اخبار

Medical News Today: در ايالات متحده يک مرکز بازپروري براي معتادان به اينترنت و کامپيوتر آغاز به کار کرد. روان‌داکتران معتقدند معتادان به کامپيوتر مانند معتادان به مواد مخدر و الکل يک بيمار محسوب شده و حتي در اثر ابتلا به اين بيماري شغل و خانواده خود را ازدست مي‌دهند...
در اين مرکز که مي‌تواند هم‌زمان 6 بيمار را پذيرش کند، طي يک برنامه 45 روزه بيماران در اين مرکز بازپروري به انجام فعاليت‌هاي معمول زندگي مانند پختن غذا، قدم زدن، باغباني، صحبت کردن با ساير اعضا و غيره مي‌پردازند. در پايان اين 45 روز براي جلوگيري از بازگشت اين افراد به عادات قبلي نيز برنامه‌اي در اختيار آنها قرار مي‌گيرد تا طبق آن رفتار کنند و دوباره به کامپيوتر اعتياد پيدا نکنند.

دانشجويان داکتر ي بيشتر تمرين کنند

Medical News Today: به تازگي در ايالات متحده بحث بر سر اين مساله که دانشجويان داکتر ي بايد اقدامات باليني را قبل از فارغ‌التحصيلي بيشتر تمرين کنند، داغ شده است. بر اين اساس يک راهنما براي دانشجويان داکتر ي طراحي شده که در آن فهرست اقدامات باليني که يک دانشجو بايد از همان زمان ورود به بيمارستان آموزش ببيند، گنجانده شده است.
در اين برنامه بر اين نکته تاکيد شده است که دانشجويان داکتر ي از همان ابتدا که وارد بيمارستان مي‌شوند بايد اقدامات باليني را زيرنظر دانشجويان سال بالاتر و يا دستياران روي بيمار واقعي ياد بگيرند. در حال حاضر دانشجويان داکتر ي در اين زمينه‌ها کمتر تلاش مي‌کنند و بعد از فارغ‌التحصيلي يک سري اقدامات را اصلا بلد نيستند و يا به علت تمرين ناکافي، مهارت لازم را ندارند.

کدام بهتر است: مراکز آموزشي يا غيرآموزشي؟
Detroit News: بيمارستان‌هاي آموزشي ايالات متحده در سيستم ارزشيابي نسبت به بيمارستان‌هاي غيرآموزشي همواره از امتياز بالاتري برخوردارند. به تازگي گروهي از پژوهشگران نشان دادند که سيستم ارزشيابي فعلي تنها معيارهاي خاصي را بررسي مي‌کند و اگر بخواهيم تمامي معيارهاي يک بيمارستان خوب را بررسي کنيم نه تنها بيمارستان‌هاي آموزشي ارجحيتي نسبت به بيمارستان‌هاي غيرآموزشي ندارند، بلکه در بسياري از موارد بدتر هم هستند. اين پژوهشگران ادعا کردند شايد وقت آن باشد که تا حدودي اين معيارها را اصلاح کرد.

هر چه قدر درمان کني همان قدر پول مي‌گيري؟‍!

WebMD: بر اساس مطالعه‌اي که به تازگي در نشريه BMJ به چاپ رسيد، پژوهشگران نشان دادند که به کارگيري سيستم جديد پرداخت در بيمارستان‌‌‌هاي انگليس توانسته کارايي بيمارستان‌ها را در ارايه خدمات بهداشتي- درماني افزايش دهد. اين سيستم که به نام «پرداخت بر اساس نتيجه» معروف است از سال 2002 طراحي و در بيمارستان‌هاي انگلستان به اجرا درآمد.
بر اساس اين سيستم، بيمارستان‌ها بر اساس تعداد بيماران درمان شده پول دريافت مي‌کنند. بسياري از مسوولان معتقد بودند که اين سيستم ممکن است باعث افت کيفيت ارايه خدمات در بيمارستان‌ها شود، اما پژوهشگران طي مطالعه‌اي نشان دادند اين سيستم نه تنها باعث افت کيفيت نمي‌شود، بلکه انگيزه کادر درماني براي دست پيدا کردن به نتايج تشخيصي و درماني را نيز افزايش مي‌دهد.

زنان ديابتي براي انجام غربالگري راغب نيستند

Reuters: زنان مبتلا به ديابت کمتر از زنان عادي براي انجام تست‌هاي غربالگري مراجعه مي‌کنند. طبق مطالعه‌اي که توسط پژوهشگران اسپانيايي انجام شد، 62 درصد از زنان واجد شرايط طي 2 تا 3 سال براي انجام ماموگرافي مراجعه کرده بودند، در حالي که اين رقم در زنان ديابتي تنها 58 درصد بوده است.
درمورد انجام پاپ‌اسمير هم ميزان مراجعه در زنان ديابتي پايين‌تر گزارش شده است (62 درصد در مقابل 66 درصد). اين مطالعه روي 12429 زن بالاي 40 سال که واجد شرايط براي انجام ماموگرافي بودند و 13739 زن بين سنين 18 تا 69 سال که بايد براي انجام پاپ‌اسمير مراجعه مي‌کردند، انجام شده است.
گزارش از روند آنفلوآنزاي خوکي

BBC: طبق گزارش اداره پيشگيري و کنترل بيماري‌هاي آمريکا رفتار ويروس آنفلوآنزاي خوکي تا حدي نسبت به ساير ويروس‌هاي آنفلوآنزا متفاوت است، به طوري که اين ويروس براي کودکان دبستاني نسبت به نوزادان و نوپايان خطرناک‌تر است. هر چند طبق يک قاعده کلي ويروس‌هاي آنفلوآنزا براي کودکان سنين پايين‌تر خطرناک‌تر هستند، اما به نظر مي‌رسد ويروس آنفلوآنزاي خوکي از اين قانون تبعيت نمي‌کند. تاکنون حداقل 40 کودک در اثر ابتلا به اين ويروس جان خود را از دست داده‌اند، اين در حالي است که از هر 13 مبتلا به اين بيماري در ايالات متحده يک نفر جان خود را از دست مي‌دهد.

مطالعات آماري نشان دادند که بيش از نيمي از کودکاني که در اثر ابتلا به آنفلوآنزا جان خود را از دست مي‌دهند کمتر از 4 سال سن دارند، اما آمار کشته‌شدگان ناشي از ويروس آنفلوآنزاي خوکي حاکي از آن است که اکثر کودکان آسيب‌ديده بين سنين 5 تا 17 سال هستند.

از طرف ديگر، اکثر کودکاني که در اثر آنفلوآنزاي خوکي درگذشته‌اند داراي بيماري‌هاي زمينه‌اي مانند اپي‌لپسي، فلج مغزي (CP) يا بيماري‌هاي ارگانيک مغزي بوده‌اند، در حالي که در مرگ و ميرهاي ناشي از آنفلوآنزاهاي فصلي تنها يک‌سوم از کودکان چنين شرايطي را دارا بودند. از ماه آوريل تاکنون در ايالات متحده بيش از يک ميليون مورد مشکوک به آنفلوآنزا گزارش شده که اکثر آنها خفيف بوده و بهبود يافته‌اند. در ضمن 550 مرگ ثابت شده توسط تست‌هاي آزمايشگاهي مشاهده شده و حدود 8800 نفر در بيمارستان‌ها بستري شده‌اند.

داکترانیکه وظائف اصلی شانرارهانمودندوبه دیگر مشاغل روی آوردند

 

 

داکترانیکه وظائف اصلی شانرارهانمودندوبه دیگر مشاغل روی آوردند


 اگرچه کم نيستند داکتراني که در عرصه سياست، هنر و ادبيات، و حتي صنعت و تجارت به موفقيت‌هاي قابل‌توجهي دست يافته‌اند، اما آنچه در معرض ديد و توجه قرار دارد بيکاري داکتران و اشتغال آنها در مشاغلي است که نه از سوي خرد جمعي داکتران و نه از نظر وجدان جامعه، براي يک داکتر  مناسب شمرد نمي شود.

اما اگر نتايج جستجو را به ساير نقاط دنيا گسترش دهيم، به نتايجي مي‌رسيم که مي‌تواند اعتماد به نفس از دست رفته ما داکتران را زنده کند و ما را به آينده اميدوار سازد. نه تنها در اين جستجو به آمار طويل و عريضي از نرخ بي‌کاري داکتران برنمي‌خوريم و خاطره از مسافرکشي داکتر ي در خيابان‌هاي مثلا مادريد برنمي‌خوريم، بلکه با ليستي عريض و طويل از داکتراني آشنا مي‌شويم که استعداد خود را، پس از کسب مدرک و اشتغال در رشته‌هاي مختلف، در زمينه‌هايي به کار انداخته‌اند که موجب موفقيت چشم‌گير آنها و در بعضي موارد زنده ماندن نام آنها در خاطره جمعي بشر شده است.

 

نماد مبارزه

امروزه تبديل به «مد»ي شده است که جهان سرمايه‌داري نمي‌تواند از او به آساني بگذرد. امري که البته دوستداران او را خوش نمي‌آيد. مردي که جنگل‌هاي کوبا با قدم‌هاي او آشنا است و سرتاسر آمريکاي جنوبي پس از گذشت بيش از نيم قرن از اعدام وي، هنوز از انديشه‌هاي او متاثر است، داکتر ي بوده آرژانتيني که تصوير وي با ريشي ژوليده و کلاهي آراسته به ستاره سرخ آرزوها براي پير و جوان آشنا است. دکتر «ارنستو چه‌گوارا» در سال ???? در روزاريو آرژانتين به دنيا آمد. در سال ???? وارد ‏دانشکده داکتر ي بوينس آيرس شد و در همين دانشگاه تحصيلات خود را به اتمام رساند. ‏از چه‌گوارا به عنوان يک انقلابي ضدامپرياليسم آمريکا ياد مي‌شود که رهبري بسياري از ‏مبارزات آزادي‌طلبانه را در آمريکاي لاتين به عهده داشت. وي دوست بسيار نزديک فيدل ‏کاسترو،‌ رهبر کوبا محسوب مي‌شد و تا زمان دستگيري و اعدام توسط نيروهاي ويژه ‏بوليوي و عوامل سيا به مبارزات خود ادامه داد. او در تمام طول مبارزات خود به مداواي مجروحان و مردم فقير و آسيب‌ديده از جنگ مي‌پرداخت.

 

نماد کودتا

اگرچه «چه» مُرد، اما کوبا پايگاهي براي رشد و انتشار سوسياليسم شد و حاصل، برآمدن رهبراني شد که به کمک اين مدل خاص از انديشه سياسي به مبارزه با استعمار ايالات‌متحده و کسب استقلال براي ملت خود پرداختند. اما ايالات متحده حيات خلوت خود را رها نکرد و در اين راه از تمام راه‌هاي ممکن استفاده کرد، اما شايد بسياري از ما ندانيم که قرباني معروف‌ترين کودتاي «سيا» در آمريکاي‌جنوبي و شايد در تمام دنيا، داکتر ي بوده سوسياليست که سر در راه آرمان ملت خود نهاد. «سالوادور آلنده» در تاريخ ?? جولاي ???? در شيلي متولد شد. وي از نوامبر ???? تا زمان مرگش در کودتاي ‏پينوشه در ?? سپتامبر ????، رييس‌جمهور شيلي بود. وي در سال ???? موفق به ‏کسب مدرک داکتر ي از دانشگاه شيلي شد. آلنده پيش از رياست‌جمهوري براي يک دوره وزير ‏بهداشت شيلي شده بود.‏

 

نماد پيشرفت

اگرچه پيش از وي جهان سوم بيش از هر چيزي به نمادهاي مبارزه تعلق‌خاطر داشت و به عنوان مثال، محمد مصدق را به دليل مبارزه بي‌امان با استعمار بريتانيا مي‌ستود، اما اين داکتر ، با هدايت کشور خود به سوي پيشرفتي غيرقابل تصور، ديدگاهي ديگر را به شيوه رهبري رهبران در جهان سوم در برابر چشمان حسرت‌زده اين مردمان ترسيم کرد. «ماهاتير محمد» ?? ساله، نخست وزير سابق مالزي از سال ???? تا ????، رهبري ‏مالزي را در زمان رشد و جهش سريع اقتصادي به عهده داشت. وي در دانشکده داکتر ي کينگ ادوارد در سنگاپور، به تحصيل داکتر ي ‏پرداخت.

 

نماد ترور

شب قبل از برگزاري امتحان جامع علوم پايه در دانشکده‌هاي داکتر ي ايران، آنهايي که بي‌خوابي شب امتحان‌شان را با ديدن تلويزيون تسکين مي‌دادند، با تصاويري روبه‌رو شدند که باورش، همچنان که براي ساکنان نيويورک، به آساني ممکن نبود. حتي به فکرشان خطور نمي‌کرد که در دل کشوري که قوي‌ترين نيروي هوايي دنيا را در اختيار دارد و پس از فروپاشي شوروي نداي پايان تاريخ سر داده و بنا نهادن نظم نويني را وعده داده و در پي گسترش هژموني خود در سراسر گيتي بود، يک گروه تروريستي توانسته باشد «نماد تجارت جهاني» را فرو بريزد. اما، شايد سخت‌تر از آن، نمي‌توانستند باور کنند که يکي از سران اين گروه تروريستي و مرگ‌آفرين، يک داکتر  متخصص باشد. «ايمان الظواهري» در سال ???? در حومه شهر قاهره به دنيا آمد. پدر وي يک ‏داروساز و از يک خانواده دانش‌‍‌پرور و عمدتا داکتر  بود. در سال ???? تحصيلات داکتر ي ‏خود را در رشته جراحي در دانشگاه قاهره به پايان رساند. الظواهري از سال ???? به ‏گروه القاعده پيوست.

وي يکي از رهبران اصلي القاعده است و مدت‌ها داکتر  شخصي ‏«اسامه بن لادن» بوده است.

و البته ليست داکتران سياستمدار طولاني‌تر از حوصله اين مقال است:

 

بشار اسد؛ رييس جمهور 42 ساله جمهوري عربي سوريه از دانشکده داکتر ي دمشق فار‌غ‌التحصيل شد و در لندن موفق به طي دوره ‏تخصصي چشم‌داکتر ي شد. وي بعد از مرگ پدرش در سال ????، ‏رييس‌جمهور سوريه شد.

سيد ابراهيم جعفري؛ ?? ساله، متولد کربلا، نخست‌وزير سابق عراق در دولت ‏انتقالي عراق بعد از انتخابات ژانويه ????، فارغ‌التحصيل از دانشکده داکتر ي موصل.

 

اياد علاوي؛ ?? ساله، نخست‌وزير سابق عراق و رهبر جنبش وفاق ملي.‏ اياد علاوي که پس از سرنگوني رژيم صدام حسين در سال ???? از سوي نيروهاي آمريکايي به عنوان يکي از اعضاي ?? گانه «مجلس‌الحکم» شوراي حکومت انتقالي ‏عراق انتخاب شده بود، به سمت نخست وزير و اولين رييس دولت عراق پس از صدام ‏حسين برگزيده شد و قدرت را از پل برمر، حاکم آمريکايي عراق تحويل گرفت و تا هنگام ‏پيروزي ائتلاف عراق واحد در انتخابات پارلماني و معرفي ابراهيم جعفري به عنوان نخست ‏وزير جديد عراق اين سمت را بر عهده داشت. وي در دانشکده داکتر ي بغداد، به تحصيل طب پرداخت.‏

 

آرنولفو آرياس؛ وي در سال ???? در پنونوم، مرکز يکي از استان‌هاي پاناما به دنيا آمد ‏و در سال ???? در ميامي‌فلوريدا از دنيا رفت. آرياس، ? دوره رييس‌جمهور پاناما شد، ولي ‏هيچ‌گاه نتوانست دوره رياست جمهوري خود را به اتمام برساند، چرا که در هر ? دوره با ‏کودتاي نظامي ‌از کار برکنار شد. سومين دوره رياست جمهوري وي در سال ???? تنها دو ‏هفته طول کشيد. وي دوره داکتر ي عمومي‌ و دوره تخصص جراحي خود را در دانشگاه ‌هاروارد طي کرد و ‏بعدها در روان‌داکتر ي، بيماري‌هاي زنان و بيماري‌هاي غدد درون‌ريز به ادامه تحصيل ‏پرداخت.‏

 

ميشل باشلت؛ وي رييس‌جمهور فعلي شيلي است. در واقع او نخستين زني است که ‏توانسته در تاريخ شيلي به چنين مقامي‌ برسد. در انتخابات سال ???? شيلي وي با ‏کسب ??/? درصد آرا توانست رقيب ثروتمند و توانمندش سباستين پينه‌ را پشت سر ‏بگذارد. ‏ با وجود اينکه باشلت علاقه داشت به تحصيل جامعه‌شناسي و اقتصاد بپردازد، با تشويق ‏پدرش داکتر  شد. وي يک جراح، داکتر  اطفال و اپيدميولوژيست است و مطالعاتي در ‏استراتژي نظامي‌ هم دارد. ايشان در دولت ريکاردو لاگوس، وزير امور خارجه و وزير ‏بهداشت هم بوده است. در سال ????، مجله فوربس وي را در ليست قدرتمندترين زنان ‏دنيا قرار داد.

 

تبر وازکز؛ ?? ساله و رييس‌جمهور فعلي اروگوئه از مارس ????/ ‏وي متولد مونته‌ويدئو و يک انکولوژيست است.

 

فرانسيس دواليه؛ رييس‌جمهور‌ هائيتي از ???? تا ????. وي در سال ???? در پورتو ‏پرنس به دنيا آمد و در ابتدا به عنوان يک داکتر  در مناطق روستايي مشغول به کار شد. ‏از تلاش وي در اين دوران در مبارزه با تيفوس و ساير بيماري‌هاي واگير، به نيکي ياد ‏مي‌شود. بعد از انتخابات سال ???? خود را رييس‌جمهور مادام‌العمر‌‌ هائيتي معرفي کرد ‏و با ديکتاتوري نظامي ‌و تقويت تشکيلات غيررسمي ‌شبه‌نظامي‌ به سرکوب مخالفان خود ‏پرداخت، طوري که از دوران رهبري وي به عنوان يک دوره پر از اختناق و استبداد ياد ‏مي‌شود.‏
 اما همه چيز به سياست ختم نمي‌شود:

 

کاپيتان، دکتر و...

