X
تبلیغات
نوش نیش - آثار باستانی بدخشان
سياسي - انتقادي - اجتماعي و طبي

بدخشان،بام دنیا،گذرگا تمدنها یا سرزمین لعل و لاجورد

19 ژوئيه 2009


JPEG - 2.8 kb
سیاووش «ربانی»

نوشته:سیاووش «ربانی»

ولایت بدخشان با داشتن 47403 کیلو متر مربع مساحت، یکی از بزرگترین ولایات افغانستان بوده 7.26 فیصد کل مساحت کشور را تشکیل داده که وسعت آن بیشتر از مساحت مجموعی 9 ولایت کشور به شمول کابل، پروان، کاپیسا، پنجشیر، لقمان، وردک، خوست، پکتیا، لوگرو ننگرهار میباشد.

نفوس بدخشان در حدود یک و نیم ملیون نفر تخمین گردیده است. این ولایت از نظر موقعیت ژیوپولیتیکی، تاریخ کهن و افسانوی، ویژگی های فرهنگی و تعدد زبانها، موجودیت ذخایر احجار قیمتی، داشتن وادی ها و دره های حیرت آفرین، آبشار های تماشای، دریا های خروشان و مناظر زیبای طبیعی منحیث نقطه تلافی سلسله کوه های مندوکش و پامیر اهمیت استثنای دارد. بدخشان و بدخشانیان با داشتن سرحد مشترک و فرهنگ مشترک با اقوام و ملل مختلف ساکن در کشور های مجاور پاکستان، کشمیر، چین ، قرغیزستان و تاجکستان ارزش خاصی را در سطح کشور و منطقه دارا میباشد، در تمام افغانستان ولایتی سراغ نمی شود که مانند بدخشان این همه استثناات مرزی. ویژیهای فرهنگی، نماد های تاریخی و ترکیب مغلق اجتماعی را دارا باشد. سرزمین افسانوی بدخشان در طول تاریخ اسطوره خویش بستر پرورش کهنترین مدنیتها،نابترین فرهنگها، گذرگاه جهانگردان ماجرا جو، معیاد گاه یورشگران جهانگشاه، زادگاه اصیلترین مردمان آریای تیار و دیانت شعار، با فرهنگ و کلتور دست نخورده وبکر بوده است. بدخشان یکی از جمله شانزده قطعه زمینی است که در اوستا از آن منحیث سرزمین آریانا یاد شده و در آن زمان بنام راغا شهرت داشت. واژه لعل بدخشان منحیث یک نماد سمبولیک و استثنای ادبی در حوزه فرهنگی پهناوریکه از دهلی تا شیراز، از کابل تا بخارا و از مرو تا خجند دامن گسترده بود طی هزاران سال چون پادشاه بی تخت و تاج فرمان رانده و هنوز هم ادعای موجودیت دارد. باریکه پامیر یا شتر های بخدی دو کوهانه و آهوان مارکوپولویش، با گوزنهای وحشی و خش گاو های دراز مویش، با قله های پر برف و سپید رویش، با جهیلهای همیشه آبستن و شکوه آمویش، نیازی به معرفی ندارد اینقدر بسنده است که بگوییم نقشی را انگشت بزرگ در دست انسانها بازی میکند پامیر از نگاه استراتیژیک و ژیوپولیتیکی در آینده افغانستان بازی میکند. این ولایت از طریق ولسوالی های کران و منجان، زیباک، اشکاشم و واخان با کشور پاکستان، ولسوالی واخان و پامیرات با کشمیر و چین، ولسوالی های واخان، اشکاشم، شغنان، دروازها، شهر بزرگ، خواهان و راغ با تاجکستان سرحد مشترک دارد. بلند ترین قله سلسله کوه های هندوکش در خاک افغانی در ناحیه قازده ولسوالی اشکاشم موقعیت داشته که بنام قله نوشاخ یاد شده و 7750 متر بلندی دارد همیشه مورد توجه کوهنوردان ماجراجو در سالهای قبل از جنگ بوده است، شواهدی در دست است که علاقه مندی زیادی در بین جوامع کوهنوردی بین المللی مبنی بر اجرای برنامه های کوهنوردی درین ناحیه بوجود آمده که سفر یک تیم کوهنوردان بین المللی به اشتراک 15 کشور جهان به شمول کوهنوران جاپانی و امریکائی شاهد این مدعاست. از شهر های بهارک و جرم در کتاب خراسان بزرگ منحیث شهر های پر رونق و کاروان گذر یاد شده که سابقه بیشتر از دو نیم هزار ساله دارد، این شهر های در مسیر شاهراه بزرگ ابریشم قرار داشته، محل آمد و رشد کاروانهای بزرگ تجارتی ابریشم بار بودند که با عبور از تنگه های صعب العبور و دره های مارپیچی در دل کوه های هندوکش ره بریده و تمدن شرق و غرب را بهم پیوند میدادند. وجه تسمیه بهارک به یک روایت به دلیل موجودیت تعدادی زیادی معابد بودای در دوران قبل از اسلام بوده که در آن زمان معبد را بهار مینامیدند و بخاطر موجودیت زیاد این منطقه را بهارک مینامیدند. روایت دیگر این است که بعلت سرسبزی و شادابی و موجودیت اشجار زیاد این ناحیه همیشه سبز بوده و به همین دلیل بنام بهارک شهرت یافت .

