ارزيابي تطبيقي کارنامه پژوهشي ايران و ترکيه
آينده به جوامع مبتني بر علم تعلق دارد


«نيوتن» چه جمله زيبايي دارد، وقتي مي‌گويد: «نمي‌دانم از نظر گستره جهاني چگونه به نظر مي‌آيم، اما به نظر خودم همانند طفلي هستم که در ساحل دريا به بازي مشغول است و به جستجوي سنگ‌هايي صاف‌تر يا گوش‌ ماهي‌هايي زيباتر از هميشه مي‌پردازد، در حالي که اقيانوس عظيم حقايق در مقابل او کشف نشده رخ مي‌نماياند.»


در طول تاريخ بشر، هميشه علم و دانش مفاهيم مختلف و گسترده‌اي داشته و بزرگان عصر در دوره‌هاي متفاوت تعاريف گوناگوني از آن ارايه داده‌اند که هر يک خاستگاه و فرآيندهاي مختلفي داشته و ماهيت‌هاي جداگانه‌اي را از هم نشان مي‌دهند. انسان به عنوان موجودي که توانسته به دانش دست پيدا کند و در واقع آن را بيابد، پرورش دهد و براي آيندگان به ميراث بگذارد، از ارزش والايي برخوردار است. اينکه شکل‌گيري دانش به چه صورت بوده، خود بحث جداگانه‌اي را مي‌طلبد، اما واضح است که هميشه کنجکاوي و جستجوهاي هدف‌مند بشر است که عرصه‌هاي مختلف دانش را گسترش داده و به شکل کنوني رسانده است. امروزه اين جستجوهاي هدف‌مند در قالب پژوهش‌هاي مختلف خود را نشان مي‌دهند و موقعيتي را فراهم مي‌آورند تا امکان مقايسه ميان دانشمندان، مراکز تحقيقاتي و کشورهاي مختلف محقق شود.
طي ساليان متمادي گفته‌ايم و شنيده‌ايم که ايران يکي از کانون‌هاي توليد علم بوده، اما امروز و در اين برهه زماني که دانش، به خصوص در حوزه پزشکي به طور اعجاب‌آوري رشد مي‌کند، چه؟ سهم کشور ما در اين ميان چيست؟ ما در کجاي اين وادي ناپيدا ايستاده‌ايم؟ در مقايسه با کشورهاي پيشرفته دنيا، کشورهاي اسلامي ديگر و کشورهاي منطقه چه امتيازي براي خود کسب کرده‌ايم؟ «از علل اينکه چرا اين سوال‌ها مطرح مي‌شود، اين است که پيشرفت در هر زمينه‌اي، نيازمند توسعه علمي است و آن هم به برنامه‌ريزي‌هاي دقيق در زمينه‌هاي مختلف نياز دارد. از سويي، توانايي علمي از ارکان ضروري توسعه اجتماعي و اقتصادي ملت‌هاست که معيارهاي مختلفي براي سنجش آن معرفي و آزموده شده است (1)». پس ابتدا بايد وضع موجود خود را بشناسيم و تنها به اين بسنده نکنيم که در گذشته چه بوده‌ايم و چه کرده‌ايم.

وضعيت پژوهش در کشورهاي اسلامي
جهان اسلام با 57 کشور عضو و حدود يک چهارم جمعيت جهان و با دارا بودن تقريبا 70 درصد منابع نفت و گاز دنيا، توليد ناخالصي دارد که حتي از آلمان نيز به عنوان يک کشور پيشرفته اروپايي کمتر است. متاسفانه در زمينه علم و فناوري نيز در رديف‌هاي اول فهرست رتبه‌بندي کشورهاي دنيا نايستاده‌اند و مقايسه‌هاي آماري که در اين زمينه منتشر مي‌شوند، نتايج رضايت‌بخشي را از خود به نمايش نمي‌گذارند. از مجموع 57 کشور، تنها حدود 37 کشور در فهرست ISI قرار دارند که لزوما در تمامي رشته‌هاي علمي آن نيز سهيم نيستند. تنها ترکيه، ايران و مصر هستند که در تمام 22 حوزه علمي اين موسسه وارد شده‌ و بار اصلي توليدات علمي را در اين ميان بر دوش مي‌کشند. به عبارتي، در حال حاضر بيش از 50 درصد توليدات علمي کشورهاي اسلامي متعلق به ايران و ترکيه است.
 «به واقع چرا به نظر مي‌رسد دنياي اسلام در به کارگيري علم شکست خورده و چرا اصلا علم را به کار نمي‌گيرند، در حالي که آينده به جوامع مبتني بر علم تعلق دارد؟»