از تيم سال 1982 برزيل در جام جهاني فوتبال به عنوان «هيجان‌انگيزترين تيم تاريخ» ياد مي‌شود. تيمي ‌که از دروازه‌بان تا مهاجم، تکنيک خود را به رخ حريف و البته دوربين‌هاي تلويزيوني مي‌کشيد. البته موضوع زماني براي ما جالب‌تر مي‌شود که بدانيم کاپيتان اين تيم يک داکتر  بوده است. «سوكراتس براسليرو سامپايو ده سوزا ويرا دو اليويرا»، ملقب به دكتر سوكراتس، ‌هافبك گلزن تيم ملى برزيل در سال 1954 به دنيا آمد. يكى از تحسين‌برانگيزترين بازيكنان خط ميانى تيم ملى برزيل بود. يكى از خصوصيات بارز وى ديد عالى در زمين و ضربات دقيق با پشت پا بود. او در همان زمان كه فوتبال بازى مى‌كرد به شغل طبابت هم مشغول بود و به همين دليل نمى‌توان از او به عنوان يك بازيكن حرفه‌اى نام برد. بازى‌هاى ملى او حدود ?? بازى مي‌باشد و در جام‌هاى جهانى ???? و ???? عضو تيم ملى برزيل بود. در سطح باشگاهى او فقط در برزيل و در باشگاه بوتافوگو و كورينتيانس بازى مي‌كرد. با اينكه استعداد خارق‌العاده‌اى در فوتبال داشت، اما هميشه طبابت را به فوتبال ترجيح مي‌داد. او هيچ گاه جام جهاني را بالاي سر نبرد. پس از پايان دوران بازيگرى، سوكراتس به سياست روى آورد. او علاوه بر فوتبال و سياست، در امور خيريه بسيار فعال است و فلسفه را مي‌خواند. او را به عنوان استاد سانسکريت هم مي‌شناسند.

علاوه بر دکتر سوکراتس، برخي ديگر از بزرگان فوتبال را نيز مي‌توان از جمله نام‌آوران دنياي داکتر ي دانست. «دکتر کارلوس بيلاردو» مربي تيم ملي آرژانتين بين سا‌ل‌هاي 1983 تا 1990 که سابقه قهرماني جهان را با اين تيم و ستاره‌اي چون مارادونا در سال 1986 را در کارنامه دارد، متخصص زنان است. هوگو سانچز، يکي از اسطوره‌ها و برترين گلزنان تاريخ باشگاه رئال‌مادريد که در بازه‌اي از زمان نيز مربي تيم ملي مکزيک بود، افتخار داکتر  بودن را دارد.

 

اگر پس از کسب افتخار دريافت مدرک داکتر ي، شغلي مناسب نيافته‌ايد، اگر پشت امتحان دستياري مانده‌ايد، اگر در تامين مايحتاج روزانه خود درمانده‌ايد، اگر مسافري به جاي کرايه به شما فحش و مشت و لگد حواله کرده است و هزار اما و اگر ديگر، اميدوارم اين مقاله به دست شما برسد، اميد خود را بازيابيد و در کنار تلاش براي موفقيت در داکتر ي، در استعداد خود مجددا تامل کنيد. شايد بايد راه ديگري را پي بگيريد. شايد زماني افتخار جامعه داکتر ي شديد، در عالم سياست يا هنر و ادبيات. شايد هم زماني به مدد حضور شما قهرمان جام جهاني شديم.

عبدالله کارگر یکی از اساتید و خادمان برجسته فرهنگ تورک در افغانستان دار فانی را وداع گفت

عبدالله کارگر یکی از اساتید و خادمان برجسته فرهنگ تورک در افغانستان دار فانی را وداع گفت

ضمن عرض تسلیت به فامیل مرحومی درگذشت اورا ضایعه جبران ناپذیر به فرهنگ اهل ترک ونویسنده گان افغانستان میدانم

انالله وانا الیه راجعون

افراد مؤفق

يکصد خصوصيت افراد موفق

 

 

1-     بخداوند ايمان دارند  و معتقدند که ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شکست و در همه حال شاکر خداوند هستند .

2-     داراي اهداف مشخص هستند .

3-     هميشه در پي فرصت هاي مناسب هستند .

4-     داراي روحيه مداومت و پشتکار هستند .

5-     در اثر بروز مشکلات متوقف نميشوند .

6-     با متخصص مشورت مينمايند .

7-     تسليم مشکلات نميشوند و سخت کوش هستند .

8-     در مقابل جواب نه ، تسليم نمي شوند .

9-     از غير ممکن حرف نمي زنند .

10-  مي دانند که چه مي خواهند.

11-  حاکم بر سرنوشت خود هستند .

12- محدوديت هاي ذهنشان را ؛ معيار سنجش نميدانند .

13- داراي اشتياق سوزان جهت رسيدن به هدف هستند .

14-  در پي  رسيدن به هدف خود ؛  راه بازگشتي را قرار نميدهند ؛ شايد راه را عوض کنند ولي هدف را هرگز .

15-  به رويا هاي خود جامه عمل ميپوشانند ؛ و اجازه بي احترامي را  نميدهند .

16-  به گفته هاي بيجاي  ؛ اين و آن آنچنان توجه نميکنند .

17- در لحظات بحراني ؛ بدنبال نقطه عطف موفقيت هستند .

18-  ذهنشان در شرايط باور است .

19- خوب گوش ميدهند و راهکارهاي مناسب را پيدا ميکنند.

20-  عقيده دارند که « هرگز » زمان طولاني است .

21-  معتقد هستند که  با ايمان به خود ؛ هرشخصي از ذلت به قدرت ميرسد .

22-  عوامل ناخوشايند را از ذهن خود دور نگهميدارند .

23-  از نيروي ديگران نيز استفاده ميکنند ؛ با شرايط  منصفانه

24-  ديگران را تشويق ميکنند و مورد احترام و عشق و محبت  و تقدير و ياري  ؛ قرار ميدهند .

25-  از حسادت  و خود خواهي به دور هستند .

26-  از اظهار نظر خود ؛ ترسي ندارند .

27-  عاشق رشد و اوج هستند .

28-  پيروز ميشوند چون باور دارند

29-  اشخاصي با احساس و هيجاني هستند که خوب خود را کنترل ميکنند

30-  معتقد هستند در قبال هيچ ، نصيب هيچ است .

31-  در ابتداي کار حساب ميکنند که ؛ پاداش کار به تلاشش مي ارزد.

32-  ريسک ميکنند و منتظر برنامه قطعي و 100% نيستند و زياد به استدلال اعتماد نميکنند و  معتقد هستند که ذهن نيمه هشيارشان  ؛ نقشه را طراحي ميکند .

33-  ارباب خويشتن هستند و مسلط بر خود .

34- معتقدند که تمامي موفقان و قهرمانان جهان ؛ روزي شکست خورده بودند .

35- ميدانند که جواب سوالات خود را ؛ از کجا تهيه کنند .

36- ميتوانند يک گروه متخصص مورد نياز را دور هم جمع کنند .

37-  موفقيت را يک عادت ميدانند .

38-  با کساني همکاري ميکنند که با سختي ها کنار نميايند .

39-  ذهن خود را ماهيچه ميدانند و مانند يک ورزشکار تمرين ميکنند تا قوي تر شوند .

40-  با اراده راههاي محال را پيدا ميکنند .

41-  خواسته اشان را با تمام و جود به خود و ديگران و خداوند  ميگويند

42-  در مقابل انتقادها و سرزنش ها صبور هستند و هدفشان برايشان مهم است .

43-  در برابر شکستها ي موقتي ؛ ميگويند اين راه اشتباه بود و راه ديگر را امتحان ميکنند .

44-  معتقد هستند که رهبر خوب ؛ قبلا پيرو خوبي بوده است .

45-  شجاعتشان موقتي نيست و ادامه دار است .

46-  خويشتن را براحتي کنترل ميکنند

47-  احساس انصاف و عدالت  در درون آنهاست .

48-  در تصميم گيري هاي خود ؛ قاطع هستند .

49- داراي برنامه قبلي و عملي هستند

50-  هميشه از ديگران فعال تر هستند

51-  داراي شخصيت خوشايند و محترم هستند .

52-  نسبت به اطرافيان ؛ احساس همدلي و همدردي واقعي هستند .

53-  بر تمام جزئيات  امور خويش احاطه دارند .

54-  حتي مسئوليت اشتباهات و نواقص همکاران و پيروان خود را مي پذيرند و به گردن ديگري نمي اندازند و دنبال بهانه آوردن نيستند .

55-  براحتي اصول همکاري را رعايت ميکنند ؛ و رضايت همکاران و پيروان را بدست مي آورند .

56-  هميشه در پي آن هستند که به ديگران خدمت کنند .

57-  از رقابت نميترسند و از اينکه ديگري جايشان را بگيرند ؛ واهمه اي ندارند .

58- موفقيت و زحمات  پيروان  و همکاران را به پاي خود نمي نويسند و موفقيت را بين گروه تقسيم ميکنند.

59-  بسيار وفادار و صميمي  هستند

60-  در دل همکاران و پيروان ؛ ترس و هراس نمي کارند .

61-  به سمت و عنوان ؛ جهت ايجاد احترام ؛ معتقد نيستند .

62-  به وضع ظاهري خود ؛ اهميت مي دهند .

63-  ادب را همچون ؛ خدمات ميدانند .

64-  بهاي پيشرفت و ترقي را مي دهند .

65-  خواسته هاي خويش را بدون خدشه وارد کردن به حقوق ديگران ؛ بر آورده ميکنند .

66-  تنبل نيستند و کار امروز را به فردا موکول نمي کنند .

67-  در انتظار رسيدن زمان مناسب نيستند ؛ زمان مناسب را مي سازند .

68-  مشکلات آنها را خسته نميکند ؛ آنها مشکلات را خسته ميکنند .

69-  در تصميم گيري ها ؛  سرعت عمل دارند و در اجراي آن ؛ تجديد نظر نميکنند .

70-  به احتياط بيش از حد ؛ اهميت نمي دهند .

71-  چشمانشان را باز نگهداشته و نمي ترسند .

72-  براي آينده هميشه پس انداز ميکنند

73-  توسط رفتار خوب باديگران ؛ رابطه خوب ميسازند و از اين فرصت ؛ بموقع استفاده ميکنند .

74-  صادق هستند و از دروغ متنفر هستند .

75-  همه نقاط ضعف و قدرت خود را ميدانند و هميشه در پي اصلاح و تقويت آن هستند .

76-  براي اهداف خود زمان تعيين ميکنند .

77-  فرق خود باوري و خوستائي را ميدانند .

78-  تعادل رفتاري خود را خوب حفظ ميکنند .( ظاهرشان نشان نميدهد که دارا هستند و يا ندار ) .

79-  تفاوت حيا و نجابت  را با کمروئي ؛ خوب ميدانند .

80-  اهل تکبر نيستند و ميدانند که مثلا :  فروشنده اي که متکبر باشد ؛ مشتري هاي خود را از دست ميدهد ويا........ .

81-  ديگران را بزرگ ميکنند .

82-  در برخورد اول اثر خوبي بر روي طرف مقابل ميگذارد .

83-  کسي باآ نها ؛ احساس ناراحتي نمي کند .

84-  بخشنده هستند ؛  هم نسبت به خود و هم ديگران .

85-   از افراد منفي دوري ميکنند .

86-  تا حدودي شوخ طبع هستند .

87-  براي جدي بودن ؛ از اخم  استفاده نمي کنند .

88-  در مقابل ضعيف تر از خود مغرور نيستند و در مقابل بالا دست خود ذليل نيستند و ادب را رعايت ميکنند.

89-  اکثرا ؛ افراد سختي کشيده  هستند و در ناز و نعمت نبوده اند .

90-  خوب بلدند که از خودشان دفاع  و مراقبت کنند .

91-  از تنهائي حوصله اشان سر نميرود .

92-  خنده رو هستند و قاطع .

93-  به آنچه ميدانند ؛ جدا  عمل ميکنند .

94-  در باره ديگران کمتر حرف ميزنند و متقابلا در رابطه با طرحهاي بزرگ سخن ميگويند .

95-  سعي ميکنند که دانش و اطلاعات  خود را به روز رسانند .

96-  وعده و قول بيخود به کسي نميدهند .

97-  علاوه بر برداشت ؛ مدام در حال کاشت هستند .

98-  در اموري که به شخص ديگري مربوط است ؛ بيخود تصميم گيري  نميکنند .

99-  در ندانسته هايش ؛ براحتي ميگويد که نميدانم و لازم بداند پس از آن تحقيق ميکند .

100- بدنبال هدر نمودن وقت و وقت کشتن نيست و قدر زمان را خوب ميداند .

 

اوزبیگم

اوزبیگم

  تاریخینگدیرمینگ عصرلر،ایچره پنهان اوزبیگم   
سینگه تینگداش پامیرو. آق ساچ تیانشان اوزبیگم

, سویلسین افراسیاب و,سویلسین اورخــــون خطی
کهنه تاریخ شا ده سیده.بیتته مرجان ا و ز بیگم
البیرو  نی،الفا  را بی,الفاراب اولا د  ید نُ
اصلی نسلی بلخ و اوزلوق ،بلکی ترخان اوزبیگم
آتدیلر شورلیک باشیینگدن   اویناتیب شمشیرلرین   
,
نیچه قان، نیچه سلطان.نیچه مینگ خان اوزبیگم

,تاغلرینگ تیگره نگده گویا, بوغمه اژدر بولدی-یو

,ایکی دریا ایکی چشمینگ.چشمی گریان اوزبیگم
قیصری روم نیزه سیدن,بغریده داغ اوزره داغ
چینگیزو با  تو تیگه  ایگه.کوکسی قلقان  ا وزبیگم

,یاغدی تورت یا  ندین عصرلرباشینگه تیری کمان,

عمری قربان ملکی تاراج.یورتی ویران اوزبیگم

,دور ظلمیگه و لیکن,بیرعمر باش ایگمدینگ

,سن موقننه سربدارسین.ایرک سیورقان اوزبیگم

,سن نه زردشت ،سن نه بوددی,سینگه نه اتش،صنم
آدمیلیک دینی بیرله.تا ز ه  ایمان ا  و ز بیگم
معرفتنینگ شعله سیگه, تالیینیب ظلمت ارا
آقدی تونلهrکوزلرینگد ن.کوکبستان ا     و زبیگم
توزدی یو میرزااولوغ بیک,کوره گانی و جدولین
-
سیرلی آسمان تاقیگه ایلک قویدی نروان اوزبیگم
میر علیشیر نعره سیگه,عکس صدا بیردی جهان
شعریت ملکیده بولدی.شاه وسلطان اوزبیگم,

علم وشعرده شاه وسلطان,لیک تقدیرگه گل

,اوز ایلیده چیقدی غربت.زارو نالان اوزبیگم
میرزا بابر سین ،فغانینگ,سالدی عالم اوزره اوت
مشرب قا  نی سینده.اوردی طغیان اوزبیگم
شعریت نینگ گلشنیده,سولدی محزون نادره

,سییم تنی یوودی کوز یاش.کومدی ارمان اوزبیگم
ایغلدی فرقت ده فرقت,هم مقیم لیکده مقیمی

نا لیشینگ ده هندو افغان.قیلدی افغان اوزبیگم

,تاریخینگ بیتماققه،خلقیم,مینگته فردوسی کیرک

,چونکه بیر بار چیققن اه اینگ.مینگته داستان اوزبیگم,

آرت ده قالدی کهنه تاریخ.آرت ده قالدی درد، ستم

,کیتدی وهمینگ،بیتدی زخمینگ.تاپدی درمان اوزبیگم

,بولدی آسمانینگ چراغان,طالع خورشیدی بیلن
بولدی عصری تیره شامینگ.شعله افشان اوزبیگم,

من وطننی باغ دب ایتسم,سین سن اونده بیتته گل

,من وطننی کوزدب ایتسم.بیته مژگان اوزبیگم
فخرایترمن،آنه خلقیم گه,کوکرگیمنی تاغ قیلیب
کوکرگیده تاغ کوترگن.تنتی دهقان اوزبیگم,

اوزبیگم دب کینگ جهانگه نی اوچون مدح ایتما یین
اوزلیگم بیلما ققه دوریم.بیردی امکان اوزبیگم

,من بیوک یورت اوغلیدورمن,من بشر فرزندی من

,لیکن اول سینگه بولسم.صادق اوغلان اوزبیگم

مینگه پوشکین بیر جهان و.مینگه بایرون بیرجهان

,لیک نوائی دیک بابام بار.کوکسیم آسمان اوزبیگم

,قی گه بارمی باشده دو  پپیم شهرتیم،قدریم بیوک,

عالم اوزره نا می کیتگن.(ازبیکستان) اوزبیگم
بوقصیدم سینگه خلقیم, آ ق سوتو، توز حرمتی,  

 ایرکین اوغلینگ من،قبول ایت اوزبیگم جان اوزبیگم

ایرکین واحد ازبیکستان1963

اوزگاروچی: کیسکین                        

روزه وصحت روان

محققان دريافته‌اند هورموني كه هنگام گرسنگي در انسان ترشح مي‌شود، خاصيت ضدافسردگي دارد. به نقل از بي‌بي‌سي ، محققان دانشگاه پزشكي دالاس تگزاس در آمريکا با بررسي موش‌هاي آزمايشگاهي به مدت ده روز دريافتند که ترشح هورمون گرسنگي موسوم به گرلين (ghrelin)در آنها تا چهار برابر افزايش يافت.

به گفته اين محققان، اين افزايش ترشح هورمون گرلين موجب شادي و سرحالي بيشتر در موش‌هاي گرسنه شد و در مقايسه با موش‌هايي كه غذا دريافت مي‌كردند علايم افسردگي كمتري داشتند. گرلين هورموني است كه پيام‌هاي مربوط به حس گرسنگي را از معده به مغز منتقل مي‌كند. همچنين يكي از راه‌هاي كم كردن وزن مختل كردن پاسخدهي بدن به گرلين است. با اين همه، برپايه‌ نتايج به دست آمده كم كردن وزن به اين شيوه عوارض جانبي ناخواسته‌اي از قبيل افسردگي و كج خلقي را به همراه دارد.

يافته‌ها نشان مي‌دهد كه در هنگام استرس شديد ميزان گرلين را بالا مي‌رود و در نتيجه مقدار اضطراب و افسردگي در فرد كاهش مي‌يابد. محققان معتقدند با اين يافته‌ها مي‌توان به شيوه‌اي دست يافت كه به كمك آن غذاي بيشتري خورد و اضافه وزن نداشت. همچنين به ياري اين پژوهش مي‌توان داروهايي هورموني ساخت كه براي درمان بيماران مبتلا به اختلال در خوردن غذا و بي‌اشتهايي مفيد است.

روز صحت روانی

ادارة صحت روان و روش تحقيق در سال 1369 بحيث شاخة از انستيتوت صحت روان کابل در بدخشان به فعاليت آغاز نمود و از آن زمان در بخش  بيمار يابي، تشخيص و تداوي مريضان رواني،روان درمانی ،سيستم رجعت دهي، تشخيص بيماري هاي عصبي، تداوي معتادين  تنظيم و ادارة صحت رواني فعاليت مي نمايد.درین روزهای که سخن از قانون وقانونیت زده می شود همه جارا کلینیک وشفاخانه های سمبولیک ونمادین گرفته خطر افول رااحساس کرده و از هموطنان خود تقاضا دارد با اين مرکز همکاري لازمه نموده، و همچنان از مؤسسات بين المللي توقع مي برد که صحت رواني جز لاينفک از تعريف صحت بوده در اين راستاهم غفلت نه ورزند تا این سرمایه پر پرنه شود

نسخه اصلی قانون اساسی افغانستان

به نقل از هفته نامه پیام مجاهد

نسخه اصلي قانون اساسي کدام است؟

 

متن تصويب شده در 52 مورد با متن توشيح شده تفاوت دارد و متن دري با متن پشتو در29 مورد مغايرت دارد
شوراي ملي را بنام قوه مقننه نيز گويند؛ زيرا مسؤوليت اساسي شوراي ملي را قانون گذاري تشکيل قوانين فرعي مي مي دهد. در

. همه جاي دنيا شوراي ملي فعاليت خويش را در پرتو قانون اساسي تنظيم نموده و به تصويب پردازد.