شهرهای بهارک و جرم بعد از اینکه به تصرف مسلمانان در آمد منحیث محل فرماندهی قوای اسلام در جریان یورشهای آنها به دیگر نقاط مجاور در آمد. سردار محمد داود علاقه مندی خاصی داشت تا مرکز ولایت بدخشان را به بهارک منتقل کند و اهتمامات خاصی را در این مورد رویدست گرفته بود اما مرگ امانش نداد. کوتل بروغیل که در سرحد واخان بین کشور های افغانستان و پاکستان واقع است زمانی یکی از دروازه های مشهور راه ابریشم بود که از ین کوتل گذشته و راهی شهر های مهم هندوستان مانند دهلی و لاهور میگردید امروز از نظر ها افتاده و متروک گردیده است. مارکوپولو در قرن 11 میلادی به بدخشان سفر کرده و در یاد داشتهای خویش داستانهای شیرنی از این دیار نقل کرده است. او از آب و هوای بدخشان ستایش ها کرده و شفایابی خویش را از مرض مزمن که مدت ها باعث رنج و عذاب او گردیده بود یکی از خاطرات فراموش ناشدنی خود میداند. او از پاکیزگی آب و هوای این دیار، لذت میوه ها و صمیمیت بی آلایش ساکنانش داستانها ساخته و زیبایی آهوان وحشی را که در دامنه های پامیر زیست دارند و امروز بنام آهوی مارکوپولو مشهور است در جهان بینظیر خوانده است. ساکنین ولایت بدخشان به زبانهای دری، ازبکی، شغنی، اشکاشمی، منجی، واخی، پامیری، سنگلیچی و زیباکی تکلم میکنند که همه این زبان ها دارای یک ریشه اند، زبان شیخی نیز تا 30 سال قبل در دره زردیو تکلم میشد که با گذشت زمان در حال انقراض قرار گرفته است، ساکنین آنسوی مرز ها در تاجکستان، قرغیزستان و پاکستان نیز از نگاه زبانی، فرهنگی، مذهبی و کلتوری همسان این اقوام اند. تقریباً تمام ساکنین ولایت بدخشان برعلاوه زبانهای محلی به زبان های دری تکلم نموده میتوانند و این زبان مانند پل محکم تمام ساکنین بدخشان را بهم پیوند داده است، لهجه ها و واژه ها در همه زبانهای بدخشی از شهر تا شهر دیگر، از یک دره تا دره دیگر و حتی از یک قریه تا قریه دیگر میتواند تغیر کند، هر ناحیه دارای اصطلاحات خاصی منحصر به خود است که میتوان به مجرد شروع گفتگو به زادگاه گوینده آن پی برد. مردمان دره جخان، اشنگان و حضرت سعید زبان فارسی را به لهجه خاص خود تکلم میکنند که فهمیدن بسیاری از واژه های آن برای افراد غیر بومی دشوار است. برعلاوه دیگر اقوام و گروه های قومی در ولسوالی جرم طایفۀ زیست دارد که بنام چنگ یاد میشود تعداد مجموعی آنها به 7000 تن میرسد که در روازه های شرقی و غربی جرم در دو کنار دریای کوکچه اسکان یافته اند این مردم خود را از باز ماندگان لشکریان چنگیز خان میدانند که در زمان هجوم مغل به شهر جرم وارد شده و در نقش سربازان مغل در پوسته های امنیتی که در دو دروازه شهر جرم ایجاد شده بود مستقر گردیدند به مرور زمان با مردم محل محشور شده و بصورت دایمی در همین ناحیه مسکن گزیدند. این مردم به زبان چنگی حرف میزنند که از زبان های دیگر فرق داشته و عنعنات خاصی نیز دارند با رسوم دیگر ساکنین منطقه کاملاً فرق دارد. چنین مردمی در هیچ نقطه دیگر افغانستان سراغ نمی شود. چنگها مردم زحمتکش، وفادار و سرسخت بوده پیرو مذهب اهل سنت میباشند به شغل مالداری اشتغال داشته و در شرایط سختی اقتصادی و اجتماعی به سر میبرند اکثریت مطلق آنها از نعمت سواد محروم بوده از آوان کودکی به شغل مالداری پرداخته یا به کار های فزیکی رو میآورند. همچنان در مربوطات جرم، ارگو و دیگر ولسوالی های مجاور مردم هزاره تبار زیست