دكتراحمد علي نوربالا/ استاد روانپزشکي دانشگاه علوم پزشكي تهران
پرخاشگري كلامي و بازتاب آن درآموزههاي ديني و فرهنگي
امروزه پرخاشگري کلامي، يکي از معضلات جدي فرهنگي ما در تمامي سطوح جامعه است. از پايينترين سطوح جامعه و برخوردهاي روزمره مانند برخورد رانندگان خودرو در خيابانها گرفته، تا لايههاي بالاتر و برخوردهاي اهالي سياست که همهروزه در رسانههاي گروهي تصويري و نوشتاري به اشاعه پرخاشگري ميپردازند. در اين مقاله سعي ميشود بررسي جامع و کاملي از اين معضل اجتماعي داشته باشيم...
تعريف پرخاشگري در متون روانپزشکي
در کتاب روانشناسي هيلگارد، پرخاشگري به عنوان رفتاري تعريف شده که به قصد صدمه رساندن (جسمي يا زباني) به فردي ديگر يا نابود كردن دارايي ديگران صورت ميگيرد. در معيارهاي معروف DSM-IV-TR اصطلاح پرخاشگري به طور اختصاصي تعريف نشده، ولي با عنوان رفتاري به قصد آسيب جسمي به ديگران بيان شده است. در حقيقت به پيامد كوتاهمدت پرخاشگري، يعني ضرر رساندن به ديگران توجه شده است. در کتاب روانپزشکي «کاپلان و سدوک»
بسياري از رفتارها با اينكه به آسيب جسمي منجر نميشوند، ولي پرخاشگرانه محسوب شدهاند. از جمله آنها پرخاشگري كلامي، اعمال زور، مچگيري، ارعاب، سبكهاي مديريتي كه به پيامدهاي روانشناختي زيانباري براي ديگران منجر ميشوند.
همچنين طرد اجتماعي عمدي ديگران از مصاديق بارز پرخاشگري است و نبايد تاثير اين رفتارها در عزت نفس، وضعيت اجتماعي و شادي عوامل دريافتكننده دستكم گرفته شود.
خسارات پرخاشگري
اما فراتر از جنبههاي شخصي، پرخاشگري در طول تاريخ و در جوامع مختلف موجب خسارتهاي گسترده و شايد غيرقابل جبراني براي جامعه بشري شده است: در دهه 1970 چهار ميليون نفر كامبوجي توسط كامبوجيها كشته شدند، در قرن بيستم 80 تا 100 ميليون نفر بر اثر خشونت كشته شدند؛ قتل عامها و نسل كشيهاي سالهاي پيشين در آفريقا (روآندا)، نسلكشيهاي چندي پيش در اروپا (يوگسلاوي سابق، بوسني)، درگيري مزمن اعراب و اسراييل و جنگ عراق و ايران. در کنار اين فجايع و شايد بدتر از آن، خشونتي است که به صورت مستمر در جوامع در جريان است. به عنوان مثال، در آمريكا سالانه بيستهزار قتل، هفتصدهزار آزار و اذيت، 200 هزار تجاوز و 5/1 ميليون جرم خشونت بار رخ ميدهد. در شکل صفحه 4 نيز به طور واضح ميتوان مشاهده کرد که اهميت پرخاشگري در بار بيماريها در سال 2020 به صورت معنيداري افزايش خواهد يافت. مواردي همچون افسردگي، جنگ، خشونت و صدمه به خود به طور واضح با پرخاشگري در ارتباط هستند. بايد توجه داشت که پرخاشگري عملي كور و بيهدف نيست. در عصري كه سلاح هستهاي به صورت گسترده در دسترس است، حتي يك اقدام پرخاشگرانه نيز ميتواند فاجعه به بار آورد. بسياري اوقات پرخاشگري كلامي محرك و مقدمه پرخاشگري فيزيكي خطرناك ميباشد.