در صورتي که در قانون اساسي اشکالي وجود داشته باشد، مسؤوليت شوراي ملي چيست؟
آري، قانون اساسي افغانستان دو نسخه دارد، يکي نسخه اصلي مصوب لويه جرگه (1382) وديگري نسخه توشيح شده قانون اساسي به وسيله حامدکرزي.
سوال اينجاست که شوراي ملي کدام نسخه را معيار قرار مي دهد؟ و متن اصلي قانون اساسي کدام است؟
پس از تصويب قانون اساسي، به دستور جناب حامدکرزي قانون اساسي در 52 جا مورد دستبرد قرار گرفت و تغييرات فاحشي در آن بعمل آمد و در چندين مورد مفهوم متن دگرگون شد. در همان زمان شماري از وکلاي لويه جرگه تصويب قانون اساسي صداي اعتراض خود را بلند نمودند و از طريق رسانه هاي همگاني مردم افغانستان را از اين عمل نادرست با خبر ساختند و حتي طي مکتوبي اعتراض شان را به ستره محکمه افغانستان غرض دادخواهي تحويل دادند؛ اما "بسکه پستي داشت گردون، هيچ صدايي برنخاست."
تفاوت هاي موجود ميان نسخه تصويب شده و نسخه توشيح شده از اين قرار است:
در مقدمه- پاراگرام سوم سطر اخير کمله (افغانستان) به (کشور) تعديل شده.
در مقدمه-  پاراگراف پنجم بعد از کلمه متحد کمله (با) ايزاد گرديده
ماده چهارم: سطـــر ششم کلمـــات (ذيل مي باشد) حذف گرديده است.
ماده هفتم: سطر سوم- بعد از کلمه (شده) کلمه (است) ايزاد گرديده است.
ماده نهم: سطر دوم- کلمه (ملک) به (ملکيت) تعديل گرديده است.
ماده دهم: سطر سوم، بعد از کلمه حمايت کلمات (مي کند) حذف شده است و هم چنان بعد از کلمه آن کلمه (ها) ايزاد گرديده است.
ماده سيزدهم: سطر سوم کلمه (وضع) به (طرح) تعديل گرديده است.
ماده چهاردهم: سطر چهارم کلمه (وضع) به طرح) تعديل گرديده است.
ماده شانزدهم: در پاراگراف دوم متن قبلي چنين مي باشد:
زبان هاي ترکي (ازبکي و ترکمني) بلوچي، پشه يي، نورستاني و پاميري در مناطقي که اکثريت با آن تکلم مي نمايند.
علاوه بر زبان پشتو و دري بحيث زبان سوم رسمي مي باشد. راه هاي عملي تطبيق آن توسط قانون تنظيم مي گردد.)
اما در متن جديد چنين تصريح شده:
(در مناطقي که اکثريت مردم به يکي از زبان هاي ازبکي، ترکمني، پشه يي، نورستاني، بلوچي و يا پاميري تکلم مي نمايند آن زبان علاوه بر پشتو و دري به حيث زبان سوم رسمي مي باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم مي گردد.)
در سطر سيزدهم کلمه وضع به کلمه (طرح) تعديل گرديده است.
و پاراگراف اخير به اين متن علاوه گرديده است: "مصطلحات علمي و اداري ملي موجود در کشور حفظ مي گردد."
ماده هفدهم: در سطر اول بعد از کمله سطوح حرف (و) حذف و در عوض (،) ايزاد شده است.
و همچنان در سطر دوم بعد از کلمه ديني کلمات (و به منظور) حذف گرديده در عوض آن (،) ايزاد گرديده است.
ماده هجدهم، در سطر سوم بعد از کلمه (دولتي) کلمه (تقويم) ايزاد گرديده است.
ماده نزدهم: سطر پنجم کلمه (معادل) به کلمه (برابر) تعديل گرديده است.
ماده 27: سطر ششم بعد از کلمه (بر) کلمه (طبق) حذف گرديده است.
ماده 30: سطر چهارم (:) بعد از کلمه (حذف) گرديده است.
ماده (31) سطر (7) کلمه (حضور) به حاضر تعديل گرديده است.
ماده (32) سطر دوم کلمه (مديون) به (وي) تعديل گرديده است.
ماده (34) سطر اخير کلمه (مي شود) به (مي گردد) تعديل شده.
ماده (40) سطر دوم- بعد از کلمه (حدود) کلمه (احکام) ايزاد گرديده است.
ماده (43) سطر (6) (وضع) به کلمه (طرح) تعديل شده.
ماده (44) سطر اخير  (وضع) به کلمه (طرح) تعديل شده.
ماده (45) سطر سوم (وضع) به کلمه (طرح) تعديل شده.
ماده (47) سطر دوم  (وضع) به کلمه (طرح) تعديل شده.
در ماده (50) سطر سوم- بعد از کلمه کشور کلمات بعد از (تصويب شوراي ملي) حذف (شده) است.
ماده (52) سطر (5) کلمه (طبق) به کلمه مطابق تعديل گرديده است.
ماده (53) پاراگراف اول متن قبلي (دولت به منظور تنظيم خدمات طبي و مساعدت مالي براي بازمانده گان شهداء، مفقودين، معلولين و معيوبين، سهم گيري فعال آنها در جامعه و بازتواني آنان مطابق به احکام قانون تدابير لازم اتخاذ مي نمايد) به (دولت به منظور تنظيم خدمات طبي و مساعدت مالي براي بازمانده گان شهدا و مفقودين و براي بازتواني معلولين و معيوبين و سهم گيري فعال آنان در جامعه، مطابق به احکام قانون، تدابير لازم اتخاذ مي نمايد) تعديل شده است.
ماده (58) در سطر دوم بعد از کلمه افغانستان (،) به (و) تعديل گرديده است.
ماده (61) سطر (16) کمله (شخصي) به (کانديدي) تعديل گرديده است.
ماده (62) سطر (2) کلمه بايد که قبل از کلمه واجد آمد، حـــذف گرديــده است و (باشد) به (مي باشد) تعديل گرديده است.
ماده (64) جز (11) سطر سوم (تصويب ولسي جرگه) به (تأييد ولسي جرگه) تعديل شده است.
ماده (72) سطر اول- بعد از کمله (واجد) کلمه بايد، حذف گرديده و باشد به (مي باشد) تعديل شده و هم چنان در جز (1) در شروع سطر کلمه بايد حذف گرديده است و در سطر (دوم) باشد (درصورتي که کدام) به (هرگاه) تعديل گرديده است.
ماده (75) جز (1) سطر اول بعد از کلمه اساسي (،) به (و) تبديل شده.
ماده (57) جز (5) سطر اخير کلمه (تکنالوژي) به کلمه تکنالوژيکي تعديل شده است.
ماده (83) پاراگراف اخير- بعد از کلمه نمايد کلمات (و به تناسب نفوس) ايزاد شده است و هم چنان بعد از کلمه ولايت کلمات (بطور اوسط) ايزاد گرديده است.
ماده (85) در سطر دوم- کلمه بايد، حذف و در سطر سوم کلمه (باشد) به (مي باشد) تعديل گرديده است.
در جز (1) سطر دوم بعد از کلمه کانديد کلمه (شدن) حذف و بعد از کلمه (تعين) کلمه (شدن) ايزاد گرديده جز سوم نيز مانند جز دوم کلمه (شدن) بعد از تعين ذکر گرديده است.
ماده (86) سطر دوم بعد از کلمه (مستقل) کلمه (نظارت بر) حذف گرديده است.
ماده (90) جز دوم سطر اخير کلمه تکنالوژي به تکنالوژيکي تعديل گرديده است.
ماده (128) سطر پنجم بعد از کلمه (گرديده) حرف (و) حذف شده.
ماده (138) سطر چهارم بعد از کلمه نفوس کلمه (با) حذف و کلمات (ازطريق) ايزاد شده.
ماده (139) سطر اخير (اداره ولايت) به (اداره محلي) تعديل گرديده است.
ماده (140) سطر پنجم بعد از کلمه شوراها کلمه (با) حذف و کلمات (ازطريق) ايزاد شده.
ماده يکصدوچهل سوم: در سطر دوم کلمه (مماثلي) به (مماثل) تعديل و کلمه (که) حذف و (،) ايزاد گرديده است.
ماده (149) سطر اخير بعد از کلمه اکثريت، کلمه (اعضاي) ايزاد گرديده است.
ماده (161) سطر ششم کلمه (مي گردد) به (مي گردند) تعديل گرديده.
و در سطر (11) ماده يکصدوپنجاه وهفتم) به (يکصدوپنجاه ونهم) تعديل شده.
در سطر اخير کلمه (باشد) و (مي باشد) به (باشند) و (مي باشند) تعديل گرديده.

در 29 مورد متن دري قانون اساسي با متن پشتوي آن مطابقت ندارد
1. صفحه (5) در ماده (15) متن پشتو کلمه "زيست" گرفته نشده است.
2. صفحه 6 در ماده (16) متن پشتو رسانه هاي گروهي به راديو و تلويزيون در متن پشتو ترجمه شده درست است يا خير؟ و هم کلمه ملي در متن پشتو بعد از اداري ذکر شود.
3. ماده 17 متن پشتو اووه لسمه يا اوه لسمه و هم "بيلابيلو" بايد "تگولو" تحرير شود.
4. در ماده 18 متن پشتو "ولاؤ دي" "ولاؤه ده" بايد تحرير شود.
5. در ماده 19 متن پشتو "أول" بايد "اندازه" تحرير شود و "پرتيگ وي" بايد "پرتيگ دي" تحرير شود.
6. در صفحه 8 ماده 32 متن پشتو "مجوزه" بايد "مجوز" تحرير شود.
7. در صفحه 11 ماده 35 در جزء (1) در متن دري کلمه "مناقض" آمده و در پشتو "مخالف" ذکر شده است بايد "مناقض" شود.
8. صفحه 14 ماده 42 متن پشتو "شگودل" يا "تگاكل" تحرير شود و هم چنان "کسانو" بايد "اشخاصو" تحرير شود.
9. صفحه 18 ماده 56 در متن دري "نظم و امن" در متن پشتو "نظم او امنيت" آمده بايد "امن" ذکر شود.
10. صفحه 19 ماده 57 در متن دري "اشخاص" آمده و در متن پشتو "کسان" ذکر گرديده است بايد "اشخاص" ذکر شود.
11. در ماده 59 "زمکني" به حگمكني" تحرير شود.
12. در صفحه 22 ماده 63 کلمه "زمکني" به " حگمكني" تحرير شود.
13. ماده 64 کلمه "زمکني" به " حگمكني" تحرير شود. جزء (5)
14. صفحه 26 ماده 69 متن پشتو اعضاي محکمه خاص به ترتيبي که در متن دري آمده است گرفته نشده است.
15. صفحه 28 ماده 74 متن پشتو و دري هماهنگ نبوده و ضمناً در متن پشتو "دحکمونو" آمده در متن دري نيست بايد "حکمونو" حذف شود.
16. در صفحه 28 ماده 74 در متن پشتو "زمکني" "حگمكني" شود.
17. صفحه 28 ماده 75 متن پشتو "زمکني" "حگمكني" شود.
18. در صفحه 28 ماده 75 متن پشتو در جزء (5)(د) زياد است بايد (د) حذف شود.
19. صفحه 31 ماده 83 در متن دري "کشور" آمده و در متن پشتو "افغانستان" آمده بايد در متن پشتو "هيواد" ذکر شود.
20. در جزء 3 ماده 85 متن پشتو بعد از جمله (دولسي جركگيگ او د مشرانو جركگي غؤيو" "دي" در هر دو بايد اضافه شود.
21. در صفحه 34 جزء (5) ماده 90 در متن پشتو جمله "د دولتونو ترمنحگ" اضافه است در متن دري وجود ندارد بايد "ددولتونو ترمنحگ" حذف و ترجمه هماهنگ شود.
22. صفحه 37 در ماده 98 در متن پشتو در سطر پنجم پاراگراف دوم کلمه "تر" به "له" بايد تحرير شود.
23. در ماده 99 متن پشتو کلمه "زمکني" به " حگمكني" تحرير شود.
24. صفحه 41 فصل ششم ماده 110 در متن دري "لويه جرگه متشکل است از:" در متن پشتو همين متن تکميل نيست بايد ترجمه با متن دري هماهنگ شود.
25. صفحه 41 در ماده 111 در متن پشتو "زمکني" "حگمكني" شود.
26. صفحه 51 ماده 141 در متن پشتو "دشگاري مجلسونو" و در متن دري "مجالس شاروالي" تحرير شده است بايد "دشگاروالي مجلسونه" شود.
27. صفحه 53 فصل دهم ماده 149 در متن پشتو "تعدل" "تعديل" تحرير شود.
28. صفحه 56 ماده 157 در متن پشتو "حکم" و در متن دري "احکام" تحرير شده است بايد در متن پشتو "حکمونه" ذکر شود.
29. صفحه 58 ماده 162 پاراگراف اخير متن پشتو و دري هماهنگ ترجمه نشده است، بايد هماهنگ شود، در متن دري "ملغي" مي باشد و در متن پشتو "لغوه كيإي" کدام درست است؟
ôôô
بسياري از کارشناسان بدين باور اند که حل قضيه "قانون اساسي" براي شوراي ملي افغانستان محک خوبي است؛ زيرا با اتخاذ تصميـــم در اين عرصه نهايت مهم و سرنوشت ســـاز، شوراي ملي، استقلاليت، کارداني و قانونمندي خود را به نمايش مي گذارد و هرگونه سهل انگاري در اين راستا نشانه ضعف و ناتواني شوراي ملي در آينده خواهد بود. اگر شوراي ملي نتوانست از حريم عاليترين وثيقه ملي دفاع نمايد در ساير موارد چشم اميدي نبايد از شوراي ملي داشت.
اعضاي محترم شوراي ملي با زبان رسا حق دارند بپرسند، که چرا قانون اساسي (دونسخه دارد) و چه کسي قانون اساسي کشور را جعل و تحريف نموده است و سزاي آن در قانون چه مي باشد؟

 

به بهانه تاسیس اتحادیه مستقل ژورنالستان بدخشان

نقش یک خبرنگار مؤفق

در دنياي کنوني با وجود تکنولوژي هاي ارتباطي پيشرفته و متعدد در امر دستيابي سريع به اطلاعات و منابع مختلف، كسب اطلاعات موثق و قابل اطمينان در مورد وضعيت سياسى، اجتماعى، اقتصادي، امنيتى و.... بشر بسيار دشوار و در عين حال بسيار ضرورى و حياتى است. خبرنگاران از عناصر اساسي اين مهم بشمار مي روند. يک خبرنگار بايد به واقعيت يك رويداد دست يابد و همواره گام به گام حوادث در حوزه كاري خود حركت كند تا تحليل هاي خود را به صورت كامل و رسا ارائه دهد. يک خبرنگار موفق هميشه در انعكاس رخدادها بي طرفانه عمل مي كند؛ چون ذات خبرنگاري مبتني بر بي طرفي است و اينجاست كه خبرنگار با رعايت اين نكته مهم خود را به قوانين ملزم دانسته و در اين مسير به اهداف خود نائل مي شود. علاوه بر اين يک خبرنگار بايد همواره دركسب اعتماد و اعتمادسازي بين خبرنگار، منابع خبري و مردم خود تلاش کند. در جهان حاضر که جوامع در حال تحول و نوزايي هستند قدرت درک، تجزيه و تحليل و پيش بيني حوادث از ديگر مسائل اساسي اين حرفه بشمار مي رود.

امروزه حرفه خبرنگاري يکي از مشاغل ناامن و پردردسر شناخته مي شود. حرفه اي که هر کدام از افرادي از طريق آن امرار معاش مي کنند براي فرداي خود، و امنيت شغليشان نگران بوده و از هيچگونه حاشيه امنيتي برخوردار نيستند.

از آن جا كه حرفه روزنامه نگاري يك شغل زنده و پوياست و قلمداران اين رسانه با عشق و فداكاري و از جان گذشتگي، شانه هاي خود را به بار سنگين مسؤوليت روشنگري مردم سپرده اند و دفاع از حريم آزادي را در جان و قلب خود همواره روشن نگه مي دارند، بالندگي مطبوعات و كار روزنامه نگاري و خبرنگاري در ميهن اسلامي، بي وقفه ادامه داشته و استمرار خواهد يافت.

در نگاه حرفه اي، خبرنگار فردي است که به نمايندگي از مردم، براي اطلاع رساني سالم و بيان حقايق، عملکرد و رفتار تمام افراد جامعه، مخصوصا مسئولان و صاحب منصبان را زير ذره بين قرار داده و به نقد و موشکافي آن مي پردازد. تا با شناخت نقاط ضعف و قوت به پيشبرد اهداف ملي و مردمي منتهي شود.

کارشناسان معتقدند عملکرد برخي نهادها و افراد علاوه بر مغايرت با قانون اساسي، بر خلاف آموزه هاي ديني، روايات، شعارهاي انقلاب اسلامي است. زيرا در تمام آموزه هاي مورد قبول ما به آزادي بيان توجه ويژه اي شده به اين معنا که هرکس بخواهد در اين مسير انسداد ايجاد کند، به يقين از مسير آموزه هاي ديني، انقلاب و قانون اساسي خارج شده است.

در روزنامه نگاري حرفه اي غرب صحبت از بي طرفي و صحت اخبار مي شود اما در روزنامه نگاري اسلامي بالاتر از آن يعني اصل تقوا مطرح است و الگوي اسلامي روزنامه نگاري الگوهاي غربي را به چالش مي طلبد. مطبوعات اسلامي بدون روزنامه نگار اسلامي تحقق نخواهند يافت. همچنانکه حکومت اسلامي بدون حاکم اسلامي ميسر نيستد.. در روزنامه نگاري اسلامي مفهوم پيام به رسالت نزديک است و اخلاق را نمي توان از روزنامه نگاري اسلامي جدا کرد.

هر روز ميلياردها رويداد در سراسر جهان اتفاق مي افتد كه براي مخاطبان امكان مشاهده بي واسطه يا اطلاع از آنها به علت كثرت رويدادها، گستردگي جوامع، بعد مسافت و مشغله بسيار زياد مردم در زندگي صنعتي و...ميسر نيست؛لذا مخاطبان فقط مي توانند از طريق حلقه هاي واسط بين خود و وقايع كه خبرنگار هستند از وقايع مطلع شوند.بنابراين خبرنگار حلقه واسط مردم و رسانه اند و مردم فقط مي توانند از طريق خبرنگاران از وقايع دور و نزديك مطلع شوند و آنها همچنين چشم و گوش و نماينده مردم و ركن چهارم دموكراسي هستند و حضورمسئولانه، صادقانه و به موقع آنان در منطقه رويداد و گزارش هر آنچه كه اتفاق افتاده است، نه انچه خود دوست داشتند اتفاق بيفتد، مي تواند مردم را بي نياز از حضور بر سر حادثه و محل وقوع رويدادها كند و به آنان در تصميم گيريها و تصميم سازي ها ياري رساند.

