغال بابل توسط داریوش وكوروش كبیرامپراتوری آشوریان همچنان پابرجای بوده است وسرزمین ماد وفارس را زیر سیطرهُ خویش داشته اند كه هخامنشی هابعدازداریوش وكوروش د رسال 545 قبل ازمیلاد دوباره باآشوری ها جنگید ه نینوا پایتخت آشوری هارا د ربغداد نابود ساختـند ، آشوری ها رامغلوب كردند حكومت مقتد ری تشكیل داده امیران وسران قبایل ماد رانیز زیردرفش خود قرار داده تمام مناطق بین النهرین ) سرزمین های بین بحیرهُ مدیترانه و خلیج عربی )خلیج فارس ( راتابع خود ساخت ، زمانیكه د رسال 334 قبل از میلاد ی اسكند ر مقدونی به ماد وفارس حمله نمود داریوش سوم ازدفاع عاجز آمده به بخدی فرار كرد تاازامراوسران قبایل بخدی وخراسان برای مقابله بااسكند رمقدونی استمداد بجوید اما امرای بخدی وخراسان كه از هخامنشی هاخاطرهُ خوش نداشتند اورا كشتند ۰اسكند رمقدونی باهفتاد هزار افراد مسلح سواره وپیا ده به حكومت هخامنشی ها حمله كر ده بود ، ناسیونالیستان ایرانی میگویند :د رعهد عتیق د رتورات نام های ماد وپارس در كنار یكدیگرآمده وگاه شاهنشاهان هخامنشی مادی ) آذربایجان ( خوانده شده است ، عهد عتیق شریعت مردم ماد وپارس رایكی دانسته است ۰۰نخست بایست به این موضوع متوجه باید بود تورات كتاب موسٰی )ع( است كه بنابه عقیدهُ مذهبی1500 قبل ازمیلاد مسیح وبه عبارت دگر3500 سال پیش ازامروزنازل شده است هیچ مطلبی د ربارهُ شریعت أذربایجان ومادوفارس د رآن به چشم نمی خورد ثانیٱ اینكه دانیال نبی بحیث گزارشگرواقعات بابل نیزازماد بزرگ یاماد خورد و آ ذ ر بایجان یاشریعت آن یاد نكرده است ، تاجائیكه معلوم است مادها كرد تبا ر بوده اند كه د رایلام ومناطق اطراف آن میز یسته اند ۰د ركتاب دانیال نبی كه جدا ازتورات منتشگردید ه آمده است نام اصلی داریوش ) گو بارو( بود ۰داریوش 120سا ترا پ داشت) ساتراپ واژهُ یونانی است كه د رآنزمان د ر اروپاوآسیای غربی كاربرد این واژه معمول بوده است كه د رسایر نقاط آسیا معادل ساتراپ )گورنر جنرال ، خان ، امیر ، شاه باج پرداز ، والی خود مختار ( مورد كار برد بوده است ، د ردایرة المعارف جد ید بریتانیا داریوش شخصیت خیالی وافسانوی خوانده شده است طبق روایات تاریخی زمانیكه داریوش پادشاه بابل شد 62 ساله بود ه است ، دریكی از تبلیغات ناسیو نالیست های ایران آمده است برخی منابع بی اساس خواسته اند آذ ربایجان رااز نژاد تاتار ومغول معرفی كند ۰۰۰۰ ارایهُ چنین مطالبی یك دیده د رائی ساده لوحانه وانكار ازتورك تبار بودن آذ ربایجانی ها است ۰ آ ذربایجانی هاتاآنجاكه خودشان میگویند: ) 30 میلیون نفوس دارند ( بیشتر ازدوثلث آن د رایران وكمتراز یك ثلث آن د ر ماورای قفقاز د رنخجوان ، باكو وسایر ایلات آذ ربایجان زندگی مینمایند ، ناسیونالیست های ایرانی میگویند : آذربایجانی ها، هم قبل ازاسلام وهم بعدازاسلام همیشه پارسی نوشته اندوپارسی صحبت كرده اند ، این قوم راآذری گفتن خنده آوراست ۰ بااین استدلال ضعیف آنهاممكن است خواسته اند بیشتراز 2000000 میلیون نفوس آذربایجان راكه د رایران زنده گی مینمایند اغفال نموده به آنهاروح غیرآذری وتورك بد مند وروی آرزوهای ایشان درمورد ایجاد ایالت خود مختار وجمهوری خودمختاربصورت فدرال را د رقلمروجغرافیائی ایران باخاكستراینگونه تبلیغات ساده لوحانه بپوشانند وازرشد تمایلات اتنیكی آنها با جمهوری مستقل آنها د رماورای قفقازد رآذربایجان ) باكو ونخجوان ( جلوگیری نمایند ، د رغیرآن هرذیشعوری د رك مینماید كه نژاد هاچه تورك وچه عرب ،چه فرنگ وانگلیس، چه روس یاجرمن ، باصحبت كردن به فارسی د رجملهُ نژاد فارس یافارسی زبان محسوب نمیشوندچنانچه خود ایرانی هامیدانند كه ارمن ها ، عرب ، تركمن ها، اوزبیك ها ، كلدانی ها ، آشوری ها، كرد ها، ودیگران كه د رایران زنده گی مینمایند همه فارسی صحبت میكنند وتمام شاهان وامپراتوران تورك تبار د رپانزده قرن گذ شته فارسی صحبت میكرد واین زبان راد رقلمرو خود هابحیث زبان تفاهمی بین تمام اقوام ساكن د رمناطق تحت فرمان شان قرارداده بود ند هیچكدام آنها ازنژادفارسی زبان یاتاجیك