پرخاشگري و جنسيت
Maccoboy & Jackline (1974) در تحليل كلاسيك مطالعات تحقيقاتي ابراز داشت که مردها در تمام فرهنگها پرخاشگرتر از زنها هستند. مردها از همان ابتداي زندگي، يعني از دو سالگي پرخاشگرتر از زنها هستند. پرخاشگري در بين انسانهاي مذكر و حيوانات نر از انسانهاي مؤنث و حيوانات ماده بيشتر است. Bjorquist, Osterman & Lagerspetz (1994) در مطالعهاي طولي، تفاوت جنسيتي خاصي در پرخاشگري كلامي كودكان هشت ساله نديدند، اما زنها در 18 سالگي بيشتر از مردان پرخاشگري كلامي داشتند.Hyde (2004) & Mezulis (2001) معتقد است وقتي ميگوييم مردان پرخاشگرتر از زنها هستند، نبايد عجولانه نتيجه بگيريم كه پس همه مردها از همه زنها پرخاشگرترند. گالاموس (2004) به اين نکته اشاره کرد که تفاوتهاي جنسيتي در پرخاشگري فيزيكي از تفاوتهاي جنسيتي در پرخاشگري كلامي شديدتر است. مطالعات اخير به اين نتيجه رسيده که پسامد خشونت خانگي كه در آن يكي از همسران به ديگري صدمه ميرساند، در مردان و زنان تقريباً مساوي است. از طرف ديگر بررسي بستري شدگان دراز مدت بخشهاي روانپزشكي نشان ميدهد كه شيوع پرخاشگري در مردان و زنان تقريباً مساوي است.
سببشناسي پرخاشگري
عوامل روانشناختي: ديدگاه فرويد (Instinct theory): پرخاشگري عمدتاً از تغيير جهت غريزه خود تخريبگر مرگ از خود به سمت ديگران ريشه ميگيرد.
ديدگاه لورنز (Drive theory): پرخاشگري از سايق جنگ ريشه ميگيرد كه بين انسان و ساير موجودات مشترك است.
رفتار يادگرفته: پرخاشگري عمدتاً نوعي رفتار اجتماعي آموخته شده است.
عوامل اجتماعي
ناكامي: ناكامي همواره به نوعي به پرخاشگري ميانجامد و پرخاشگري هميشه از ناكامي ريشه ميگيرد.
تحريك مستقيم: اگر فرد مورد بدرفتاري جسمي و تمسخر كلامي قرار گيرد، اغلب اعمال پرخاشگرانه در وي برانگيخته ميشود و اگر پرخاشگري آغاز شود، اغلب از الگوي تشديد بيامان پيروي ميكند.
تقويت و يادگيري مشاهدهاي (خشونت تصويري: سينما، تلويزيون، كامپيوتر،...): آثار تجميعي مشاهده خشونت به بروز خشونت در كودكان منجر ميشود.
عوامل محيطي: آلودگي هوا (گازهاي بد بو....)، آلودگي صوتي (سروصدا....)، ازدحام (شلوغي، ترافيك...).
عوامل موقعيتي: افزايش برانگيختگي فيزيولوژيك، برانگيختگي جنسي، درد.
عواملشناختي: انتظارات (انتظار نداشتن)، انصاف (بيعدالتي)، نيت (عمدي)، مسووليتپذيري (آمر، عامل).
عوامل زيستي: هورمونها (اندروژن)، نوروترانسميترها (Ach ،Ne منجر به تشديد وGABA، 5HT منجر به مهار).
داروها و مواد: (الكل، باربيتورات، ضداضطرابها، افشانهها).
وابستگي به مواد شبه افيوني: محركها، كوكايين، توهمزاها، صدمه نوروآناتومي.
وراثت:دوقلوها، شجرهنامهها، عوامل کروزومي (xyy ،low IQ).
انواع پرخاشگري
پرخاشگري تنها به درگيري فيزيکي محدود نميشود. حتي در بسياري از موارد يک درگيري کلامي موجب بروز پرخاشگري فيزيکي خواهد شد. در ادامه فهرست وار انواع پرخاشگري مرور ميشود.