ارزيابي تطبيقي توليد علم در ايران و ترکيه
يکي از مهم‌ترين موسساتي که مي‌توان از شاخص‌ها و آمار آن براي ارزيابي اطلاعات علمي و مقايسه‌اي استفاده کرد، موسسه ISI است. اين موسسه يافته‌هاي علمي منتشر شده را به صورت مقالات در سه بخش نمايه‌سازي کرده و در اختيار دانشمندان قرار مي‌دهد. اين سه بخش عبارت‌اند از: 1) نمايه استنادي علوم محض (SCI)، 2) نمايه‌نامه استنادي علوم اجتماعي (SSCI) و 3) نمايه‌نامه استنادي هنر و علوم انساني (A & HSCI). اين موسسه داراي پايگاه‌هاي متعددي است، مانند «پايگاه طلايه‌داران علم» يا ESI که به بررسي وضعيت کشورها، موسسات و دانشمندان دنيا مي‌پردازد. ESI، موثرترين و تاثيرگذارترين توليدات و برترين‌هاي علمي دنيا را در 22 رشته موضوعي منتشر مي‌کند. در حال حاضر، 149 کشور دنيا در فهرست کشورهاي آن قرار دارند. در آخرين به‌روز رساني که اين موسسه انجام داده، اطلاعات مربوط به وضعيت علمي کشورها از اول ژانويه 1999 تا 31 اکتبر 2009 در اختيار قرار گذاشته شده که نتايج زير نيز مربوط به همين دوره زماني است.
يکي ديگر از پايگاه‌هاي ISI، پايگاه JCR است که در آن نيز گزارش استنادي نشريات علمي ارايه مي‌شود و امکان ارزشيابي و مقايسه نشريات علمي را فراهم مي‌آورد، بنابراين با استفاده از پايگاه‌هاي ياد شده به آساني مي‌توان داده‌هاي مقايسه‌اي را جمع‌آوري کرد.

نتايج
در صدر جدول 149 کشور موجود در پايگاه ESI و در دوره زماني ذکر شده، کشور آمريکا قرار دارد (با مجموع کلي سه ميليون و يازده هزار و 621 مورد مقاله) و پس از آن، ژاپن (با 769 هزار و 789 مورد) و آلمان (با 775 هزار و 189 مورد) ايستاده‌اند. ترکيه با 128 هزار و 325 مقاله در جايگاه 21 و ايران با 51 هزار و 650 مورد، در مکان 35 قرار دارند، هرچند با توجه به ميزان رشد بيشتر ايران، از اين نظر ميان کشورهاي اسلامي مقام اول را کسب نموده است. جدول يک به بررسي بيشتر اين يافته‌ها در پايگاه WOS و پايگاه‌هاي فرعي آن يعني SCIE ،SSCI و A&HCI مي‌پردازد. از مجموع تعداد کل توليدات علمي ايران در همه سال‌ها 1/81 درصد به «مقاله‌»ها اختصاص دارد و حوزه شيمي که بيشترين تعداد مقالات را به خود اختصاص داده، 8/25 درصد از کل را تشکيل مي‌دهد. همين ارقام براي ترکيه، 7/77 درصد مربوط به Article و حوزه مهندسي، 1/11 درصد از کل مقالات آن را تشکيل مي‌دهد که بيشترين نسبت در بين تمام حوزه‌ها مي‌باشد. البته از نگاه ESI، حوزه پزشکي باليني در صدر حوزه‌‌هاي مورد پژوهش در اين کشور قرار دارد.
در گزارش استنادي نشريات نمايه شده ايران و ترکيه در پايگاه JCR و در آخرين گزارش مربوط به سال 2008، 9 نشريه ايراني تحت پوشش JCR قرار دارند که بالاترين ضريب تاثير (215/2) مربوط به نشريه
 Journal of the Iranian Chemical Society است. البته تعداد کل نشريات ايراني که در ISI استناد مي‌شود، به 25 عدد مي‌رسد که توسط ISI شناسايي شده و نمايه مي‌شود. ترکيه در همين سال، 8 نشريه در JCR داشته که بالاترين ضريب تاثير مجلات آن نيز به يک مي‌رسد.
آنچه مشخص است، آنکه هر چند رشد ايران نسبت به ترکيه بين سال‌هاي 2008 تا 2009، حدود 8 برابر بيشتر بوده، اما هم‌چنان هم از نظر رتبه کلي و هم از نظر تعداد مقاله، فاصله زيادي دارد. ما طبق سند چشم‌انداز توسعه، بايد به کشور نخست منطقه تبديل شويم، اما اينکه با توجه به وضعيت موجود و اينکه بودجه‌هاي پژوهشي کشور، هر سال کمتر از سال قبل تعلق مي‌گيرد، به واقع در سال 1404 در کجاي اين رتبه‌بندي‌ها ايستاده‌ايم؟ با توجه به اختلاف طبقاتي عظيمي که در جهان علم وجود دارد، آيا مي‌توان اميدوار بود که ما هم به 10 کشور توليد‌کننده علم ارتقا خواهيم يافت؟ به نظر مي‌رسد ما به سياست‌هاي علمي پايداري نياز داشته باشيم که بايد مد نظر مسوولان و سياست‌گذاران قرار گيرد.
منبع:
1) آقامحمدي، امير؛ وضعيت پژوهش در ايران: واقعيت‌ها و راه چاره‌ها، فصلنامه رهيافت، شماره 20، بهار 1378.
نويسنده: دکتر شادي کلاهدوزان