خبرنگاران از يك طرف وظيفه كشف حقايق، انعكاس سريع و صحيح واقعيات و هشدار در مورد رويدادهايي را بر عهده دارند كه به منافع ملي و اعتقادات و فرهنگ مردم و ارزش هاي انساني آسيب مي رسانند و از طرف ديگر با درك موقعيت رسانه اختيارات و مسؤليت ها و وضع رقيبان بايد به بقاي رسانه بيانديشد.

خبرنگاران موتور و قلب تحريريه هاي راديو و تلويزيون و مطبوعات هستند و نقش اساسي در حيات ساير قسمت هاي رسانه و كاركرد صحيح بقيه اجزا دارند.

بنابراين اگر خبرنگار به كار خود و اصول حرفه اي تسلط داشته باشد رسانه هاي رقيب و ماهيت و ظرفيت و توانمندي هاي رسانه اي را كه در آن كار مي كند بشناسد و همچنين نياز مخاطبان، سن، جنس، سطح تحصيلات، محل زندگي و ساير ويژگي هاي آنها را بداند بدون شك از كنار سوژه ه اي ناب، درجه اول و مورد نياز مردم و رسانه نمي گزرد و فرصت را به رقيبان نمي دهد.

هر چه قدر خبرنگار حرفه اي تر باشد و قدرت شكار سريع سوژه هاي مورد نياز مخاطبان را داشته باشد و همچنين بتواند آنها را در بسته بنديهاي جذاب و متناسب با ماهيت رسانه ها و ويژگي هاي مخاطبان ارايه دهد به همان اندازه به سردبير كمك كرده و دست او را در بستن خبرهاي راديو و تلويزيوني و انتشار اخبار مطبوعاتي باز گذاشته شده است اما اگر نتواند توليد سريع، متنوع و مورد نياز رسانه و مخاطبان را داشته باشد قدرت مانور سردبير را محدود كرده است و عملا تكرار خبرهاي مشخصي را در بخشهاي مختلف خبري موجب شده است.

راه حل اين است كه علاوه بر بهينه سازي ساختار موجود، هم بسياري از خبرنگاران فعلي و خبرنگاراني را كه بعدا جذب خواهند شد آموزش داد.

يكي از وظايف دست اندركاران مطبوعات، برنامه ريزي دقيق و كارآمد به منظور توسعه بسترهاي كار خبرنگاري و مطبوعات و اعتلاي شغل روزنامه نگاري است، البته اين حقيقت را نيز نبايد از ياد برد كه تحقق آرمانهاي متعالي همواره با سرعت انجام نمي شود و كاري به گستردگي مطبوعات اولاً وابسته به روند حركت ساير مؤلفه هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي است و ثانياً نيازمند تلاش، دانش اندوزي، اخلاق محوري، بردباري و خستگي ناپذيري اصحاب مطبوعات است.

براي غلبه بر آسيب ها و چالش هاي توسعه صنعت مطبوعات واعتلاي حرفه خبرنگاري، نيازمند پيش زمينه هايي از جمله پايبندي همگان به حاكميت قانون و پاسداري از ضوابط و مقررات ناظر بر آن مي باشد.

از جمله ديگر نيازهاي توسعه و اعتلاي مطبوعات و روزنامه نگاري تقويت آموزش هاي تخصصي روزنامه نگاري، اعمال شرايط و ضوابط قانوني مشخص براي ورود به اين حرفه، كمك به پيشبرد امور تشكل هاي صنفي حرفه اي و مدني روزنامه نگاري به عنوان حلقه واسط بين جامعه مطبوعات، مردم و حكومت، جلب اعتماد مردم از طريق اطلاع رساني دقيق، صحيح و سريع، پرهيز از غوغاسالاري وتكيه بر ميثاق اخلاق حرفه اي روزنامه نگاري از مؤلفه هاي مهمي است، كه مي تواند رسانه هاي كشور را در خدمت توسعه همه جانبه و پيشرفت و سربلندي جامعه اسلامي قرار دهد.

امكان سخن گفتن با ميليون ها نفر است و مخاطره همان چيزهايي است كه روزنامه نگاران با آن روبرو هستند. براي نهادينه شدن اموري چون «هويت صنفي مطبوعات»، «زنداني مطبوعات»، «جرم مطبوعاتي» و «هيأت نظارت» در جامعه مطبوعاتي، آن نشان دهنده رشد مطبوعاتي در كشور مي باشد واخلاق حرفه اي از ويژگي هاي ديگر روزنامه نگاري در كشور ماست، مطبوعات، ركن چهارم مشروطيت است.

ورود به برخي مطبوعات حتي خيلي ساده تر از ورود به مشاغل ديگر است. نتيجه آن كه پس از مدتي با طيفي مواجه مي شويم كه در كوتاه ترين مدت ادعاي روزنامه نگاري دارند... در كشورهاي پيشرفته وضع فرق مي كند. در آنجا هر مؤسسه مطبوعاتي از طريق وزارت كار اقدام مي كند. افراد با مراجعه به نمايندگان اين وزارت كه حتي ممكن است در محلات هم شعبه داشته باشد، تقاضاي كار مي كنند. روزنامه ها نيز موظفند با بررسي تقاضاهاي رسيده به وزارت كار، نسبت به استخدام نيروي انساني مورد نياز خود اقدام كنند در غير اين صورت، مورد پيگرد قانوني قرار مي گيرند. طبق قوانين فرانسه، كسي كه كارت هويت حرفه اي نداشته باشد، بيش از سه ماه نمي تواند در يك روزنامه كار كند. ما نيزاميدواريم با اين شيوه شاهد بهبود فعاليت روزنامه نگاري در كشورمان باشيم.

کمتر شغلي را مي توان يافت در اين عالم که به دشواري شغل خبرنگاري باشد. ساعت کار باز و نياز به آپديت بودن دائمي از مهمترين شاخصه هاي اين شغل است.

بسياري از اساتيد علوم ارتباطات معتقدند يک خبرنگار حرفه يي که بخواهد در کارش پيشرفت کند، نياز دارد با علوم روز در زمينه ارتباطات و ژورناليسم آشنا باشد و موفق شدن در اين زمينه مستلزم تسلط داشتن به حداقل يکي از زبان هاي غيرمادري است.

در خاتمه اين سازمان‌ها ازجمله سازمان بين‌المللي روزنامه‌نگاران (IOJ)؛ فدراسيون بين‌المللي روزنامه‌نگاران (IFJ)؛ اتحاديه كاتوليك بين‌المللي مطبوعات (UCIP)؛ فدراسيون روزنامه‌نگاران امريكاي لاتين (FELAP)؛ فدراسيون كارگران مطبوعات آمريكاي لاتين (FELATRAP)؛ فدراسيون روزنامه‌نگاران عرب (FAJ)؛ اتحاديه روزنامه‌نگاران آفريقا (UAJ) و كنفدراسيون روزنامه‌نگاران آسيا (CAJ) در تهية اصول بين‌المللي اخلاق حرفه‌اي در روزنامه‌نگاري‌ نقش دارند، اشاره ميكنم.

21 سپتمبرروزجهانی صلح

همه صلح می خواهند.شاگرد،محصل، استاد،ملا،مکتبی،روشنفکر،طالب،آیساف،نیروهای اشغالگر،عسکر،پولیس ،دزد،مرد،زن،بچه،مزدم عام،مامور، مدیر، تاجر،مهاجر،رئس،وزیر،پادشا،داکتر،نرس،مریض،دهقان،کارگر......همه صلح می خواهند.پس کیست که

صلح را نمی خواهد؟

راه های رسیدن به صلح کدام اند؟

آیا در قاموس زمان ما واژه صلح وجود دارد؟

باکی وچگونه صلح تامین می شود؟

پس بخوانید که دانشمندان ایران چه می گویند:

محیط زیست، مطالعات صلح، خلع سلاح، توسعه و توسعه نیافتگی و زور و تروریسم ابعادی از مباحث مرتبط با صلح را در زوایای مختلف و دیدگاه های مطرح شده در این بحث منعکس می کرد.

*** صلح و محیط زیست : میل به ادامه حیات قدیمی ترین علقه انسان و گرایش به صلح از علقه های امروزی جامعه بشری‏است. ارتباط بین صلح و محیط زیست برآمده از عقلانیت جمعی و محصول روند توسعه ای جوامع توسعه یافته و در حال توسعه است. محیط زیست از جمله مفاهیمی است که در چند سال اخیر در حوزه شعور جمعی بین المللی وارد و تعین یافته و در آکادمی های غربی جای شناخته شده ای برای خودش پیدا کرده و جزو ادبیات جدید بین المللی قرار گرفته است. این مبحثی‏است که "باقر اسدی" پژوهشگر در میزگرد " صلح و چالش های آن " به آن پرداخت و گفت: جامعه جهانی در سال 1973 برای اولین بار در کنفرانس استکهلم به طور سامان یافته به مسأله محیط زیست پرداخت و سال های زیادی طول نکشید تا به مفهوم توسعه پایدار رسیدیم و مفاهیم توسعه، محیط زیست و صلح به هم وابسته و غیرقابل تفکیک شدند. وی جوهر، ارتباط بین صلح و محیط زیست را مشکلات محیط زیستی ناشی از عوامل طبیعی و سیاست های انسانی در کمبود منابع مادی و نحوه بهره برداری از آن دانست و افزود: این مشکلات در زمینه افزایش دائم جمعیت و فشار متزاید بر منابع و بروز تنش بین جوامع انسانی در سطح ملی، منطقه ای و جهانی مطرح است و این تعارض منافع بر سر دسترسی و محوریت منابع و توسعه آن است که واجد بالقوه تنش سیاسی و نهایتاً درگیری خونین است. این پژوهشگر خاطرنشان کرد که پیدایش فقر و محرومیت در دستیابی و دسترسی به منابع می تواند به تنش سیاسی و بحران هایی فراتر از آن منجر شود. وی سپس با اشاره به کنفرانس اردیبهشت ماه سال گذشته درخصوص صلح، گفتگو و محیط زیست و مباحث مطرح شده در این اجلاس گفت: اگر محیط زیست مهم است ج که هست ج حفظ و مدیریت پایدار آن تنها در شرایط صلح امکان پذیر است و در شرایط جنگی امکان حفظ و حراست از آن وجود ندارد؛ چه رسد به مدیریت توسعه پایدار .

*** مطالعات صلح و بایدها و نبایدها : موضوع صلح و جنگ از مباحث گسترده روابط بین الملل است که تاکنون به طور شایسته و کامل به آن پرداخته شده است. اما موضوع تحقیقات صلح Peace studies)) از مسائل جدیدی است که دکتر "محمدجعفر جواد" استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در این میزگرد از موضوعیت و دامنه و شمول آن پرسید و سخن گفت. دکتر جواد با استفاده از رهیافت گالتونگ محقق مشهورنروژی در مسأله صلح چند پارامتر را درباره تحقیقات صلح مطرح کرد که عبارتند از : 1- مطالعات صلح باید با روش مسالمت جویانه باشد. 2- تدریجی و انتقالی و سازنده باشد. 3- با سه محور و رویکرد پیشگیری، تشخیص و درمان پیگیری شود. 4- فرا رشته ای و برای تبیین آن از همه رشته ها استفاده شود. 5- به صورت فراملی و فراتر از محدوده بین المللی به آن پرداخته شود. این استاد دانشگاه تهران با بیان این که هیچ علمی نمی‏تواند صلح را به عنوان موضوع خود در انحصار قرار دهد، در باب فراملی بودن موضوع تحقیقات صلح افزود: اگرچه بحث مطالعات صلح از قاره اروپا و از اتفاقاتی چون جنگ های جهانی آغاز شد، ولی از آنجا که بحث صلح با مسأله منازعه یا تعارض ارتباط دارد و این تعارض ها در چند شکل و قالب: بین افراد، بین جوامع، بین دولت ها و ملت ها و بین مناطق و تمدن ها گسترده و فراگیر است، بنابراین مطالعات صلح باید به منزله یک مفهوم فراملی تلقی شود.

*** مدرن سازی سلاح ها و مخاطرات صلح : خلع سلاح یکی از مهم ترین موضوعاتی است که باید در روابط بین الملل توجه بیشتری به آن شود. این موضوع به عنوان یکی از مهم ترین وظایف سازمان ملل مطرح است و برای ایران نیز به دلیل اینکه در مرکز بحث های پروتکل الحاقی و ایجاد چرخه سوخت هسته ای قرارداد، مبحث بسیار مهمی تلقی می شود. دکتر "سعیده لطفیان" بحث خود با عنوان "خلع سلاح و صلح" را با این مقدمه آغاز کرد و با بیان این که یکی از راه های برقراری صلح، تشکیل ارتش های قدرتمند و انباشت تسلیحات و زرادخانه های مجهز به اسلحه های مرگبار است، افزایش شفافیت در روابط بین دولت ها را در جلوگیری از توسعه سلاح های کشتار جمعی بسیار حائز اهمیت دانست و بر تشویق کشورها برای توسل به راه های‏مسالمت آمیز در راستای حل اختلاف ها تأکید کرد و صرف منابع برای حوزه های اقتصادی و عمرانی را فرصتی برای‏رسیدن به این مقصود دانست. دکتر لطفیان در بخشی از سخنرانی خود در این میزگرد به برنامه 7 کشور جهان برای‏مدرن سازی سلاح های کشتار جمعی اشاره و دستیابی به 13 هزار سلاح مرگبار هسته ای را تهدیدی جدی برای زمین خواند و در ادامه با اشاره به تاریخچه فعالیت های کنترل تسلیحات از سوی نهادهای سازمان ملل و نیز موضوعات مطرح در کنفرانس خلع سلاح، مهم ترین مسأله روز را خلع سلاح کامل و بومی خواند گفت: در حال حاضر تأکید روی سلاح های جدید کشتار جمعی از نوع میکرو و سلاح هایی است که قادر است فقط به یک گروه قومی خاص آسیب برساند. این مسأله مثل روبرو شدن با داستانی‏تخیلی است ولی واقعیت این است که وجود دارد. با این که دوره جنگ سرد پایان یافته ولی بازار اسلحه رونق داشته و کشورهای تولید کننده اسلحه، برای صدور به مناطقی از جهان همچنان به تولید اسلحه مشغول اند. این استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران به رابطه نزدیک بین تجارت الماس و اسلحه و مواد مخدر و اسلحه پرداخت و دو نوع انگیزه را برای ترغیب دولت هابه پایبندی نسبت به قراردادهای کنترل تسلیحات مطرح دانست: انگیزه های مثبت برای پیوستن به معاهده های بین المللی و انگیزه های منفی و مجازات هایی از قبیل تحریم ها. لطفیان افزود: با این که در زمینه خلع سلاح کامل، پیشرفت چندانی ملاحظه نمی شود ولی امیدواریم در آینده نزدیک شاهد موفقیت جنبش های اجتماعی در این زمینه باشیم.

*** صلح، هدف توسعه - نگرش های سنتی در مباحث توسعه و روابط بین الملل مانع از این شده که به طور اساسی به صلح و امنیت و توسعه در مقیاس جهانی دست یابیم. دکتر "احمد موثقی" استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان این مطلب در ادامه میزگرد، مبحث «رابطه بین صلح و توسعه» را پی گرفت و گفت: انحراف تخصیص منابع به هزینه های جنگ و تسلیحات و وقوع جنگ های طولانی در کشورها، فرهنگ را دستخوش تغییر و خشونت را ترویج می کند. وی با اشاره به کشته شدن حدود 15 میلیون نفر در جریان جنگ ها در فاصله سال های 1950 تا 1990 ، افزود: نگرش های سنتی به بحث توسعه که هم اکنون در مطالعات توسعه مطرح می شود، تأثیر خودش را گذاشته و مورد توجه سازمان ملل قرار گرفته، اما از جنگ جهانی‏دوم به این سو و پس از جنگ سرد، هنوز ادبیات توسعه بار ایدئولوژیکی داشته و با معیارهای کمی مترادف شده و به تغییرات کیفی منجر نشده است. دکتر موثقی، کشور برزیل را نمونه ای از تجربه نگرش سنتی به بحث توسعه عنوان کرد که علیرغم رشد اقتصادی، فقر و شکاف طبقاتی و بیکاری و تورم در آن روبه گسترش است و ادامه داد: در این نگرش مسائلی‏همچون به هم خوردن اکوسیستم، تخریب محیط زیست و تهدیدهای اجتماعی حل نشده باقی می مانند. این استاد دانشگاه تهران امنیت محوری و نابرابری را از عوامل مهم مشترک در جنگ طلبی و توسعه نیافتگی مطرح کرد و گفت: کاپیتالیسم در جاهایی که در چرخه تولید با تنگنا مواجه می شود، به سمت خشونت و جنگ می رود. جریان بنیادگرایی و جریان های افراطی در شرق هم از آب گل آلود ماهی می گیرند و تهدیدی مهم برای صلح و تشدید توسعه نیافتگی هستند. دکتر "موثقی " نتیجه گیری کرد که صلح با توسعه رابطه تنگاتنگی دارد و همانطور که آزادی به عنوان یک ابزار در تحقق توسعه نقش ایفا می کند، صلح بخشی از هدف توسعه است: ما با توسعه می توانیم به صلح برسیم، همانطور که با صلح و ثبات و امنیت . وی در پایان مبحث خود، چهار سطح را برای مطالعه آن قابل طرح دانست که عبارتند از : 1- صلح و جنگ به صورت دو مفهوم در مقابل توسعه و توسعه نیافتگی 2- رابطه انسان با جامعه 3- رابطه انسان و طبیعت 4- رابطه انسان با خداوند و آفریدگار.

*** زور و تروریسم و شرایط حفظ صلح :اما دکتر "بهرام مستقیمی" دیگر استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تروریسم و جنگ را مترادف دانست و این سوءال را مطرح کرد که آیا حفظ صلح با کاربرد زور و تجویز جنگ امکان دارد؟ وی گفت: یک تلقی خاصی از تروریسم وجود دارد که پدیداری روان شناختی است و بسته به زمان های مختلف می تواند اشکال متعدد داشته باشد. این پدیده خصوصیات یک جنگ را دارد، پس میشود از زور و جنگ برای مقابله با آن استفاده کرد و در این صورت تکلیف صلح و حفظ صلح به عنوان وظیفه سازمان ملل چه می شود؟ این استاد دانشگاه تهران با اشاره به اصول 12 گانه ترومن و اصل دوازدهم سازمان ملل و با اشاره به اینکه همه کشورهای عضو سازمان مل آماده هستند که از زور برای حفظ صلح استفاده کنند؛ پس بنیان حفظ صلح قوی تر از جنگ است، افزود: نمی توانیم کاربرد زور حتی برای حفظ صلح را انکار کنیم. اما مهم این است که با چه نیت و خصوصیتی؟ این کاربرد باید یک هدف و نیت خیر داشته باشد. وی با تأکید بر این که باید تلاش شود انگیزه اقدامات زورمدارانه شناسایی شود، گفت: اگر اعمال زور برای یک هدف خاص و تحت شرایط خاصی صورت بگیرد، باید با آن هدف تناسب داشته باشد و در واقع برای آخرین ابزار به کار برده و زمانی استفاده شود که راه های دیگر طی‏و شرایط به گونه ای باشد که چاره دیگری وجود نداشته باشد. دکتر "مستقیمی" اظهار داشت که رابطه غیرعادلانه دنیا دارد با زور و اجبار حفظ می شود، باید تلاش شود که این رابطه غیرعادلانه برطرف شود که این زمانی امکان پذیر خواهد بود که همه آزادی های خودشان را و عدالت مبتنی بر آزادی را بشناسند. او تأکید کرد که این شرایط می تواند انگیزه هسته های اولیه تروریسم را از بین برده و محیط مساعدی برای وجود صلح در ابعاد داخلی و بین المللی بوجود آورد.