فيزيكي:
الف) آسيب يدي (مشت و لگد)،
ب) آسيب ابزاري (چماق، كمربند، اسلحه).
ج) آسيب عاملي (توسط افراد تحريكشده).
نوشتاري: مقاله، شعر، داستان، تحليل، طنز، روزنامه، مجله، كتاب.
تصويري: فيلم، سريال، كاريكاتور، عكس.
علامتي: قهر، رويبرگرداندن، ايما و اشاره، نگاه معنيدار.
كلامي: حمله با نيت، به خود پنداره يا آسيب رساندن به تصويرخود فرد ديگر، كه خصومت سركوب شده، يادگيري اجتماعي واهانت، ازعوامل زمينه سازآن بوده و راهي براي جبران نقص در مهارتهاي بحث وگفتگو است.
هرزه گويي(فحاشي)،
كنايهگويي(زخمزبان)،
متلكگويي(تكهانداختن)،
سخرهگويي (طنز يا شوخي تحقيرآميز)،
پشتسر بدگويي(غيبت)،
زير لبگويي(غرولند)،
ابزارگويي (بوق، شيپور، سوت، زنگ).
كيفيت پرخاشگري كلامي
دو شيوه اصلي براي اداي پرخاشگري کلامي وجود دارد:
مخاطب مستقيم
الف) دو نفري (با يا بدون حضور جمع)،
ب) تريبوني (تحريك از طريق جمع)،
ج) گروهي (تبعيت از جمع).
مخاطب غيرمستقيم
الف) عمومي
ب) مماسي
محتواي پرخاشگري كلامي
الف) جاهلي (فحاشي و بينزاكتي)،
ب) معمولي (توهين، تحقير و تمسخر)،
ج) علمايي (استدلالي)،
اين ايده قديمي است (تحجر و تعصب)
اين ايده غيرمبنايي است (انحراف از اصول و استحاله)
نتيجه پرخاشگري كلامي
الف) موجد آسيب رواني،
ب) تحقير شخصيتي و ايجاد عامل زمينهاي براي اختلالات روانپزشكي،
ج) محرك آسيب جسمي (جراحت، قتل) از طريق تحريك پرخاشگري فيزيكي،
د) عامل انتقام گيري (بروز خشونت و انواع پرخاشگري و ايجاد دور تسلسل).
بازتاب پرخاشگري كلامي در آموزههاي ايران باستان
زرتشت پيامبر(600سال قبل از ميلاد): پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك.
كوروش كبير(529-559 قبل از ميلاد): «اينك كه به ياري مزدا تاج سلطنت ايران،بابل وكشورهاي چهار گانه را بر سر گذاشتهام، اعلام ميكنم:
1) تا روزي كه زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من ارمغان ميكند، كيش و آيين و باورهاي مردماني را كه من پادشاه آنها هستم گرامي بدارم ونگذارم كه فرمانفرمايان و زيردستان من، كيش و آيين و دين و روش مردمان ديگر را پست بدارند و يا آنها را بيازارند.
2) من كه امروز افسر پادشاهي را بر سر نهادهام تا روزي كه زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من عرضه كرده هرگز فرمانروايي خود را بر هيچ مردماني به زور تحميل نكنم و در پادشاهي من هر ملتي آزاد است كه مرا به شاهي خود بپذيرد يا نپذيرد و هرگاه نخواهد، پادشاه ايران و بابل و كشورهاي چهارگانه هستم و نخواهم گذاشت كه كسي به ديگري ستم كند و اگر كسي ناتوان بود و بر او ستمي رفت، من از وي دفاع خواهم كرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمكاران را به كيفر خواهم رساند.
3) من تا روزي كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت كسي مال و اموال ديگري را با زور و با هر روش نادرست ديگري از او بدون پرداخت ارزش واقعي آن بگيرد.