دارند که از مذهب اهل سنت پیروی کرده و به زبان فارسی صحبت میکنند در حالیکه لهجه هزاره گی را در میان خود نیز بکار میبرند. در سطوح مرتفع پامیر افغانی قرغیز ها زندگی دارند که به زبان قرغییزی تکلم کرده، پیرو مذهب اهل سنت بوده و شغل آنها مالداری میباشد این مردم با ساکنین آنسوی مرز در ایالت مسلمان نشین سینکیانگ چین و قرغیز های ساکن قرغیزستان دارای فرهنگ مشترک میباشند که از سالیانی دراز بدینسو توسط سیم های خار دار و بی اعتمادی مارکسیستی از هم جدا شده اند، تعدادی زیادی از قرغیز های پامیر بعد از کودتای ثور با همه مال و مواشی خویش به رهبری رحمانقل بای به کشور پاکستان و از آنجا به ترکیه مهاجرت نمودند که در آنجا تابعیت اختیار کرده و روز گار بسر میبرند این اقوام در گذشته مسؤولیت حفاظت از مرز های پامیر را در سرحدات کشمیر، چین و شوروی سابق به عهده داشته و در رشد اقتصاد بدخشان از طریق پرورش شتر، غژگاو و گوسفند نقش بارزی داشتند شواهدی در دست است که تمایل برگشت به وطن در میان مهاجرین پامیری که در ترکیه بسر میبرند رو به افزایش است که دولت افغانستان در این راستا باید توجه خاص نماید و زمینه های برگشت را برای آنها فراهم سازد زیرا موجودیت آنها برای حفظ محیط زیست، استحکام مرز ها، حفظ تعادل ارزش های محلی، رشد جهانگردی در پامیر و آبادانی پامیر نقش حیاتی دارد. شتر های دو کوهانه پامیری که در تاریخ بنام شتر های بخدی مشهور اند توانای انتقال بیشتر از نیم تن بار را داشته که در نقش واگونهای باربری در دامنه های پامیر کار میکنند. غژگاو های پامیر ویژگی دیگری وادی واخان و پامیر است که نظیر آن در دیگر نقاط کشور دیده نشده که هم شیر میدهند، هم بار میبرند و هم اهالی محل از گوشت شیرین آن لذت میبرند، از دم آن مگس پران میسازند و از پشم های بلند آن لباس تهیه میکنند. گوشت این حیوانات شیرینتر . و لذیذ تر از دیگر گوشت ها میباشد. غژگاو های کلان 350- 320 کیلو گرام گوشت دارند . قروت پامیر از بهترین نوع قروتها در افغانستان بوده که دارای مزه شیرین، سرشار از روغن میباشد این قروت بشکل قطعات نسبتاً بزرگ هندسی شکل آماده میشود. موملای یکی از اعجاز نادر طبیعت است که از دل سنگ های بدخشان تراوش کرده و جهت درمان امراض گوناگون طی قرون متمادی مورد استعمال مردم بدخشان و دیگر نقاط جهان قرار داشته و هنوز هم در طب خانگی جایگاه ویژه خود را دارد، اطبای مکتب یونان از این ماده در درمان ناتوانی های جنسی، ضعف کمر، ضعف استخوان، امراض گرده ها، التهابات و زخمهای معده، التهابات مزمن اعضای داخلی و ده ها مرض دیگر به پیمانه وسیعی استفاده میبرند. در اکثر موارد مریضانی که از شوه درمان های عصری و ادا های طبیبان معاصر دلگیر میشوند به موملای رو میآورند که در بسیاری موارد نتایج دلخواه را بدست میآورند. قاقمه های بافته از پشم شتر های پامیری یکی از پر خریدارترین متاع در بازار های محلی است که منحیث تحفه دلخواه مشکلکشای هدیه دهندگان در مرکز ولایت و پایتخت کشور میگردد. چکمن های ساخته شده از تانهای زیره که در ناحیه غاران ولسوالی اشکاشم توسط دستان هنرمند زنان غارانی ساخته میشود قبل از بافت پیش فروش میگردد که اینهم زیب قامت ثروتمندان، قدرتمندان و بالانشینان در مرکز ولایت و پایتخت میگردد قاقمه های که از پشم زیر گلوی شتر ساخته میشود مرغوبترین نوع قاقمه میباشد تکه ای که برای ساختن یک قاقمه