محسوب نمیگرد ند ، دانشمندان ، جامعه شناسان اتنیك شناسان ، تیوریسن های سیاسی اجتماعی وسایر صاحب نظران هیچگاهی نسبت نوشت وخوان ویاصحبت كردن به زبان غیراتنیكی اصالت نژاد واتنوگرافی آنهارا مانند ناسیونالیست های فارسی زبان زیرسوال نبرده اند۰د ردنیای معاسر هزاران ایرابی به زبان فرانسوی ، انگلیسی ، جرمنی ، روسی می نویسند ، میخوانند وصحبت مینمایند كه هیچكدام آنها اصولآ فرنگ تبار، انگلیس تبار، روس ویاژرمن تبارشمرده نمیشود ۰زبان وسیله وافزار تفاهم بین نژادهاواقوام است كه هیچگاهی براصالت نژادهاتاثیرندارد چنانچه د رهند وستان سلا لهُ اوزبیك هاوتورك های باقیمانده ازدوران امپراتوری تورك تباران به مرورزمان زبان اتنیكی خودرافراموش نموده مطابق به محل سكونت خود یكی ازبانهای قارهُ هند رافراگرفته و به گن تكلم میكنند ، دانشمندان هند همیشه آنهاراتورك تبارهای هندی زبان مینامند همچنان اولاد واحفاد هزاران پشتوزبان باقیمانده از دوران سلطنت اهمدشاه باباد رقارهُ هندبه مرورزمان زبان پشتورافراموش كر ده زبان محیط زنده گی خود رافراگرفته اند ، دانشمندان هیچوقت آنهارابراساس زبان تفاهمی شان آنهاراهندی تبار نمیگویند بلكه پشتون تبارهای هندی زبان میگویند ، د رامریكا وكنادا حدود 145 نژاد بازبانهای مختص به خود صحبت مینمایند اما د رامریكا زبان انگلیسی و دركاناد ازبان انگلیسی وفرانسوی زبان تفاهمی بین تمام ساكنین آنكشور میباشد كه همهُ آنهاشهروندان ایالات متحدهُ امریكا وكاناد ا هستند اما هیچكدام آنها علی الرغم طرح وتصور ناسیونالیستان ایرانی وعلاقمندان متأسف خاص فارسی زبان ها نسبت صحبت به انگلیسی وفرانسوی ، انگلیسی یافرانسوی تبارشمرده نمیشوند ٫ برخی ازناسیونالیستان فارسی زبان استد لا ل مینمایند كه ) اصطخری د رقرن چهارم لسان اهل آذربایجان راپارسی گفته وزبان ارمنستان راعربی وپارسی نوشته است ( معتـقد ین این نظر متوجه نمیشوند ویانمیخواهند متوجه شوند كه هنوز ارمن ها د رهركجای دنیاكه باشند وبه هرزبانیكه تكلم مینمایند، ازلحاظ نژاد ارمن وارمنی تبارهستند وآذربایجانی هانیز تورك تبار وآذربایجانی هستند . افلاطون د رقرن هفتم قبل ازمیلاد گفته بود :روح مانند كبوتریست كه به پروازمی آید وبه قالب جسم حلول میكند وقتی حیات انسان به پایان میرسد مانند كبوترازقالب جسم بیرون پروازمینماید . این گفتهُ افلاطون درٱنزمان ومدتهای بعد قابل قبول برای ارادتمندان وی بود اما د رقرن 21 نسبت بالارفتن میزان فهم وآگاهی علمی انسانهاممكن است این نظریهُ افلاطون به ذهن یك ابجد خوان نیز قبل ازآنكه پذیرفته شود سوال هائی را ایجاد نماید .د رتاریخ مذاهب آمده است د رقرن چهارم میلاد مسیح پیشوایان مذهب مسیحیت گرد بودن ومتحرك بودن زمین را قبول نداشتند وفكر میكرد ند كه زمین مسطح وهموار است هرشخص تاآخرآن برود به پائین سقوط میكند امروز این نظربرای خود مسیحیان وحتٰی برای اطفال آنهامضحك خواهد بود ، ازاین سبب د رعصر حاضربگفته های قرن چهارم اسطخری چسپیدن وتلاش برای قبولاندن آن برای دیگران بمانند آب درغربال كردن ویاآب د رهاون كوبیدن است زیراهمه میدانند كه هنوزآذربایجانی هاتورك تباروآذری اند وارمن ها هنوزارمنی نژادهستند . برخی از فارسی زبانهای پیرواندیشهُ طراحان ایران بزرگ استدلال میكنند كه ابوالعلٰی گنجوی .مجید یلقانی . خاقانی شروانی وسایر شاعران آذربایجانی د رزمان خودشان د رقرن ششم به فارسی اشعار دیوان خود راسروده اند ازاین سبب آنها فارسی زبان وجزء لایتجزای ایران زمین وازنژاد فارس اند . آنهامتوجه نیستند كه ظهیرالدین بابر امپراتورتورك تبار كه قارهُ هند خراسان بزرگ شامل اراضی افغانستان وایران امروزی وآسیای مركزی تاماوراألنهررازیر بیرق خود داشت دیوان اشعار ونوشته های فراوانی به فارسی دارد آیامیشوداورا فارس نژادویاایرانی تبارخواند؟ البته نه إ تیمورشاه پسرارشد احمدشاه باباد رافغانستان كه پشتون تباربود دیوان اشعارخود رابه فارسی سروده است آیامیشوداورا ایرانی تباریافارس نژاد و یاتاجیك نژاد گفت؟ البته نه إپایان2005 میلادی