4) من اعلام ميكنم كه هر كس آزاد است هر دين و آييني را كه ميل دارد، برگزيند و در هر جا كه ميخواهد سكونت نمايد و به هرگونه كه معتقد است، عبادت كند و معتقدات خود را به جا آورد و هر كسب و كاري را كه ميخواهد، انتخاب نمايد، تنها به شرطي كه حق كسي را پايمال ننمايد و زياني به حقوق ديگران وارد نسازد.
5) من اعلام ميكنم هركس پاسخگوي اعمال خود ميباشد. هيچ كس را نبايد به انگيزه اينكه يكي از بستگانش خلاف كرده است، مجازات كرد و اگر كسي از دودمان يا خانوادهاي خلاف كرد تنها همان كس به كيفر برسد و با ديگر مردمان و خانواده كاري نيست.
6) تاروزي كه زنده هستم نخواهم گذاشت مردان وزنان را به نام برده وكنيز وبا نامهاي ديگر بفروشند واين رسم زندگي بايد از گيتي رخت بربندد.
از مزدا ميخواهم كه مرا در تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و ممالك چهارگانه گرفتهام پيروز گرداند.
بازتاب پرخاشگري كلامي درآموزههاي قرآني
در قرآن به کرات توصيه به پرهيز و خشونت و پيگيري مهرباني در رفتار و گفتار شده است. در ادامه، نمونههايي از آيات قرآن که در اين مورد نازل شده است را با هم مرور ميکنيم.
1) سفارش به گفتار نرم و ملايم: (اکنون) تو و برادرت با آيات من برويد، و در ياد من کوتاهي نکنيد! (42) بسوي فرعون برويد؛ که طغيان کرده است! (43) اما بنرمي با او سخن بگوييد؛ شايد متذکر شود، يا (از خدا) بترسد! (44) سوره طه.
2) سفارش به گفتار نيكو و زيبا: (به ياد آوريد) زماني را که از بني اسرائيل پيمان گرفتيم که جز خداوند يگانه را پرستش نکنيد؛ و به پدر و مادر و نزديکان و يتيمان و بينوايان نيکي کنيد؛ و به مردم نيک بگوييد؛ نماز را برپا داريد؛ و زکات بدهيد. سپس (با اينکه پيمان بسته بوديد) همه شما -جز عده کمي- سرپيچي کرديد؛ و (از وفاي به پيمان خود) رويگردان شديد. (83) سوره بقره.
3) سفارش به عمل وگفتار پسنديده وخوب:
اطاعت و سخن سنجيده براي آنان بهتر است؛ و اگر هنگامي که فرمان جهاد قطعي ميشود به خدا راست گويند (و از در صدق و صفا درآيند) براي آنها بهتر ميباشد! (21) سوره محمد (ص).
4) سفارش به گفتار استوار و صواب: اي کساني که ايمان آوردهايد! تقواي الهي پيشه کنيد و سخن حق بگوييد... (70) تا خدا کارهاي شما را اصلاح کند و گناهانتان را بيامرزد؛ و هر کس اطاعت خدا و رسولش کند، به رستگاري (و پيروزي) عظيمي دست يافته است! (71) سوره احزاب
فليتَّقو الله وليقولوا قولاً سديداً (9) سوره نساء.
5) سفارش به گفتار رسا و روان( در برابر منافقين): اوليك الَّذينَ يَعلَمُ اللهُ ما في قلوبِهِم فَأعرِض عنهُم و عِظهُم و قُل لَهُم في انفُسِهِم قولاً بليغاً (63) سوره نساء.
6) سفارش به گفتار بزرگوارانه و كريمانه
(با والدين): و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيکي کنيد! هرگاه يکي از آن دو، يا هر دوي آنها، نزد تو به سن پيري رسند، کمترين اهانتي به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو! (23) سوره أسراء.
7) سفارش به گفتار سهل و آسان( در مواجهه با اسراف كنندگان): و هرگاه از آنان ( مستمندان) روي برتابي، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشي (تا گشايشي در کارت پديد آيد و به آنها کمک کني)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو! (28) سوره أسراء.