یاچکمن بسنده باشد در طول 6 ماه تا یکسال بافته میشود. بدخشان دارای دریا های خروشان، دره های زیبا و مناظر طبیعی زیبا و بی بدیل میباشد، آبشار یخشیره که در دره وردوج موقعیت دارد در موسم تابستان منظره تماشای دارد این آبشار از ریزش آب از ارتفاع یک کوه بلند بوجود میآید. از نظر داشتن پیداوار طبیعی، مناظر طبیعی، صنایع دستی و ویژگی های محیطی هر ولسوالی بدخشان مشخصه خاص خود را دارد، آب پشکان، توت تیشکان، تان غاران، انار خواهان، قره قات جخان و گوسفتد واخان شهرت عام دارد ولسوالی های بهارک، جرم، کشم و شغنان با داشتن اراضی سرسبز، میوه های شیرین، آب و هوای گوارا شهرت عام دارد صنعت زنبور داری طی سالهای اخیر در ولسوالی بهارک و جرم رشد کرده و تدریجاً به ولسوالی های مجاور خاش، شهدا و مناطق دیگر وسعت یافته است عسل بدخشان از بهترین نوع عسل ها شناخته شده است بهارک را میتوان سیبستان نامید، در این ناحیه انواع سیبهای از رخش گرفته تا گل احمری و سفید سیب پرورش میابد. سیب رخش بهارک شهرت خاصی دارد، بوی مخصوص آنرا میتوان از فاصله های بسیار دور شناسای کرد. ولسوالی شهدا که از مناطق زردیو و سرغیلان تشکیل یافته است یکی از دره های زیبا و دیدنی در این ناحیه بوده که چارمغز این دره شهرت خاصی دارد این دره زیاد ترین چامغز را در بدخشان تولید میکند. دره وردوج با داشتن حاصلات فراوان زردآلو و چارمغز در منطقه شهرت دارد این دره در مسیر راه بهارستان به پاکستان، سرحد چین ، کشمیر و تاجکستان قرار دارد، دره یمگان با داشتن بزرگترین معادن لاجورد متمایز میگردد که در جهان بینظیر است، همچنان آرامگاه ناصر خسرو اندیشمند و شاعر پر آوازه بلخ نیز در این دره قرار دارد . شهرت فیض آباد که قبل از سال 1103 هجری بنام جوزگون یاد میشد بعد از انتقال خرقه مبارک پیامبر بزرگ اسلام از بخارا به آنجا بنام فیض آباد مسمی شد این خرقه مبارک همان خرقه است که بعداً توسط احمد شاه ابدالی از فیض آباد به قندهار منتقل شد در مورد انتقال خرقه از فیض آباد به قندهار داستانی جالبی در بین مردم بدخشان وجود دارد میگویند زمانیکه سپه سالار لشکر احمدشاه ابدالی از مردم خواست تا دروازه خرقه را بگشایند آنها گفتند اگر دروازه را بگشایم خرقه را با خود میبرند نماینده مذکور نیرنگی بکار برد و عهدی بسته درسنگی مهر کرد که خرقه را از آن سنگ پیش نخواهد برد بعد سنگ را بر شتر بار کرده پیش انداخت و خرقه را بر شتری دیگر نهاده بدنبال آن حرکت داد و بدین ترتیب با استفاده از این نیرنگ خرقه از بدخشان به قندهار منتقل کرد، محلی که این پیمان درآن بسته شد از آن زمان تا کنون بنام دشت سنگ مهر یاد میگردد، جایگاه خرقه بعد از گذشت بیشتر از 250 سال هنوز منحیث متبرکترین مکان در شهر فیض آباد شناخته شده و مسجدی هم به همین نام در آنجا بنا شده است. دریای کوکچه از وسط شهر فیض آباد عبور کرده و در نواحی چته و لایابه منظره زیبا و تماشایی را بوجود آورده است. طلای راغ و شهر بزرگ یکی از بهترین نوع طلا های دنیا است که با میتود های ابتدائی بوسیله عملیه زرشوی توسط اهالی محل بدست استحصال میشود. سرزمین شغنان با داشتن توت فراوان شهرت دارد، وادی شیوه با جهیل بزرگ آن یکی از بهترین تفریگاه های کشور ما در موسم تابستان بشمار میرود که در مسیر راه بهارک وشغنان واقع شده است. ناحیه روشان نیز یکی از مناطق زیبا و دیدنی در ولسوالی شغنان میباشد.