 

حالت تغذی در شیوه بدخشان

Joint Mission Report of WHO/WFP/UNICEF/FOCUS Faizabad

  Shewa Villages of Arghanjkhwa District

17 – 19 June 2009 

 

Itinerary:

17 June 09: Faizabad To Shewa Clinic and meeting with Community Leaders.

18 June 09: Assessment of hunger and nutrition situation

19 June 09: Return back to Faizabad

 

Mission members:

-         Mr. Nasratulla Food Monitor WFP Faizabad Sub-Office

-         Dr. S. Mazari Nasiri NHC/WHO Faizabad Sub-Office

-         Dr. Zahir Fazil PPO UNICEF Faizabad

-         Mr.  Safder Zaheer FOCUS Faizabad

 

Purpose of the mission:

-         To assess hunger and Nutrition situation of Shewa people particularly children under 5

-         To assess the Health Situation of the people

-         To deliver some Emergency Medical kit to the local clinic

 

Background:

Shewa which has 10354 population is part of Arghanjkhwa District. It is located 140 Km  in the  east of Faizabad ( 3 hours drive). It is a pasture high land territory.  Nomads from Kunduz and Baghlan bring their animals for feeding during the summer . Wheat and barley are the main crops of the area which cover 3 to 5 months of the year. For the remaining part of the year, they have to purchase from the neighbor markets or Faizabad.  The villages are located scattered in vast area of Shewa with 10 to 100 families each. Farming and livestock are the main occupation of the people. There is no safe drinking water for the people as well as sanitary latrine.  

The altitude of the area is 2500 m high above sea level and has long and harsh winter with short and cool summer.

Five percent of the people are literate specially men. Since 4 years MoE established new primary schools there. These schools benefit from WFP Food program for education.

 

Findings:

The mission held a meeting with some community leaders of Shewa on 17 Jun.09. They highlighted the main problems of the district as below:

-         Due the poverty and blockade of the roads to Shewa, most of the people particularly children and pregnant women faced to malnutrition. Seven death cases in one village in short time is an example of poverty. Last year the agriculture production was not sufficient and covered only 5 months of the year ( November 08 to March 09). Due to  long winter, heavy snowfall and closure of the roads, their stock of food was finished and resulted to hunger. Seven death in a week time in a village is an example of harsh winter and serious hunger.

-         Due to the heavy snow ( 2 to 3 meters thickness) and shortage of food for animal 70% of animals died.

-         Due to the shortage of medicine most of the children were affected by ARI and some of them lost their lives.

-         So far non of Aid Agencies assisted this people.

 

The community leaders said the actual death of children was happened in Dowlatshahi Village which is located 3 days by walk from this clinic. They introduce Mr. Sarwar who was the representative of the people as well as Community Health Worker (CHW) of the village. We found him with some of his villagers and held a meeting with them. They reported the life situation of the people as the community leaders said before.      

They reported the name of the death cases during the month of May and half of June as below:

 

S.N

Name

Village

age

Sex

Cause of death

1

Hafiza

Sedara

6 yrs old

Female

Hunger , constipation

2

Farhad

Sedara

11 Yrs old

Male

Unknown

3

Zainab

Dowlatshahi

25 yrs old

Female

Hunger & vomiting after eating the wild vegetable

4

Huzoorudin

Dowlatshahi

18 yrs old

male

Vomiting after eating the grass.

5

A daughter

Rifs

6 yrs old

female

Constipation, hunger

6

Ensa

Dowlatshahi

3 yrs old

male

Unknown

7

Abdullah

Andarab

12 yrs old

male

Unknown

 

According to CHW,pneumonia, Tuberculosis, Diarrhea, stomach pain are the main diseases of the people particularly ARI and Pneumonia.

Mushung ( bean ), mashroom in the spring, Shourchai ( Water with 5% milk & salt) and some wild vegetables are the staple food of the people.

He said that, Dowlatshahi villages has 3000 to 5000  population and have no accessibility for 7 months to Shewa clinic.

Mr. Sarwar said the mortality rate of children under 5 gradually increased in the past 3 months. All the children have received 3 rounds routine vaccine like DPT, measles and  TT. He added that, since the beginning of March 09, the people use wild grass (vegetable) as their food.

According to his registration book of CHW:

-         From 120 pregnant women in the past 12 months, 6 of them died due to maternal  delivery problems (5%MMR) or 5000/100000 lives birth.

-         24 children under 5 out of 600 children died in the past 12 months( 400/1000 L.B)

-         15 out of them was under one ( 250/1000 IMR)

He said that, due to hunger 70% of animals died during the past 2 months. Because of heavy snow and blockade of the roads and tracks to the village.

Due to lack of seed , the people could not cultivate wheat.

 

Assessment of malnourished children under 5:

 

Dr. Mazari NHC of WHO started weighing of the children, measuring height and Mid Uper Arm Circumference (MUAC) which is attached as ANEX-I

Ø      Measuring the Mid Upper Arm Circumference ( MUAC ) :

ü      24.2% Sever malnutrition and

ü      30.3% moderate malnutrition             (Total 54.5%)

ü      45.5% Normal

 

Ø      Measuring Weight for Hight

                                                                 Girls                 Boys               Average

ü      Sever malnutrition:            1 3.3%                40%                  26.7%

ü      Moderate malnutrition:      53.3%                33.3%               43.3%

ü      Normal:                               33.3%               26,7%                30%

 

 

 

Delivering Emergency Kits and drugs to Shewa BHC:

 

WHO Faizabad Sub-Office delivered the following drugs and emergency kits to Shewa BHC:

 

1-  Pneumonia Kit A          2 Kits

2- Pneumonia Kit B           2 Kits

3- Sol. Ringer Lactate 1000 ml         60 Bags

4- Erythromycin 250 mg                2000 Tablets

5- Erythromycin  Suspension           96   Bottles

6- Scale for adult                              One each

7- Measuring height equipment        one each

 

 

Recommendations:

 

ü      Construction of road between Dad Ali and Daolat Shahi Village

o        From Dad Ali  village to Zanjeer Kaba approximately  15 km    New road construction

o        From Zanjeer Kaba to Andarab approximately   5 Km   New road construction

o        From Adarab to Dawlat Shahi approximately                   10 Km             New road construction

o        From Dawlat Shahi to Seh Dara approximately    5 Km               New road construction

o        From Dad Ali to Sah Darah village approximately           55 Km             Road rehabilitation

 

ü      Open a new Health Sub-Center in Dowlatshahi Village to cover all the villages of the area (3000 to 5000 population).

ü      There is need for provision and distribution of supplementary food such as biscuit, milk and micronutrients or drugs.

ü      Livestock  and animal husbandry  through provision of  technical assistance and establishing veterinary clinic.

ü      Promotion of local Primary School to Intermediate School

ü      Conducting Literacy Courses particularly for illiterate women.

ü      Distribution of seed and fertilizer for improving and increasing their agriculture production through technical assistance and guidance.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Annex-I

 

Nutrition assessment of children under 5 in Duab Village of Shewa

S.N

Name

Father Name

Age

Month

Sex

Weight (Kg)

Hight ( Cm )

Normal

( Kg )

MUAC

( cm )

Remarks

1

 Neromand

Khwaja

 30

 9

78 

10.5 

12 

M¤. Malnutrition

2

 Delnawa

Khwaja 

10 

 F 

4.3 

64.5 

 7

10.5 

 S©. Malnutrition

3

 Hamidullah

Amir M. 

21 

 M

8.2 

79 

 9.1

 12.5

Normal 

4

 Shams

Zaheer 

 20

 M

 8.25

 69

 9

 8.5

 S. Malnutrition

5

 Samiullah

Roshandel 

 24

 M

 7.4

 76.5

 9.5

 12

 M. Malnutrition

6

 Fahim

Purdel 

 24

 M

 4.3

 73

 9.5

 12

 S. Malnutrition

7

 Roshaara

Dad Moh. 

 54

 F

 9.8

 83

 13.6

 14

 Normal

8

 Zaheer Khan

Mohamad 

 30

 M

 7.8

 73

 10.5

 12

 M. Malnutrition

9

 Amirnaz

Qandibek 

 36

 F

 8.5

 80

 11.4

 11.5

 S. Malnutrition

10

 Said Azam

Angoor 

 30

 M

 7

 80

 10.5

 12

 M. Malnutrition

11

Parinaz 

Qandibek 

 36

 F

 11

 85

 11.4

 12

 M. Malnutrition

12

 Hamid

Aman Bek 

 48

 M

 7

 74

 12.7

 13

 Normal

13

 Amanyar

Abd Rahim 

 36

 M

 7

 73

 11.4

 11.5

 S. Malnutrition

14

 Zawqibik

Amanbik 

 60

 M

 14

 96

 14

 17

 Normal

15

 Mayeenkhan

Nayab  

 30

 M

 9.5

 70.9

 10.5

 12.5

 Normal

16

 Rukhsar

Gul Aziz 

 30

 F

 12

 82

 10.5

 13

 Normal

17

 Jamila

Wazir 

 36

 F

 10.7

 84

 11.4

 13

 Normal

18

 Alif Khaton

Naib Khan 

 48

 F

 11.7

 86

 12.7

 12.7

 Normal

19

 Farid

Hamrah 

 18

 M

 8.2

 75

 8.65

 12.5

 Normal

20

 Mahdahan

Bahadur 

 42

 M

 8

 96

 12

 15

 Normal

21

Rukhsar 

Mir Yarbek 

 36

 F

 7.8

 77

 11.4

 12.5

 M. Malnutrition

22

 Rustambek

Mir Yarbek 

 48

 M

 10

 86

 12.7

 13

 Normal

23

 Mawlanazar

Gul M. 

 30

 M

 9.4

 83

 10.5

 11.5

 M. Malnutrition

24

 Husn-e-Ara

Sulhbek 

 30

 F

 6.8

 71

 10.5

 12

 M. Malnutrition

25

 Rug Gul

M. Salah 

 48

 F

 10.1

 87

 12.7

 13.2

 Normal

26

 Shugufa

Haidar Kh. 

 48

 F

 11

 87

 12.7

 12

 M. Malnutrition

27

 Nadeer

Chagiz 

 60

 M

 9.9

 96

 14

 15.1

 Normal

28

 Shir Gul

Kaihan Gul 

 60

 F

 12

 97

 14

 12.2

 M. Malnutrition

29

 Safar Khaton

M. Ata 

 48

 F

 12.6

 93

 12.7

 13.7

 Normal

30

 Munija

Adel Bek 

 12

 F

 3.8

 65

 7.6

 11

 S. Malnutrition

31

Jamila

Aziz Shah

60

F

11

90

14

11

 S. Malnutrition

32

Haji Bek

M,  Anwar

7

M

7

61

6

13

 Normal

33

Razia

A. Rahman

6

F

3.3

55

5.5

10

S. Malnutrition

S©: Sever        M¤: Moderate

زندگی نامه

786

کی پریشان می کند باد غرور اجزای من                         نسخه خاک مرا شیر ازه نقش بوریاست

 

الحاج استاد پوهنمل دکتور عبدالقدیر "بران " فزند محمد اسلم در سال 1341 در شبهای پربرکت قدر در قریه شهران خاش ولایت بدخشان در یک خانواده چوپان دهقان اما نیمه با سواد بدنیا آمد.

وی علیرغم حسادت کوردلان دنیای دون پرور راهی مدرسه ومکتب شد تحصیلات خودرا بسویه ماستر بدرجه اعلی بپایان رسانیده ودر تلاش اخذ دوکتورای خود میباشد.

 

تجارب وکارهای مسلکی :

-          اولین مربی واکسیناتوران بدخشان

-          اولین مربی لابرا نتهای بدخشان

-          یکی از بنیان گذاران مکتب تعلیمات متوسطه طبی بدخشان

-          یکی از بنیان گذاران طب در بدخشان

-          یکی ازبنیان گذاران انجمن اوزبکان وترکمنان افغانستان بنام علی شیر نوایی

-          یکی از طراحان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان

-          یکی از طراحان عدالت انتقالی در افغانستان

-          بنیان گذار تحصیلات عالی در بدخشان

-          یکی از بنیان گذاران انجمن رضا کاران صحت روان افغانستان

-          کواردیناتور صحی صلیب سرخ در زلزله های رستاق وشهربزرگ

-          عضو فدراسیون صحت روانی جهان

 

اسناد ومدارک علمی: 

                        من که دارم در گدائی گنج قارونی بدست                کی طمع در گردش گردون دون پرور کنم

-          تصدیق نامه عضویت افتخاری اکادمی علوم ازبکستان ( شوروی سابق )

-          یکی از شاعران ونویسندگان ازبیک زبان افغانستان.

-          گواهینامه از انستیتوت علوم اجتماعی افغانستان.

-          ختم فقه، عقاید ، میراث ، صرف ونحو عربی  ، تفسیر وحدیث از مدارس خاش وفاضل بیکی کابل.

-          دیپلوم ماستری از انستیتوت دولتی طب تاشکند ازبکستان شوروی .

-          دیپلوم تخصص صحت روانی از سازمان صحی جهان.

-          صد ها مقاله تحقیقی ، علمی ، اجتماعی وسیاسی در مطبوعات کشور ومنطقه.

-          تصدیق نامه های از فراگیری کورسهای اداره ، سیستم معلومات صحی صحت عامه، احصائیه ، توبرکلوز ، ملاریا، اسهالات ، ارتوپیدی ، کاهش تقاضا برای مواد مخدر، صلیب سرخ بین المللی وتغذی عامه.

-          تصدیق نامه بین المللی از چهار دانشگاه تهران در مورد اختلالات روانی وایدس.

-          اخذ رتبه پوهنملی از استادان پوهنتون کابل در سال 1379 ومنظوری آن توسط ریاست جمهوری اسلامی افغانستان .

-          تصدیق وتحسین نامه ها از دفتر ملل متحد ، حقوق بشر ، واتحادیه کارکنان افغانستان

-          تصدیق نامه ومدال از پوهنتون اوکولوهامای امریکا.

-          عضو کدر علمی دانشکده تعلیم وتربیه ولایت بدخشان .

-          افتخار مشرف بزیارت بیت الله شریف ودیدار از پوهنتونهای ام القرا جامعه مدینه وموزیم خانه خدا(ج)

وغیره ..

                                 ناموس بی نیازی مهر لب سوال است     کم نیست حاجت اما طمع گدا نداریم

دوکتور عبدالقدیر "بران " با جدیت وتصمیم قاطعی که دارد بدون استفاده از زر وزور بکسب القاب جدی کیسکین  شاکرد ممتاز ، محصل پرتلاش ، محصل سال ، عضو جراحان ازبکستان ، تقدیر نامه درجه اول وغیره نایل گردیده است اما در تمام شرایط و ( پادشاه گردشی ها ) در وطن ودر خدمت وطنداران خود بوده ونام او فراتر از مرزهای بدخشان چی در هنگام تداوی ومهاجرین ، زلزله زده های رستاق وشهر بزرگ وتوسط زیردستهای خارجی خود رفته است .

خداوند(ج) تلاش های مخلصانه اشرا اجر عظیم برایش گردانیده ومیراث بزرگ با خلاف ، شا گران ومریضانش گرداند.

                        چورخت خویش بربستم از این خاک     همه گـــــویند با ما آشــــــنا بود

                        ولیکـــــن کس ندانست این مسافــــر     چی گفت وباکی گفت وازکجا بود

طب وطبابت

دكتراحمد علي نوربالا/ استاد روانپزشکي دانشگاه علوم پزشكي تهران
پرخاشگري كلامي و بازتاب آن درآموزه‌هاي ديني و فرهنگي


امروزه پرخاشگري کلامي، يکي از معضلات جدي فرهنگي ما در تمامي سطوح جامعه است. از پايين‌ترين سطوح جامعه و برخوردهاي روزمره مانند برخورد رانندگان خودرو در خيابان‌ها گرفته، تا لايه‌هاي بالاتر و برخوردهاي اهالي سياست که همه‌روزه در رسانه‌هاي گروهي تصويري و نوشتاري به اشاعه پرخاشگري مي‌پردازند. در اين مقاله سعي مي‌شود بررسي جامع و کاملي از اين معضل اجتماعي داشته باشيم...

تعريف پرخاشگري در متون روان‌پزشکي

در کتاب روانشناسي هيلگارد، پرخاشگري به عنوان رفتاري تعريف شده که به قصد صدمه رساندن (جسمي يا زباني) به فردي ديگر يا نابود كردن دارايي ديگران صورت مي‌گيرد. در معيارهاي معروف DSM-IV-TR اصطلاح پرخاشگري به طور اختصاصي تعريف نشده، ولي با عنوان رفتاري به قصد آسيب جسمي به ديگران بيان شده است. در حقيقت به پيامد كوتاه‌مدت پرخاشگري، يعني ضرر رساندن به ديگران توجه شده است. در کتاب روان‌پزشکي «کاپلان و سدوک»
بسياري از رفتارها با اينكه به آسيب جسمي منجر نمي‌شوند، ولي پرخاشگرانه محسوب شده‌اند. از جمله آنها پرخاشگري كلامي، اعمال زور، مچ‌گيري، ارعاب، سبك‌هاي مديريتي كه به پيامدهاي روان‌شناختي زيانباري براي ديگران منجر مي‌شوند.

همچنين طرد اجتماعي عمدي ديگران از مصاديق بارز پرخاشگري است و نبايد تاثير اين رفتارها در عزت نفس، وضعيت اجتماعي و شادي عوامل دريافت‌كننده دست‌كم گرفته شود.