8) سفارش به گفتار سالم و بدون عيب: بر آنها سلام (و درود الهي) است؛ اين سخني است از سوي پروردگاري مهربان! (58) سوره يس.
هرگاه کساني که به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض کرده؛ هر کس از شما کار بدي از روي ناداني کند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نمايد، (مشمول رحمت خدا ميشود چرا که) او آمرزنده مهربان است.» (54) سوره انعام.
9) پرهيز از دروغگويي: واي بر هر دروغگوي گنهکار... (7) سوره جاثيه.
10) پرهيز از عيبجويي و طعنه زدن (بدگويي): واي بر هر عيبجوي مسخرهکنندهاي! (1) سوره همزة.
11) پرهيز از عيبجويي سرسختانه و سخن چيني: و از کسي که بسيار سوگند ياد ميکند و پست است اطاعت مکن، (10) کسي که بسيار عيبجوست و به سخن چيني آمد و شد ميکند، (11) سوره قلم
12) پرهيز از بيهودگي و ناروايي: و آنها که از لغو و بيهودگي رويگردانند؛ (3) سوره مؤمنون. و کساني که هرگاه آيات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روي آن نميافتند. (73) سوره فرقان.
13) پرهيز از فرياد زدن با گفتار زشت: خداوند دوست ندارد کسي با سخنان خود، بديها(ي ديگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست. (148)سوره نساء.
14) پرهيز از استهزاء، عيب جويي، بد لقب دادن: اي کساني که ايمان آوردهايد! نبايد گروهي از مردان شما گروه ديگر را مسخره کنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند؛ و نه زناني زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند؛ و يکديگر را مورد طعن و عيبجويي قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يکديگر را ياد نکنيد، بسيار بد است که بر کسي پس از ايمان نام کفرآميز بگذاريد؛ و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند! (11) سوره حجرات.
15) پرهيز از سوء ظن، تجسس وغيبت: اي کساني که ايمان آوردهايد! از بسياري از گمانها بپرهيزيد، چرا که بعضي از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار ديگران) تجسس نکنيد؛ و هيچ يک از شما ديگري را غيبت نکند، آيا کسي از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر کراهت داريد؛ تقواي الهي پيشه کنيد که خداوند توبهپذير و مهربان است! (12) سوره حجرات.
16) پرهيز از دشنام به كافران: (به معبود) کساني که غير خدا را ميخوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها (نيز) از روي (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اين چنين براي هر امتي عملشان را زينت داديم سپس بازگشت همه آنان به سوي پروردگارشان است؛ و آنها را از آنچه عمل ميکردند، آگاه ميسازد (و پاداش و کيفر ميدهد). (108) سوره انعام.
17) برخورد سلام با جاهلان: بندگان (خاص خداوند) رحمان، کساني هستند که با آرامش و بيتکبر بر زمين راه ميروند؛ و هنگامي که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام ميگويند (و با بياعتنايي و بزرگواري ميگذرند)؛ (63) سوره فرقان.
18) رئوف و رحيمبودن رسول خدا (ص): به يقين، رسولي از خود شما بسويتان آمد که رنجهاي شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدايت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (128) اگر آنها (از حق) روي بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا کفايت ميکند؛ هيچ معبودي جز او نيست؛ بر او توکل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است!» (129) سوره توبه.
19) نرمخويي رسول خدا (ص) و دستور به مشورت كردن: به (برکت) رحمت الهي، در برابر آنان ( مردم) نرم (و مهربان) شدي! و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو، پراکنده ميشدند. پس آنها را ببخش و براي آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامي که تصميم گرفتي، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد. (159) سوره آلعمران.
20) معرفي اخلاق عظيم براي رسول خدا (ص): و تو اخلاق عظيم و برجستهاي داري! (4) سوره قلم.