دکتر علي منتظري استاد پژوهش و رييس پژوهشکده علوم بهداشتي جهاد دانشگاهي
تعريف«سلامت اجتماعي» هم‌چنان مبهم است


پيدايش واژه سلامت اجتماعي در واقع ريشه در تعريف سلامت توسط «سازمان جهاني سلامت» در سال 1946 دارد. همان‌طور که مي‌دانيم بر اساس اين تعريف سلامت افراد از سه جزء لاينفک سلامت جسماني، سلامت رواني و سلامت اجتماعي تشکيل شده است. در مورد چيستي سلامت جسماني هم نوعي توافق وجود دارد و هم تا حدود زيادي مفهوم آن روشن است. در مورد سلامت روان هم تقريبا همين ديدگاه صادق است، اما در مورد سلامت اجتماعي ابهامات زيادي وجود دارد....
تعريف سلامت اجتماعي

در بهترين توصيف از سلامت اجتماعي گفته شده است که سلامت اجتماعي عبارت است از آن بخش از سلامت افراد که نه جسماني است و نه به سلامت روان آنها مربوط است، اما همان‌گونه که ملاحظه مي‌شود اين توصيف چيز زيادي به دست نمي‌دهد. به هر حال اين مفهوم از زمان پيدايش تا به امروز همچنان مورد بحث در ادبيات علوم سلامت و همچنين مورد بحث و کنکاش پژوهشگران و محققان است.

نکته مهم در فهم اينکه چرا «سازمان جهاني سلامت» سلامت اجتماعي را بخشي از سلامت افراد تلقي کرده است، اين است که گفته مي‌شود با توجه به فضاي تاريخي تولد اين تعريف از سلامت که مصادف بوده است با اتمام جنگ جهاني دوم، با گنجاندن واژه «سلامت اجتماعي»، کساني که اين تعريف را ابداع کرده‌اند، خواسته‌اند نوعي جهت‌گيري ضد جنگ را ترويج کنند. به عبارت ديگر اين تعريف در فضايي به وجود آمده است که پيا‌م‌آور نوعي هشدار به سياست‌مداران و دولت‌مردان بوده است تا توجه کنند که سلامت انسان‌ها تنها به جسم و روان آنها محدود نمي‌شود و بايد به «سلامت اجتماعي» آنها، يعني نوعي از محيط زندگي آرام و بدون دغدغه نيز توجه داشته باشند، اما با درک اين فضا هم علي‌الظاهر باز مفهوم «سلامت اجتماعي» ابهام خود را از دست نمي‌دهد. به هر حال ما بايد تلاش کنيم تا به نحوي درک خويش را از سلامت اجتماعي دقيق‌تر کنيم.
سلامت اجتماعي يا سلامت رواني- اجتماعي

نکته مهم اين است که ما نبايد «سلامت اجتماعي» را با «اجتماع سالم» يا «جامعه سالم» اشتباه بگيريم، چرا که «سلامت اجتماعي» همان‌طور که گفته شد در کنار سلامت جسماني و سلامت روان، به عنوان جزء لاينفک سلامت افراد تعريف شده است نه سلامت گروه‌ها و اشخاص. اينجاست که مقداري در تعريف «سلامت اجتماعي» اشکالات و ابهامات رخ مي‌نمايد. براي مثال سلامت جسماني و سلامت رواني در افراد هم قابل تشخيص هم قابل تعريف و هم قابل اندازه‌گيري است، اما اصولا سلامت اجتماعي يک فرد چيست؟ کجاست؟ و چگونه بايد آن را تشخيص داد و اندازه‌گيري کرد؟ لذا اين بعد سلامت بسيار مبهم و غيرملموس است، بنابراين برخي از محققان و پژوهشگران براي حل اين مشکل به جاي عبارت «سلامت اجتماعي» واژه «سلامت رواني- اجتماعي» را پيشنهاد کرده‌اند و در توصيف اين واژه گفته‌اند که آن نوعي تطابق و سازگاري فرد با محيط پيرامون خود است و درواقع با اين توصيف مي‌توان گفت بخش اجتماعي سلامت يک فرد هم يک مولفه داخلي است.

سلامت اجتماعي از ديدگاه محققان و پژوهشگراني که در آمريکا فعال هستند مقداري متفاوت است. آنان واژه «سلامت رواني- اجتماعي» را بر اين واژه ترجيح داده‌اند و دليل آن را هم قابل اندازه‌گيري شدن آن ذکر مي‌کنند، اما محققان اروپايي کماکان بر همان واژه «سلامت اجتماعي» تاکيد دارند. بهترين تعريفي که اروپاييان از اين مفهوم ارايه داده‌اند عبارت است از «مبناي اصلي سلامت اجتماعي همان حمايت اجتماعي.»
حمايت اجتماعي

از آنجا که از منظر صاحب نظران سلامت اجتماعي حمايت اجتماعي جزء مهمي از سلامت اجتماعي است، در اينجا به توضيح آن مي‌پردازيم. از اين ديد، حمايت اجتماعي عبارت است از يک نوع معرفت و شناختي که فرد باور بکند که او مورد محبت و احترام هست و به شبکه‌اي از ارتباط متعهدانه و متقابل تعلق دارد. در تعريف ديگر کوهن و سايم در سال 1985 «حمايت اجتماعي را به عنوان منابعي که توسط ديگران براي افراد فراهم مي‌شود»، تعريف کرده‌اند.
انواع حمايت اجتماعي

حمايت اجتماعي داراي انواع مختلفي است، اما به طور کلي حمايت اجتماعي به سه گروه تقسيم مي‌شود. حمايت عاطفي، حمايت کاربردي و ابزاري و حمايت اطلاعاتي.

حمايت عاطفي: به مواردي اشاره دارد که باعث مي‌شود افراد احساس کنند مورد حمايت هستند. چنين حمايتي غالبا به شکل انواع غيرملموس است و کمک مي‌کند که حس ارزش در افراد تقويت شود.

حمايت عملي: نوعي از پشتيباني است که به انواع مختلف از کمک‌هاي ملموس که ممکن است توسط ديگران فراهم شود اشاره دارد. (مانند کمک در نگهداري بچه‌ها يا پرداخت کمک هزينه نقدي و...)

پشتيباني اطلاعاتي: پشتيباني اطلاعاتي نشان‌دهنده نوع سوم حمايت اجتماعي (که گاهي اوقات در رده‌بندي شامل پشتيباني عملي و گاهي درون دسته حمايت عاطفي)است و اشاره به کمکي دارد که ديگران ممکن است از طريق ارايه اطلاعات ارايه دهند.

سلامت اجتماعي را مي‌توان در دو قالب زير اندازه‌گيري کرد:

سنجه‌هاي شبکه‌هاي اجتماعي: تعداد مخاطبان، فراواني تماس با آنها، تراکم شبکه‌هاي اجتماعي(اين سنجه تخمين مي‌زند که چه‌قدر هر يک از اعضا در تماس با ديگر اعضاي شبکه است).

سنجه‌هاي حمايت اجتماعي: حمايت عاطفي، حمايت عملي، تعاملات منفي (شواهد متقن نشان مي‌دهد که جنبه‌هاي منفي از ارتباطات نزديک مي‌تواند تاثير بسيار سويي بر سلامت افراد وارد آورد.)