خسارات پرخاشگري

اما فراتر از جنبه‌هاي شخصي، پرخاشگري در طول تاريخ و در جوامع مختلف موجب خسارت‌هاي گسترده و شايد غيرقابل جبراني براي جامعه بشري شده است: در دهه 1970 چهار ميليون نفر كامبوجي توسط كامبوجي‌ها كشته شدند، در قرن بيستم 80 تا 100 ميليون نفر بر اثر خشونت كشته شدند؛ قتل عام‌ها و نسل كشي‌هاي سال‌هاي پيشين در آفريقا (روآندا)، نسل‌كشي‌هاي چندي پيش در اروپا (يوگسلاوي سابق، بوسني)، درگيري مزمن اعراب و اسراييل و جنگ عراق و ايران. در کنار اين فجايع و شايد بدتر از آن، خشونتي است که به صورت مستمر در جوامع در جريان است. به عنوان مثال، در آمريكا سالانه بيست‌هزار قتل، هفتصد‌هزار آزار و اذيت، 200 ‌هزار تجاوز و 5/1 ميليون جرم خشونت بار رخ مي‌دهد. در شکل صفحه 4 نيز به طور واضح مي‌توان مشاهده کرد که اهميت پرخاشگري در بار بيماري‌ها در سال 2020 به صورت معني‌داري افزايش خواهد يافت. مواردي همچون افسردگي، جنگ، خشونت و صدمه به خود به طور واضح با پرخاشگري در ارتباط هستند. بايد توجه داشت که پرخاشگري عملي كور و بي‌هدف نيست. در عصري كه سلاح هسته‌اي به صورت گسترده در دسترس است، حتي يك اقدام پرخاشگرانه نيز مي‌تواند فاجعه به بار آورد. بسياري اوقات پرخاشگري كلامي محرك و مقدمه پرخاشگري فيزيكي خطرناك مي‌باشد.

 

پرخاشگري و جنسيت

Maccoboy & Jackline (1974) در تحليل كلاسيك مطالعات تحقيقاتي ابراز داشت که مردها در تمام فرهنگ‌ها پرخاشگرتر از زن‌ها هستند. مردها از همان ابتداي زندگي، يعني از دو سالگي پرخاشگرتر از زن‌ها هستند. پرخاشگري در بين انسان‌هاي مذكر و حيوانات نر از انسان‌هاي مؤنث و حيوانات ماده بيشتر است. Bjorquist, Osterman & Lagerspetz (1994) در مطالعه‌اي طولي، تفاوت جنسيتي خاصي در پرخاشگري كلامي كودكان هشت ساله نديدند، اما زن‌ها در 18 سالگي بيشتر از مردان پرخاشگري كلامي داشتند.Hyde (2004) & Mezulis (2001) معتقد است وقتي مي‌گوييم مردان پرخاشگرتر از زن‌ها هستند، نبايد عجولانه نتيجه بگيريم كه پس همه مردها از همه زن‌ها پرخاشگرترند. گالاموس (2004) به اين نکته اشاره کرد که تفاوت‌هاي جنسيتي در پرخاشگري فيزيكي از تفاوت‌هاي جنسيتي در پرخاشگري كلامي شديدتر است. مطالعات اخير به اين نتيجه رسيده که پسامد خشونت خانگي كه در آن يكي از همسران به ديگري صدمه مي‌رساند، در مردان و زنان تقريباً مساوي‌ است. از طرف ديگر بررسي بستري شدگان دراز مدت بخش‌هاي روان‌پزشكي نشان مي‌دهد كه شيوع پرخاشگري در مردان و زنان تقريباً مساوي است.

 

سبب‌شناسي پرخاشگري

عوامل روان‌شناختي: ديدگاه فرويد (Instinct theory): پرخاشگري عمدتاً از تغيير جهت غريزه خود تخريبگر مرگ از خود به سمت ديگران ريشه مي‌گيرد.

ديدگاه لورنز (Drive theory): پرخاشگري از سايق جنگ ريشه مي‌گيرد كه بين انسان و ساير موجودات مشترك است.

رفتار يادگرفته: پرخاشگري عمدتاً نوعي رفتار اجتماعي آموخته شده است.

 

عوامل اجتماعي

ناكامي: ناكامي همواره به نوعي به پرخاشگري مي‌انجامد و پرخاشگري هميشه از ناكامي ريشه مي‌گيرد.

تحريك مستقيم: اگر فرد مورد بدرفتاري جسمي و تمسخر كلامي قرار گيرد، اغلب اعمال پرخاشگرانه در وي برانگيخته مي‌شود و اگر پرخاشگري آغاز شود، اغلب از الگوي تشديد بي‌امان پيروي مي‌كند.

تقويت و يادگيري مشاهده‌اي (خشونت تصويري: سينما، تلويزيون، كامپيوتر،...): آثار تجميعي مشاهده خشونت به بروز خشونت در كودكان منجر مي‌شود.

عوامل محيطي: آلودگي هوا (گازهاي بد بو....)، آلودگي صوتي (سروصدا....)، ازدحام (شلوغي، ترافيك...).

عوامل موقعيتي: افزايش برانگيختگي فيزيولوژيك، برانگيختگي جنسي، درد.

عوامل‌شناختي: انتظارات (انتظار نداشتن)، انصاف (بي‌عدالتي)، نيت (عمدي)، مسووليت‌پذيري (آمر، عامل).

عوامل زيستي: هورمون‌ها (اندروژن)، نوروترانسميترها (Ach ،Ne منجر به تشديد وGABA، 5HT منجر به مهار).

داروها و مواد: (الكل، باربيتورات، ضداضطراب‌ها، افشانه‌ها).

وابستگي به مواد شبه افيوني: محرك‌ها، كوكايين، توهم‌زاها، صدمه نوروآناتومي.

وراثت:دوقلوها، شجره‌نامه‌ها، عوامل کروزومي (xyy ،low IQ).

 

انواع پرخاشگري

پرخاشگري تنها به درگيري فيزيکي محدود نمي‌شود. حتي در بسياري از موارد يک درگيري کلامي موجب بروز پرخاشگري فيزيکي خواهد شد. در ادامه فهرست وار انواع پرخاشگري مرور مي‌شود.

فيزيكي:

الف) آسيب يدي (مشت و لگد)،

ب) آسيب ابزاري (چماق، كمربند، اسلحه).

ج) آسيب عاملي (توسط افراد تحريك‌شده).

نوشتاري: مقاله، شعر، داستان، تحليل، طنز، روزنامه، مجله، كتاب.

تصويري: فيلم، سريال، كاريكاتور، عكس.

علامتي: قهر، روي‌برگرداندن، ايما و اشاره، نگاه معني‌دار.

كلامي: حمله با نيت، به خود پنداره يا آسيب رساندن به تصويرخود فرد ديگر، كه خصومت سركوب شده، يادگيري اجتماعي واهانت، ازعوامل زمينه سازآن بوده و راهي براي جبران نقص در مهارت‌هاي بحث وگفتگو است.

هرزه ‌گويي(فحاشي)،

كنايه‌گويي(زخم‌زبان)،

متلك‌گويي(تكه‌انداختن)،

سخره‌گويي (طنز يا شوخي تحقير‌آميز)،

پشت‌سر بدگويي(غيبت)،

زير لب‌گويي(غرولند)،

ابزارگويي (بوق، شيپور، سوت، زنگ).

 

كيفيت پرخاشگري كلامي

دو شيوه اصلي براي اداي پرخاشگري کلامي وجود دارد:

مخاطب مستقيم

الف) دو نفري (با يا بدون حضور جمع)،

ب) تريبوني (تحريك از طريق جمع)،

ج) گروهي (تبعيت از جمع).

مخاطب غيرمستقيم

الف) عمومي

ب) مماسي

محتواي پرخاشگري كلامي

الف) جاهلي (فحاشي و بي‌نزاكتي)،

ب) معمولي (توهين، تحقير و تمسخر)،

ج) علمايي (استدلالي)،

اين ايده قديمي است (تحجر و تعصب)

اين ايده غيرمبنايي است (انحراف از اصول و استحاله)

 

نتيجه پرخاشگري كلامي

الف) موجد آسيب رواني،

ب) تحقير شخصيتي و ايجاد عامل زمينه‌اي براي اختلالات روان‌پزشكي،

ج) محرك آسيب جسمي (جراحت، قتل) از طريق تحريك پرخاشگري فيزيكي،

د) عامل انتقام گيري (بروز خشونت و انواع پرخاشگري و ايجاد دور تسلسل).

 

بازتاب پرخاشگري كلامي در آموزه‌هاي ايران باستان

زرتشت پيامبر(600سال قبل از ميلاد): پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك.

كوروش كبير(529-559 قبل از ميلاد): «اينك كه به ياري مزدا تاج سلطنت ايران،بابل وكشورهاي چهار گانه را بر سر گذاشته‌ام، اعلام مي‌كنم:

1) تا روزي كه زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من ارمغان مي‌كند، كيش و آيين و باورهاي مردماني را كه من پادشاه آنها هستم گرامي بدارم ونگذارم كه فرمانفرمايان و زيردستان من، كيش و آيين و دين و روش مردمان ديگر را پست بدارند و يا آنها را بيازارند.

2) من كه امروز افسر پادشاهي را بر سر نهاده‌ام تا روزي كه زنده هستم و مزدا پادشاهي را به من عرضه كرده هرگز فرمانروايي خود را بر هيچ مردماني به زور تحميل نكنم و در پادشاهي من هر ملتي آزاد است كه مرا به شاهي خود بپذيرد يا نپذيرد و هرگاه نخواهد، پادشاه ايران و بابل و كشورهاي چهارگانه هستم و نخواهم گذاشت كه كسي به ديگري ستم كند و اگر كسي ناتوان بود و بر او ستمي رفت، من از وي دفاع خواهم كرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمكاران را به كيفر خواهم رساند.

3) من تا روزي كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت كسي مال و اموال ديگري را با زور و با هر روش نادرست ديگري از او بدون پرداخت ارزش واقعي آن بگيرد.

4) من اعلام مي‌كنم كه هر كس آزاد است هر دين و آييني را كه ميل دارد، برگزيند و در هر جا كه مي‌خواهد سكونت نمايد و به هرگونه كه معتقد است، عبادت كند و معتقدات خود را به جا آورد و هر كسب و كاري را كه مي‌خواهد، انتخاب نمايد، تنها به شرطي كه حق كسي را پايمال ننمايد و زياني به حقوق ديگران وارد نسازد.

5) من اعلام مي‌كنم هركس پاسخگوي اعمال خود مي‌باشد. هيچ كس را نبايد به انگيزه اينكه يكي از بستگانش خلاف كرده است، مجازات كرد و اگر كسي از دودمان يا خانواده‌اي خلاف كرد تنها همان كس به كيفر برسد و با ديگر مردمان و خانواده كاري نيست.

6) تاروزي كه زنده هستم نخواهم گذاشت مردان وزنان را به نام برده وكنيز وبا نام‌هاي ديگر بفروشند واين رسم زندگي بايد از گيتي رخت بربندد.

از مزدا مي‌خواهم كه مرا در تعهداتي كه نسبت به ملت‌هاي ايران و ممالك چهارگانه گرفته‌ام پيروز گرداند.

 

بازتاب پرخاشگري كلامي درآموزه‌هاي قرآني

در قرآن به کرات توصيه به پرهيز و خشونت و پيگيري مهرباني در رفتار و گفتار شده است. در ادامه، نمونه‌هايي از آيات قرآن که در اين مورد نازل شده است را با هم مرور مي‌کنيم.

1) سفارش به گفتار نرم و ملايم: (اکنون) تو و برادرت با آيات من برويد، و در ياد من کوتاهي نکنيد! (42) بسوي فرعون برويد؛ که طغيان کرده است! (43) اما بنرمي با او سخن بگوييد؛ شايد متذکر شود، يا (از خدا) بترسد! (44) سوره طه.

2) سفارش به گفتار نيكو و زيبا: (به ياد آوريد) زماني را که از بني اسرائيل پيمان گرفتيم که جز خداوند يگانه را پرستش نکنيد؛ و به پدر و مادر و نزديکان و يتيمان و بينوايان نيکي کنيد؛ و به مردم نيک بگوييد؛ نماز را برپا داريد؛ و زکات بدهيد. سپس (با اينکه پيمان بسته بوديد) همه شما -جز عده کمي- سرپيچي کرديد؛ و (از وفاي به پيمان خود) روي‏گردان شديد. (83) سوره بقره.

3) سفارش به عمل وگفتار پسنديده وخوب:

اطاعت و سخن سنجيده براي آنان بهتر است؛ و اگر هنگامي که فرمان جهاد قطعي مي‏شود به خدا راست گويند (و از در صدق و صفا درآيند) براي آنها بهتر مي‏باشد! (21) سوره محمد (ص).

4) سفارش به گفتار استوار و صواب: اي کساني که ايمان آورده‏ايد! تقواي الهي پيشه کنيد و سخن حق بگوييد... (70) تا خدا کارهاي شما را اصلاح کند و گناهانتان را بيامرزد؛ و هر کس اطاعت خدا و رسولش کند، به رستگاري (و پيروزي) عظيمي دست يافته است! (71) سوره احزاب
فليتَّقو الله وليقولوا قولاً سديداً (9) سوره نساء.

5) سفارش به گفتار رسا و روان( در برابر منافقين): اوليك الَّذينَ يَعلَمُ اللهُ ما في قلوبِهِم فَأعرِض عنهُم و عِظهُم و قُل لَهُم في انفُسِهِم قولاً بليغاً (63) سوره نساء.

6) سفارش به گفتار بزرگوارانه و كريمانه
(با والدين):
و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستيد! و به پدر و مادر نيکي کنيد! هرگاه يکي از آن دو، يا هر دوي آنها، نزد تو به سن پيري رسند، کمترين اهانتي به آنها روا مدار! و بر آنها فرياد مزن! و گفتار لطيف و سنجيده و بزرگوارانه به آنها بگو! (23) سوره أسراء.

7) سفارش به گفتار سهل و آسان( در مواجهه با اسراف كنندگان): و هرگاه از آنان ( مستمندان) روي برتابي، و انتظار رحمت پروردگارت را داشته باشي (تا گشايشي در کارت پديد آيد و به آنها کمک کني)، با گفتار نرم و آميخته با لطف با آنها سخن بگو! (28) سوره أسراء.

8) سفارش به گفتار سالم و بدون عيب: بر آنها سلام (و درود الهي) است؛ اين سخني است از سوي پروردگاري مهربان! (58) سوره يس.

هرگاه کساني که به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض کرده؛ هر کس از شما کار بدي از روي ناداني کند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نمايد، (مشمول رحمت خدا مي‏شود چرا که) او آمرزنده مهربان است.» (54) سوره انعام.

9) پرهيز از دروغگويي: واي بر هر دروغگوي گنهکار... (7) سوره جاثيه.

10) پرهيز از عيب‌جويي و طعنه زدن (بدگويي): واي بر هر عيبجوي مسخره‏کننده‏اي! (1) سوره همزة.

11) پرهيز از عيب‌جويي سرسختانه و سخن چيني: و از کسي که بسيار سوگند ياد مي‏کند و پست است اطاعت مکن، (10) کسي که بسيار عيبجوست و به سخن چيني آمد و شد مي‏کند، (11) سوره قلم

12) پرهيز از بيهودگي و ناروايي: و آنها که از لغو و بيهودگي روي‏گردانند؛ (3) سوره مؤمنون. و کساني که هرگاه آيات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روي آن نمي‌افتند. (73) سوره فرقان.

13) پرهيز از فرياد زدن با گفتار زشت: خداوند دوست ندارد کسي با سخنان خود، بديها(ي ديگران) را اظهار کند؛ مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد. خداوند، شنوا و داناست. (148)سوره نساء.

14) پرهيز از استهزاء، عيب جويي، بد لقب دادن: اي کساني که ايمان آورده‏ايد! نبايد گروهي از مردان شما گروه ديگر را مسخره کنند، شايد آنها از اينها بهتر باشند؛ و نه زناني زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند؛ و يکديگر را مورد طعن و عيبجويي قرار ندهيد و با القاب زشت و ناپسند يکديگر را ياد نکنيد، بسيار بد است که بر کسي پس از ايمان نام کفرآميز بگذاريد؛ و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند! (11) سوره حجرات.

15) پرهيز از سوء ظن، تجسس وغيبت: اي کساني که ايمان آورده‏ايد! از بسياري از گمان‌ها بپرهيزيد، چرا که بعضي از گمانها گناه است؛ و هرگز (در کار ديگران) تجسس نکنيد؛ و هيچ يک از شما ديگري را غيبت نکند، آيا کسي از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر کراهت داريد؛ تقواي الهي پيشه کنيد که خداوند توبه‏پذير و مهربان است! (12) سوره حجرات.

16) پرهيز از دشنام به كافران: (به معبود) کساني که غير خدا را مي‏خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها (نيز) از روي (ظلم و) جهل، خدا را دشنام دهند! اين چنين براي هر امتي عملشان را زينت داديم سپس بازگشت همه آنان به سوي پروردگارشان است؛ و آنها را از آنچه عمل مي‏کردند، آگاه مي‏سازد (و پاداش و کيفر مي‏دهد). (108) سوره انعام.

17) برخورد سلام با جاهلان: بندگان (خاص خداوند) رحمان، کساني هستند که با آرامش و بي‏تکبر بر زمين راه مي‏روند؛ و هنگامي که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مي‏گويند (و با بي‏اعتنايي و بزرگواري مي‏گذرند)؛ (63) سوره فرقان.

18) رئوف و رحيم‌بودن رسول خدا (ص): به يقين، رسولي از خود شما بسويتان آمد که رنجهاي شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدايت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است! (128) اگر آنها (از حق) روي بگردانند، (نگران مباش!) بگو: «خداوند مرا کفايت مي‏کند؛ هيچ معبودي جز او نيست؛ بر او توکل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است!» (129) سوره توبه.

19) نرم‌خويي رسول خدا (ص) و دستور به مشورت كردن: به (برکت) رحمت الهي، در برابر آنان ( مردم) نرم (و مهربان) شدي! و اگر خشن و سنگدل بودي، از اطراف تو، پراکنده مي‏شدند. پس آنها را ببخش و براي آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامي که تصميم گرفتي، (قاطع باش! و) بر خدا توکل کن! زيرا خداوند متوکلان را دوست دارد. (159) سوره آل‌عمران.

20) معرفي اخلاق عظيم براي رسول خدا (ص): و تو اخلاق عظيم و برجسته‏اي داري! (4) سوره قلم.

 

طب وطبابت

آندومتريوز را با يک بيوپسي رحمي تشخيص دهيد


Medical News Today: روش جديدي براي تشخيص مبتلايان به آندومتريوز بدون نياز به جراحي با همکاري پژوهشگران استراليايي، اردني و بلژيکي کشف شد. نتايج حاصل از اين مطالعه در يک نشريه اروپايي به‌نام توليدمثل انساني به چاپ رسيده است...

تاکنون به‌جز لاپاراسکوپي روش ديگري براي تشخيص دقيق‌ آندومتريوز وجود ندارد و با توجه به اينکه انجام لاپارسکوپي براي بيماران چندان خوشايند نيست، بسياري از بيماران ترجيح مي‌دهند سال‌ها درد و ناراحتي‌هاي حاصل از آندومتريوز را تحمل کنند، اما تن به انجام لاپاراسکوپي ندهند.

به تازگي پژوهشگران استراليايي در دانشگاه سيدني در يک همکاري مشترک با محققان اردني دريافتند که افرادي که مبتلا به آندومتريوز هستند در لايه‌هاي آندومتريوم رحمي خود داراي پايانه‌هاي عصبي بيشتري نسبت به زنان عادي مي‌باشند.

در ادامه اين تحقيقات آنها با ابداع يک وسيله کوچک که قادر بود از راه واژن از آندومتريوم رحمي بيوپسي تهيه کند و ميزان پايانه‌هاي عصبي را در اين لايه مورد بررسي قرار دهد، توانستند با دقت حدود 100 درصد آندومتريوز را شناسايي کنند. آندومتريوز بيماري مزمني است که در حال حاضر حدود 10 تا 15 درصد از زنان در سنين باروري به آن مبتلا هستند. اگر چه لاپاراسکوپي به عنوان يک روش تشخيصي ارجح در افراد مشکوک به ابتلا به اين بيماري کاربرد دارد، اما به کارگيري آن با عوارض جانبي ناخوشايندي همراه است، به طوري که در صورت عدم وجود آندومتريوز در فرد مشکوک به اين بيماري، لاپارسکوپي ممکن است باعث بروز نازايي شود.

به دنبال ادعاي پژوهشگران استراليايي و اردني گروه ديگري از محققان بلژيکي اثبات کردند پايانه‌هاي عصبي موجود در لايه آندومتريوم رحم مبتلايان به اندومتريوز 14 برابر بيشتر از افراد عادي است و شناسايي اين پايانه‌ها به مقدار زياد در اين لايه‌ مي‌تواند با دقت حدود 100 درصد آندومتريوز را در افراد مشکوک تشخيص دهد.

در مطالعه‌ اول از 99 خانم مشکوک به آندومتريوز که تحت لاپاراسکوپي قرار گرفته بودند، 64 مورد داراي آندومتريوز بودند که هر 64 مورد توسط تست تشخيصي جديد به درستي شناسايي شده بودند و تنها يک مورد توسط اين تست مثبت گزارش شده که در لاپاراسکوپي شواهدي به نفع آندومتريوز مشاهده نشد. پژوهشگران حساسيت اين روش را در تشخيص آندومتريوز 98 درصد گزارش کردند.

پژوهشگران ادعا کردند در اين روش ممکن است تنها يک درصد از مبتلايان به درستي تشخيص داده نشوند و اين ميزان در مقايسه با مشکلاتي که در انجام لاپاراسکوپي تشخيصي براي بيماران ايجاد مي‌شود ناچيز است. استفاده از اين وسيله به صورت معمول و به عنوان جايگزيني براي لاپاراسکوپي براي تشخيص آندومتريوز نياز به انجام کارآزمايي‌‌هاي باليني وسيع‌تري دارد.

تاریخ علمی ترکان

 

تاريخ علمی
برخلاف سرزمينهای ديگر كه سعی بليغ در نمايش صحيح وعلمی تاريخشان داشته اند،تاريخ كشورمان ايران، مشحون ازافسانه ها،گفته ها ونوشته های دور ازواقعيت است.موجدان اين وضعيت اسف بار هخامنشيان وساسانيان بودندكه جعليات تاريخی می نمودند ،خصوصا در زمان اردشيربابكان به اوج خودرسيد.اردشير بابكان با خوليای تسلط فارسها تا ابد برايران اقدام به ازبين بردن تمام آثارباقی مانده از سلاله های ترك زبان ايران تا آن تاريخ كرد وبا كمك مغ اعظم تنسر اقدام به جايگزينی افسانه های ملی فارسها بجای واقعيتهای تاريخی تا آن زمان كرد.تمام شاهان بعد از اردشير بابكان اقدام تنسر وادشير را سرلوحه خويش قرارداده وتاريخ باستان ايران حتی تاريخ خود ساسانيان را چنان با اوهام و گفته های بی معنی وبی سروته آميختندكه هنوز كه هنوز است از كمبود مستندات دررنجيم.اين عمل اردشير باعث شدحتی تاريخ نويسان واقع بين بعد از اسلام نيز در تشخيص سره از ناسره مشتبه شوند.هدف تمام اين شانتاژها به غل وزنجير كشيدن ملت محروم ايران بوده است.همچنانكه ايران در حال حاضر شامل اراضی ملل مختلف است در ايران باستان نيز بی شك چنين بوده است.درست به همين دليل از بين بردن تاريخ باستان ايران معادل از بين بردن وتاريك ساختن تاريخ ملل مختلف در ايران است.اردشير با ازبين بردن تاريخ ايران باستان سعی وافر در ازبين بردن تاريخ حقيقی ومنشاء نژادی مردمان ايران داشت تا بدين ترتيب تمام آنها رابتواند از يك نژاد يعنی از نژاد آرياوفارسها قلمدادكند.بزبان ساده از افسانه بافيهاي اردشير چنين برمی آيد كه گويا از اعصار قبل هيچ حاكم تركي در ايران نبوده وهمه مردمان وحاكمان فارس بوده اند،در صورتی كه ايران در گذرگاه تاريخ جهان شاهد مهاجرتهای بزرگ مللی چون تركها از شمال وشمال شرق وملل آريايی ازشمال ياشرق ونژادهای سامی از جنوب وجنوب غرب بوده است كه بعضا ايران راماوای خود قرارداده در آن سكنی گزيدند.اين بسيار طبيعی است كه ايران بااين موقعيت استراتژيك محل زندگی ملل مختلف با نژادهای مختلف قرار گيرد.تاريخ علمی نشاندهنده اين واقعيت است كه ايران شامل اين سه نژاد بزرگ دنيا يعنی تركها ،اريايی هاوسامی هاست.
تاريخ ايران وايرانيان باستان را شاهان ومغان ساساني اگرچه ازبين برده اند ولي اين تاريخ بصورت مكتوب در اسناد روميان ويونانيان باستان قابل بازيابي است.
ملل اروپا از قرون ميانه شروع به گسستن يوغ امپراطوري روم ويونان كردند وهمزمان با بدست آوردن استقلال خود بدنبال هويت ملي وتاريخي خود شدند،خصوصا ازربع اول قرن 18 تا ربع اول قرن 19اين فرايند استقلال خواهي وبطبع آن مسئله هويت طلبي شدت بيشتري برخودگرفت.
تقريبا تمام ملل اروپايي با از هم پاشيدن نقشه امپراطوري هاي بزرگ مسلط براروپا كشورهايي براساس هويت تاريخي وگوناگوني زباني تشكيل دادند.
در اين راستا ملل تازه استقلال يافته از تاريخ روميان ويونانيان هويت مللي خود رايادگرفتندودر اين راستا بدليل تقابل نزديك تاريخ ايرانيان با روميان ويونانيان طرفي از تاريخ ايران نيز بسته وبا آن آشنايي يافتند.
وچه كتابها وسياهه هايي كه براي روشن شدن تاريخشان سياه نكردند وچه انرژي هايي كه صرف اين موضوع مهم نشد.
دوباره نويسي و بازيافت تاريخ ايران درصده اخير بجهت ازبين رفتن اسنادتاريخي وملي داخلي در زمان ساسانيان توسط اسناداروپايي گرفتار آفتي شبيه آنچه كه ادشيربابكان برسرايرانيان آورده بود بشرح ذيل گرديد:
به مثابه آنچه كه قبل ازاسلام اكثرا سلاله هاي ترك برايران حكمراني كرده بودند بعد از اسلام نيز ترك زبانان برمسند حكومت تكيه زده وبدليل عدم اعتقاد به افكارشونيستي ازسويي وتاكيد قران كريم وآموخته هاي اسلامي مبني بربرابري تمام ابناءبشر وتساوي بين نژادهاي مختلف ازسوي ديگرزمينه ساز اين شد كه همه باهم سعي در فراموش كردن افكار نژادپرستانه ساسانيان كردندوبتدريج افكارضد ترك وضد نژادسامي ازايران رخت بربست.
شكوفايي وپويايي اين عص نه از نوع شونيسم ساساني بلكه از بيداري ملي شعورسياسي خاصي است كه برگزيدگان آن زمان ايران به آن دست يافته بودند،ولي هنوز افواه مردم هنوز به آن درجه از شعوروبيداري ملي دست نيافته بودندكه بتوانند اين دست آوردمهم را پاس بدارند.
همچنانكه قبلا نيزمعروض داشتيم براساس گفته مونسكيو تاريخ نگاران ترك همتي برثبت وقايع اعصارخود نگماشته بودند .
تحقيقات وبررسي هاي تاريخ نگاران اروپايي اوايل قرن بيستم به خاور نزديك وايران سرازيرشدواين مقارن با بيداري سياسي ملل خاورنزديك است كه مثال آن نهضت مشروطيت ايران ونهضت تنظيمات تركيه است.
قرن نوزدهم وشايد قبل از آن امپرياليسم غرب چون كشورهاي انگليس ،فرانسه ،روسيه و... در اركان سياسي كشورهاي منطقه نفوذ اساسي كرده بودندورگهاي سياسي منطقه را در اختيارداشته وثروت منطقه را بخصوص نفت رابه تاراج مي بردند.
به دليل بيداري مللي خلق منطقه منافع امپرياليسم به مخاطره جدي افكنده و بصورت بسيارجدي به تكاپووامي دارد.
بسيار قبل از آن تاريخ، شرق شناسان تاريخ ايران قديم وجديد را با جزئيات زياد آموخته بودندواين معلومات را در راستاي اهداف خودبكاربستند.
اروپاييان معجزه احقاق حقوق مللي را بخوبي مي شناختند ومي دانستندكه باعث شكوفايي حيرت اور استعدادهاي خلق ملل ازبندرسته مي شودوبراين واقف بودندكه دراثر همين تنابه ملي است كه در عرض چنددهه چندين برابردستاورد تمدن 6000ساله بدست اورده اند.
وبا يقين از اينكه طليعه بيداري مللي خلق منطقه نويد بخش پيشرفتي شايد بمراتب بيشترازاروپاييان است ،اهتمام تمام برسركوب ودرنطفه خفه كردن اين حركتها درسطح وسيع كردندوهمين سرآغاز اشاره مجدد وتوسعه يافته نظريه اردشيربابكان مبني برنژادبرتر،سرور،لايق پارس برسرزمين ايران شد.
دراين راستا از افراد بيسوادي چون رضا خان قزاق چه بهره هاكه نبردند،وبا ابداع واشاعه مفاهيم پوچ وبي معني چون نژادآريا،رضاشاه كبير،شاهنشاه آريامهر،كوروش كبير،داريوش بزرگ،واينه در ايران از ابدواذل آريايي تبارها بوده وهستند،تركها ازچنر صده اخيروارد ايران شده وانرااشغال كرده اندو... در بوق كرنا دميده ودست به تبليغات بسياروسيعي زدند.
وكمترين نتيجه اين افكار آن شد كه تمام اقوام ايراني بغير از فارس زبانان از بدوي ترين حقوق شهروندي خود محروم شده وبراي هميشه تخم نفاق ودشمني در ايران كاشته شد ،حتي اين ملل از خوندن ونوشتن به زبان مادري خود محروم شدند.
در چند دهه سعي وافر در ازبين بردن آثار تاريخي ،فرهنگي وادبي تمام ملل غيرفارس در ايران علي الخصوص تركها شدواين نقشه قدم به قدم وبسيار حساب شده در ايران به معرصه ظهور ميرسيدو...
ودرست مقارن اين وضعيت اسف انگيز تاريخ نگاران مزدور دستگاه پهلوي با استنادبه مطالب مغرضانه ارائه شده ازسوي اروپاييان اقدام به جعل تاريخ كردند كه عمل اردشيربابكان رادرذهن تداعي ميكند.
درست به همين دليل بسياري از تاريخ نگاران به تبعيت از اسلاف خودواربابانشان قلم بدست گرفته وواقعيتهاي تاريخي را جعل نمودند.اين مزدوران قلم بدست با ترور شخصيت بزرگان و قهرمانان ملل ايران وهجمه دقيق و حساب شده، اقدام به تضييع عالمان ،قهرمانان ،چهره هاي درخشان ملي وجوانمردان كردند وبه اسطوره هايي كه ملل غير فارس در طول تاريخ ساخته بودند وبه آنها افتخارمي كردندتاختند.
مردان وزنان بزرگي در عرصه تاريخ ملل ايراني پا به عرصه گذاشته بودند ومي گذارند ولي امواج شونيسم وتداوم مستدام تخريب شخصيت اين بزرگان آنهارا در نظر خلق خواركرده و موجبات فراموش شدن ولكه دارشدنشان را فراهم آورده است.
قلم بدستان امپرياليسم وعمال داخلي سلطنت طلب آنها در زمان حكومت پهلوي بر اساس يك برنامه ريزي حساب شده و براساس شناخت كاملي كه از تاريخ باستان ايران داشته اند تمام جنبه هاي مثبت تاريخ ايران باستانرا درراستاي منافع قوم پارس به قلم دادندووجود ملل ديكر در آن دوره ايران را انكاركرده وبا اين عمل يك عامل مهم واساسي را در بيداري واحقاق حقوق ملي كه همانا اعتقاد به اصالت وريشه هاست از آنها گرفتند ومي گيرند.
اين مزدوران براحتي ازتمدنهاي با شكوه قبل از ورود آرياييان به منطقه چون تمدن آرتتا در غرب آذربايجان ،تمدن عيلامي در منطقه خوزستان ،تمدن كاسسي در لرستان ،تمدنهاي قوتتي ولوللوبي در همدان وتمدن ماننا در آذربايجان چشم پوشي كرده وهيچ ايضاحي در مورد ريشه واصالت اين ملل انيراني نمي دهند وبدترازآن سعي مي كنند اين ملل كاملا شناخته شده واصيل رانيزچون پدران آريايي در وهم واوهام فروببرند.
اينان مادهارا تماما آريايي نشان مي دهندوحتي پاراهم فراتر گذاشته وبرخلاف آموخته هاي اربابان خارجي شان اشكانيان را با عنوان پهله يعني آريا نژاد عنوان مي كنند.
6-7 دهه اخير تمام كتابهاي تاريخي شبيه هم وكپي برداري ازروي هم بوده وعاري از فكر تحقيقي ومستقل است.
كاملا به آين دليل است كه تاريخ ايران باستان بدرستي هنوز جمع آوري وتدوين نشده است ويا اگر بوده مخدوش وتحريف شده است.
براساس همين سياست پهلوي و امپرياليسم جهاني است كه تا كنون حركتي اصيل در شناخت درست تاريخ ايران نگرديده است ونمي شود.
اين برنامه ريزي و تاريخ نگاري غرض آلود كه با شدت وحدت زياد در چند دهه اخير در ايران دنبال شد حتي حالت برگشت به اروپا نيز پيدا كرد و تاريخ نگاران اروپايي نيز عمدا يا سهوا وارد اين دور تسلسل شدند كه مصداق اين، نظر تاريخ نگاري اخيري است كه از سوي محققان شوروي ارائه شد كه پر از اشتباههاي كاملا محرز است.
تحقيقات وسرشماري هاي اخير نشان مي دهد كه قريب به نصف جمعيت ايران را تركان آذري تشكيل ميدهند.محمدرضا شعار يكي ازمخالفان سرسخت زبان تركي به سال 1326درصفحه 39 كتابش با عنوان ”بحثي درباره زبان آذري“ مي نويسد: امروزه تقريبا 22 ميليون از جمعيت ايران ترك آذري هستند وبيش از نصف جمعيت ايران به زبان تركي تكلم مي كنند.
براساس آماررسمي دولتي جمعيت فارس زبانان بالغ بر13-12 ميليون از كل جمعيت 50 ميليوني ايران است و براساس همين آمارجمعيت ايران علاوه برتركها وفارسها از اقليتهاي بسيار كوچكي چون ارامنه ،اشوري ويهودي ازسويي واقليتهاي تقريبا پرجمعيتي چون كردها ،اعراب،بلوچها ،گيلكها و تركمانان نيز از سوي ديگر تشكيل شده است.
لاكن بدون در نظر گرفتن اين تركيب جمعيتي همچنانكه در مقدمه كتاب ”تاريخ ايران اززمان باستان تاامروز “ تاليف هفت تن ازتاريخ نگاران شوروي نگاشته شده است ميخوانيم:
جمعيت ايران در اواخر سال 1976 حدودابالغ بر6/33 ميليون نفربوده است كه كمتر از نصف اين جمعيت فارس يا فارس زبان هستند در صورتي كه زبان فارسي بعنوان زبان رسمي ايران پذيرفته شده است .
لازم به توضيح است كه اكثريت مردم ايران به زبانهاي ديگري غيرازفارسي چون كردي ،گيلكي ،لري، بختياري ، بلوچي ومازندراني تكلم مي كنندكه از زبان فارسي معمولي تفاوت است. اين گروههاي اتنيك به اقوام وعشيره هاي مختلف ايراني وابسته هستند در اين ميان مللي در ايران ميزيند كه اساسا نوع زبانشان ازريشه زبان فارسي نيست ومتعلق به ملل ديگري هستند از آن نوع مي توان زبانههاي تركي،ارمني،عبري وآشوري را نام بردكه زبان اقليتهاي ايران محسوب مي شوند .از اقلليتهاي ملي ايراني ميتوان آذري ها رانام برد كه به زبان تركي تكلم مي كنند.زبان تركي بزرگترين اقليت ايران محسوب مي شود كه بعدازفارس زبانان بزرگترين گروه ايرانيان راتشكيل مي دهد.
بدين ترتيب ملاحظه مي فرماييد براساس نظر تاريخ نگاران شوروي جمعيت 17 ميليوني تركان آذري ايران درسال 1976 همرديف با جمعيت ده پانزده هزارنفري يهوديان وآشوريان و 96 هزارنفري ارمنيان وجزء اقليتها محسوب شده اند.بدون شك اين نظر دانشمندان شوروي متاثراز آمار غلط ومغرضانه حكومت پهلوي بوده است كه در آن سالها بصورت بسيار گسترده اي وبصورت جهت دار تبليغات ميشد.
بسيار قابل تامل است كه در همان مقدمه كتاب به اين جمله برميخوريم:”...منحصربه اولين حكومتي كه دردنيا بوجود آمد ،يعني حكومت هخامنشيان بوده است ...“ .ما اين جمله را خطاي ترجمه يا چاب محسوب ميكنيم چرا كه متن اصلي غيرازاين مي گويد زيرا كه قبل ازسركارآمدن هخامنشيان در ايران قريب به 4000 سال قبل، تمدن وحكومت درايران وجود داشته است كه تمدنهايي چون سومريان ،عيلام،كاسسي،هيتي،اورارتو ،مانناوماد را ميتوان نامبرد.
لازم به ذكراست كه تاريخنگاران سوسياليست شوروي متاثرازآموزه هاي ماركسيسم و بعداز انقلاب اكتبرروسيه اشتباهات بسياري درمورد تاريخ قديم وجديد ايران مرتكب شده اند كه بسيار فاحش وغيرقابل اغماض است به نحوي كه در صفحه بيست همان كتاب حكومت بعداز هخامنشيان را ساسانيان معرفي ميكندكه در مباحث آتي به نحو كاملي دليل اين اشتباه عمدي راموردمداقه قرارخواهيم داد.
فقط بيان اين نكته در اينجا الزامي است كه به استحضاربرسانيم كه در هيچ عصري ازايران ازتمام ابعادجغرافيايي وسياسي واجتماعي سيستم برده داري ملاحظه نمي شود .
فصل بيستم همين كتاب اشاره براين دارد كه انقلاب مشروطيت ايران متاثر از انقلاب 1905 روسيه بوده است در صورتي كه دليل اساسي مشروطيت، خواستهاي ملت ايران خصوصا ملت آذربايجان و ترقي خواهي وشعور سياسي ومدنيت اين خطه از آب وخاك ايران بوده است.
در آن شرايط اگر چه انقلاب 1905 روسيه مهار وسركوب شد ولي انقلاب مشروطيت ساليان متمادي در ايران تداوم يافته وموفق شد.
فارغ از اينكه اگر بخواهيم دلايل وريشه هاي حركت وانقلابهاي تاثيرگذار برمشروطيت رامورد مداقه قرار دهيم بايد از نهضت تنظيمات امپراطوري عثماني كه سالها قبل از انقلاب ضد بورژواي سال1905 روسيه اتفاق افتاده بود نام ببريم زيرا كه امپراطوري عثماني نيز قسمتي از خاور نزديك است وتاثيري به مراتب وسيعتر از انقلاب 1905 روسيه درايران ومصر وخصوصا آذربايجان با اشتراك زباني وفرهنگي كه دارد گذاشت فاكتورهاي تاريخي ذيل بلعين اين تاثيررا نشان مي دهد:
1- از مراكز اصلي تاثير گذار در انقلاب مشروطيت قاهره واستانبول رامي توان نام بردوبنا به گواهي تاريخ، مسكو از مراكز ارتباطات موثر نبوده است اگر چه ميرزا فتحعلي آخوندزاده وعبدالرحيم طاليبوف با توجه به آشنايي كه با فرهنگ روسيه درمدت اقامت قفقازشان داشتندتاثيردرنهضت مشروطيت گذاشتندليكن اين اشخاص وديگر اشخاص موثردر انقلاب مشروطيت بااوضاع قاهره واستانبول نيزآشنايي كافي داشتند.
با اشاره ابراهيم بيگ در سياحتنامه اش به وجود انجمن سعادت در استانبول توسط ايرانيان وانتشار مجله اختر در آن شهر ازسوي اين انجمن مناسبات انقلاب مشروطيت با حركتهاي موجود آن زمان عثماني بسيار مشهودتر از روسيه بوده است ودر عين حال هيچ حركتي شبيه اين فعاليت درهيچدام از شهرهاي روسيه مشهودنيست.
2- اگر در جهت حمايت عملي انقلاب مشروطيت قهرماناني از قفقاز پاي به آذربايجان نهادند ليكن تعدادافرادي كه از عثماني به كمك مشروطه خواهان شتافتندكم نبودند
3- بعد از سقوط نهضت مشروطيت فعالان پناه گرفته رانده از وطن هنوز در استانبول به فعاليت خودادامه مي دادندليكن مامن اين فعالان هرگز مسكو يا پترزبورگ نبوده است.
4- اساسادر ان سالهاي مشروطيت مطبوعات مترقي كه درباكو منتشرميشدندتاثيرناچيزي ازسياستهاي روسيه ميگرفتند.بطوري كه مجله ملانصرالدين صرفا براي شرق وتحولات منطقه وآذربايجان منتشر ميشدومديرمسئول آن ميرزاجليل بعدازاشغال باكوتوسط بلشويكهابه تبريزگريخت.
بدين ترتيب ملاحظه مي كنيد كه تاريخ نگاران كمونيست روسيه ازيك سوتحت تاثير تبليغات مسموم وشونيستي پهلوي وازسوي ديگر با تاثيرپذيرفتن ازمكتب كمونيسم در نگاشت تاريخ ايران دچاراشتباه شده اند.مضافا اينكه افكار شونيستي روسي بازمانده از دوران تزاري تاثير بسزايي براين تاريخ نگاري داشت.
بجهت اهميتي كه اين موضوع داردلازم است ايضاح شود...
چنانچه از تاريخ برمي آيد،قبل ظهور روسهادر افق تاريخ بشري، ساليان متمادي بدليل همسايگي با ملت بزرگ ترك از شرق وجنوب ،تمدن روس از ابعاد اقتصادي واجتماعي وفرهنگي وسياسي و... ملهم از تمدن تركان بوده است .
فراتر از آن درمقطعي ازتاريخ، روسها تحت لوا وقيوميت حكومت قيزيل اردو قرارداشتند واقوام روس به حمل وحمايل علامات تركي (يارليق) مباهات مي كردند. واين قرابت و قيوميت با تركان، روسهارا به جهان متمدن رهنمون شد.
با همه اين اوصاف تاريخ نگاران شونيسم روس تا قبل از انقلاب اكتبرسعي در كتمان حقايق وبرعكس جلوه دادن تقابل تاريخ تمدن تركان وروسهابودند.
عناد اين تاريخ نگاران شونيسم وسعي در جلوه دادن تركها بصورت وحشي ،بيانگرد، كوچنده و ساير القاب نادرست و استدلالات غير علمي وبي پايه واساس ،عامل عدم آموزش صحيح تاريخ وحتي به بوته فراموشي سپردن برگه هاي زريني از آن شد.
اين مناسبات منفي بعنوان يك عامل بازدارنده در آموزش تاريخ صحيح تركان بصورت اعم وتركان آذري بعنوان زير مجموعه بطور اخص شده است.
همانگونه كه در ايران بتدريج شاهد افشاي واقعيات تحريف شده تاريخي هستيم و تاريخ كهن وجديد ايران بتدريج نمايانتر وروشنتر مي شود درروسيه نيزبعد از كم شدن سايه سنگين كمونيسم واستالينيسم 20-25 سال اخير تاريخنگاران بتدريج جسارت يافته وبه بيان علمي حقايق تاريخي روي آورده اندوعالمان قبلي كمونيست را كه مسخ شده وحقايق راوارونه جلوه ميدادندرامورد انتقاد قرار مي دهند.
يكي از اين تاريخ نگاران با جسارت اولجاس سليمان قزاق است اين تاريخنگار با نكوهش وافشا تاريخ نگاران ملي گرا وشونيست روس مينويسد:
(يكي ازراههاي رشد آسياي نوين انكار بيكباره تاريخ كلاسيك است.
به گفته پول والري ،زدودن شبهاتي كه به تاريخ در دنياي شرق وغرب وجود دارد، تنها با تاريخ علمي و افشاي تاريخ غيرعلمي امكانپذيراست تاريخ غيرعلمي مدت مديدي منشا وعامل شونيسم وملي گرايي استعمارگربوده است .حتي مارك بلاش كه يكي ازشيفتگان تاريخ است با اذعان به اينكه:
(... واين غير قابل انكاراست فردي كه حتي قادر نيست مغز خودرا ازاسيب افكار بيمار برهاندوكمترين مقبوليتي درجمع ندارد براحتي در پشت نوشته هاي اغراق آميز وشرح وبسطها، چون ايليادوحتي مانند راماياناجلوه شود...
...تاريخ بصورت فعال سعي در بيان سيستمهاي مشاركت انساني وشكل گيري آنهادر مسيرزمان دارد.دانشمندان وتاريخداناني كه كمرهمت به ياري امپرياليسم واستعمارگران بسته اند با انتشار آثارخود به آتش افكارملي گرايي دامن ميزنند).
در دوره تاريك تسلط كمونيسم برشوروي در هيچ مقطعي تاريخ تركان وتعاقب آن تاريخ تركان آذري اجازه انتشار نيافت وحتي كاملا مسكوت ماند بنحوي كه هر كس دم برمي آورد در تبعدهاي درازمدت سيبري جان مي باخت.
لازم به ذكراست كه قبول كوركورانه فاكتورهاي تاريخي خود مي تواند سبب تحريف تاريخ شود.
از اين سطور چنين برمي ايدكه درطول تاريخ ملتي وجودنداشته ،نداردونخواهدداشت كه تاريخش ازتاريخ همسايگانش جدا باشد.همچنانكه زبان زنده اي در دنيا نمي توان سراغ داشت كه عاري از لغات وتاثيرزبان همسايگان نباشد بهمين نحو تاريخ ملل نيز حداقل با تاريخ ملل همسايه درهم اميخته است.اولجاس سليمان در جاي ديگر مي گويد:
(تبليغ دروغين وطن پرستي تاريخي ،صرفا اثبات جاهليت وعدم آشنايي موجدان آن با تاريخ نگاري علمي است .ايجاب ماهيت مدنيت مبني بر ارتباط و تاثيرمتقابل است و اگر سعي در محدودكردن يا منزوي ساختن آن شود ناخودآگاه آن نوع مدنيت را به انحطاط ونيستي سوق داده ايم وكمترين نتيجه آن تداوم گذشته نفرت انگيز،اسارتبار،تهوع آميز ومنجمدكننده پويايي ذهن است.
اعم تاريخ نگاران نمي خواهند خودرااز جاهليت توام با عجز پدرانشان رها سازند.بر برادر از بالا وتوام با تسلط نگريستن اشتباه محض است ومناسبات انساني حقيقي اجازه چنين رفتاري رانمي دهد.
تاريخ نگاري غير علمي مصداق سوء استفاده ازتاريخ وتحريف آن براي اميال غيرانساني است).
با اين وصف تاريخ علمي مبارزه با هرنوع شونيسم وتعصب كوركورانه است كه سعي در انعكاس واقعي اتفاقات تاريخي داردوتمام ملل رابدورازتعصب وبا يك ديدمي نگرد.
تاريخ نگاران بايد مدنظر داشته باشندكه هيچ ملتي درتاريخ منزوي ومجزانبوده است وبقول اولجاس سليمان:
(تاريخ مجموعه اي ازتجربيات بشري در گذر اعصاراست وميتوانست نكته اتكا مشتركي براي حيات بهترملل باشد).
آينده باسعادت وخوشبخت مرهون آموزش صحيح گذشته است وبدون فكر درموردآينده ،به هيچ روي ،آينده سعادتمندرا نخواهيم ديد.
نظرمونتوسكيو درمورد تركان
مونتوسكيو در رديف بزرگان و متفكران وعالمان فرانسوی چون ولتر(۱۷۷۸-۱۶۹۴) ژان ژاك روسو(۱۷۱۲-۱۸۸۷) می باشدكه اساس انقلاب فرانسه را پی ريزی كردند.
مونتوسكيو (۱۷۵۵-۱۶۸۹)در شهر بوردوفرانسه زاده شدازچند اثربسيار مهم وارزشمند ايشان می توان نوشته های يك ايرانی سال ۱۷۲۱ روح قانون سال ۱۷۴۸ را نام برد كه با تدوين آنها نايل به كسب شهرت جهانی شد.
مونتوسكيو در نگارش كتاب بسيار وزين روح قانون با مضامين بسيار عميق اجتماعی اش تاثير شگرفی در شكل گيری انقلاب كبير فرانسه در سال ۱۷۸۹ داشته است.
مونتوسكيو در كتاب نوشته های يك ايرانی از زبان يك قهرمان موهوم بنام ناآقوم در نامه ای كه به ازبكان نوشته است در مورد ملتهای ترك چنين می نويسد:
دوست عزيزم ازبك خان ،هيچ يك از ملل دنيا را يارای برابری با ملت تاتار درعظمت وشوكت فتوحاتشا ن نيست.اين ملت فرمانروای حقيقی كائنات است.گويا ديگر ملل دنيا برای خدمت نمودن به ايشان آفريده شده اند.
ملت ترك همزمان امپراطوری خلق می كند وهم امپراطوری ها را از هم می پاشد.در طول تاريخ ملل ديگر را به زانو درآورده وقدرت وشوكت خودرا به اثبات رسانده اند.
تركها چين را دوبار به تسخير در آورده اند وهنوز كه هنوز است چين را تحت انقياد خود دارند. تركها هنوز نيز بر مغولها حكمرانی می كنند.
فرمانروای بلامنازع ايران آنها هستند و براريكه كوروش وكيستاپسين تكيه زده اندوآنها هستند كه مسكو را به زانو درآورده اند.
آنها ملت بسيار با شرف و بزرگ ترك ناميده می شوندكه فتوحات بزرگی در اروپا اسيا وآفريقا داشته اندوبر دنيا سيادت نموده اند.
اگر نظری بر گذشته های دور اروپا بيندازيم خواهيم ديد كه آنها كسانی بودند كه امپراطوری روم را شكست داده و از هم پاشيدند.در مقابل فتوحات آنها فتوحات اسكندر چيزی نيست و...
كاش تاريخ نويسان اين ملت فتوحات با شكوهشان را می نگاشتند و نمی گذاشتند در زنگار زمان برای هميشه خاموش بماند.
ميدانم كه تركها حكومتهای ناشناخته بسياری را در طول تاريخ بنا نهاده اند كه اثری از آنها اكنون نيست.
اين ملت شكست ناپذير براين باور بوده كه ابدی واذلی هستندو همتی بر نگاشت غلبه ها وفتوحات ماقبل خود نداشته ومشغول شهرت وفتوحات از شمار فزون خود شده واز اين مهم غافل شده است.
ويل دورانت
از تاريخ مكتوب تا كنون حداقل ۶۰۰۰سال ميگذردوحداقل نصف اين مدت را خاورنزديك مركز تمدن بشری بوده است.منظور ما از كلمه مبهم خاور نزديك صرفا جنوب غرب آسيا نيست بلكه منظور روسيه وجنوب دريای سياه ،هندوستان وافغانستان وسرزمينهای غرب آنهاست بسياری در اين دسته بندی مصر را نيز داخل ميدانند از ان لحاظ كه مصر از زمانهای بسيار دورسرزمينی آميخته با فرهنگ شرق بوده وهست.
در سرزمينی به اين وسعت كه حدودوصغورش بدرستی معلوم نيست انسانها ونژادها و تمدنهايی بوجود آمدند كه بوجود آورنده كشاورزی ،تجارت،دامداری ،ساخت ارابه ها،ضرب سكه ،سندنويسی ،صنعت وپيشه ،قانون،اصول حكمرانی ،رياضيات،طب،نيروی كار انسانی را برای آبادانی و بازسازی كانالها وآبراهه های مهم بكار بردن ،هندسه،نجوم،تقويم،ساعات ومنطقه البروج،الفبا،خواندن ونوشتن،كاغذ،مركب،كتاب،كتابخانه،مدرسه ،ادبيات،موسيقي،سنگ تراشی ومعماري،سفال لعابدار،وسايل زينتي،خدای واحدراپرسديدن،جواهرات،نردوشطرنج،ماليات،استفاده ازلله برای تربيت فرزندان ،شرب خمر،وبسياری چيزهای ديگربرای اولين باركشف ياخلق شده واز راه جزيره كرت ويونان وروم به تمدنهای اروپا وآمريكا راه يافته اند.
آريايی ها خود بوجود آورنده تمدن نبوده اند بلكه آن را از تمدنهای مصروبابل به وديعه گرفته اند.
يونانيان بوجود آورنده سرای باشكوه تمدن شمرده نمی شوند زيرا كه مصاديق تمدنی كه آنها از تمدنهای خاور نزديك گرفته اند بسيار بيشتر از چيزهايی است كه خود به يادگار گذاشته اند.درواقع يونانيان با غنايم جنگي، نيزتجارت با شرق ذخاير تمدن ۳۰۰۰ ساله شرق را به ناحق وارث شدند.
ما با مطالعه تاريخ خاورنزديك درحقيقت دين خودرا به بوجودآورندگان واقعی تمدن اروپايی وآمريكايی ادامی كنيم.
سرزمين آذربايجان نيز سرزمينی است غنی وثرتمند با مردمان بسيار باهوش درست در قلب اين منطقه موسوم به خاور نزديك كه بعنوان چهارراه تمدن از شمال به جنوب واز شرق به غرب بوده وهست.

 

اقوام ترک

Азербайджанцы | Алтайцы | Балкарцы | Башкиры | Гагаузы | Долганы | Каджары | Казахи | Караимы | Каракалпаки | Карачаевцы | Кашкайцы | Кыргызы | Крымские татары | Крымчаки | Кумандинцы | Кумыки | Ногайцы | Салары | Сойоты | Татары | Теленгиты | Телеуты | Тофалары | Трухмены | Тубалары | Тувинцы | Турки | Турки-месхетинцы | Туркмены | Туркоманы | Узбеки | Уйгуры | Хакасы | Челканцы | Чуваши | Чулымцы | Шорцы | Якуты

فراخوان ازترکان بدخشان

باتور اوزبیک وترک قوم لریم!

چین یورک دن قیزغین  وحرمت بیلن سلام لریم نی آچیق جبین بیلن قبول ایتینگیز لر

وبعد: بدخشان ولایت ترک قوم لر تمانیدن(40%فاییز)کیم اوزبیک لر؛قرلق لر؛چونگ لر؛ماغاللر؛قیرغیز،اویغورلر؛ وترکمن ؛پامیروهزاره بایی لر دن عبارت دوروبیر تینچیلیک هوا آستیگه تاجک ایناغه لری بیلن یشه یدیلر من اوزیمنی سیز لر گه امید قیلیب ولایت لی بولگن شوراسیگه کاندید قیلدیم.

سیزلرنی کته کوچ (قوه) بیلیب ؛اوزیول کورساتوچی لرینگیزنی سیلاو(انتخاب قیلیش )اوچون بو خیر(گوزل)ایشگه مینی بیلیمنی قتیغ(محکم)بیلنگیز لر.وسیزلر نی رایی مینگه بو کوچ وهمت نی بیره دی کیم من سیزلر نی ایستک لرینگیز(خواسته لرینگیز)بجرالسم وبلند اواز بیلن دولت تریبیون دن سیزلر نی حقینی آلال سم.

سیزلر فاریاب؛جوزجان؛ تخار...ترک لریدن هیچ بیر آز لیک لرینگیز یوق اما اتفاق بیلن بو درجه گه ایتاله میز.

من اوزبک فقیه ومحدث لر امام بخاری؛امام ترمذی؛شرف الدین؛ابوبکرمرغینانی؛ابوعلی سینا؛مولانا جلال الدبن بلخی؛موسی خوارزمی؛علی شیر نوایی وطراز مدنی دیک عالم لردن الهام آلیب سیز لر گه قول اوزاتیم.من آته وبوالریمیز دنیا تسخیر قیلوچی امیر تیمور؛ باتورچنگیز؛پهلوان آتیلا؛ظهیرالدین محمدبابروجنرال دوستم کبی ترک واوزبیک ادبیات؛تیل وتاریخ نی یشه یتیریش(احیاقیلیش)اوچون صحنه گه کیله من.مین گه مشوره بیرینلر؛ حمایه قیلینگ لر ورایی لرینگیز بیلن مینگه کته منت ومسؤلیت قایل بولینگلر.خدا سیز لر نی سقله سین؛دایم ترک بیراغی اوچ سون وخدا دن تیله ی من کیم مینگه قوت بیرسین تا سیزلر نی یره سیگه ملهم(مرحم) بولسم.

سیزلرنی کیچکینه ایناغه واولادی

 الحاج پوهنمل دوکتور عبدالقدیربران(کیسکین)