درواز ها، شهر بزرگ، ارگو و درایم، یفتلها و خواهان نیز از جمله مناطق زیبای ولایت بدخشان اند که هر کدام ویژگی خاص خود را دارد.صنعت کوزه گری از قدیم الایام بدینسو در میان مردم یفتل ها رواج دارد اهالی صنعتگریفتل از صد ها سال بدینسو از گل و لای کوزه های زیبا، آفتابه، کرسان، غداره های شیر پزی، کولی های بزرگ و ده ها نوع ظروف گلی ساخته و به بازار های محلی و دیگر نقاط بدخشان جهت فروش میآورند. مردم زردیو در ساختن ظروف الومونیمی مانند چایجوش، دیک ها، انواع آفتابه، کاسه ها و انواع دیگر ظروف الومونیمی مهارت خاصی دارد. ولایت بدخشان بصورت طبیعی توسط تنگه باریکی سنگی که بنام دهن تنگ یاد میگردد به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم گردیده است مناطقی که در قسمت جنوبی این تنگه قرار دارد بنام تنگ بالا شهرت دارد که در استقامت جنوب توسط جنوب توسط دره یمگان و کران به پنجشیر، نورستان و چترال پاکستان وصل میگردد. امتداد این دره در استقامت شمالشرق منتهی به وادی پامیر، سرحدات پاکستان، کشمیر، چین و تاجکستان میگردد، مساحت تنگ بالا در حدود 25000 کیلومتر مربع بوده بزرگتر از مساحت مجموعی ولایات ننگرهار، خوست، پکتیا، لوگر و کابل میباشد، نفوس این حوزه بیشتر از پنجصد هزار نفر بوده، دوازه ولسوالی تاریخی و مشهور بدخشان را که شامل ولسوالی های بهارک، جرم، خاش، یمگان، کران ومنجان، زیباک، اشکاشم، واخان، پامیرات، شغنان، ارغنجخواه، شهدا، خستک و وردوج میباشد در بر میگیرد. موجودیت معادن بزرگ لاجورد در دره کران، معادن یاقوت ، لعل، زمرد، اکامیرون، بیروج و ده ها نوع دیگر احجار قیمتی و زینتی در دیگر مناطق این حوزه به ارزش اقتصادی این ناحیه معادن بزرگ دنیا بوده و بهترین نوع لاجورد از آن استخراج کفای منطقه تضمین میگردد. معدن لاجورد دره کران و منجان یکی از سقف سابقه استخراج لاجورد به شش هزار سال قبل میرسد در افزوده است که در صورت بکار گیری این همه امکانات خود تونل یکی از معادن که بنام معدن دیوان مشهور است در ارتفاع بیشتر از ده متری علایم دود و استفاده از آتش در استخراج لاجورد بمشاهده میرسد به گمان اغلب در زمانه های کهن مردم جهت استخراج لاجورد با افروختن آتش زیاد سنگها را داغ کرده بعد با استفاده از آب آنرا منفجر نموده لاجورد را استخراج مینمودند. افسانه های محلی میگوید که حضرت سلیمان بخاطر تزیین بیت المقدس دیوان را به این معدن فرستاده تا سنگ های لاجورد را به بیت المقدس بیاورند و به همین خاطر معدن مذکور بنام معدن دیوان شهرت یافت. همچنان در بنای معبد بزرگ بودای در بهارستان قدیم از سنگ های لاجورد استفاده شده بود ستون های این معبد از لاجورد درجه اول ساخته شده بود این معبد بعد از نفوذ اسلام به مسجد تبدیل گردیده و در جریان هجوم لشکریان چنگیز ویران گردیده بعضی قطعات سنگهای لاجوردی ستونهای این مسجد در موزیم ماسکو هنوز هم نگهداری میشود. صنعت چکمن بافی، قاقمه بافی، گلیم بافی، نمد بافی، دیگریزی و مسگری در این ناحیه از صد ها سال بدینسو رواج دارد. بیشترین زمینهای زراعتی آبی، درختستانهای بارور، چمنزاران و مرغزاران مخملین، جهیل های بزرگ مانند جهیل بزرگ شیوه، جهیل ویکتوریا و سرچشمه دریا های بزرگ چون آمو و کوکچه، علفچر های وسیع، دره های زیبا و افسانوی، مناطق مهم توریستی، گذر گاه های تاریخی و حوزه های تمدنی باستانی بدخشان در این ناحیه موقعیت دارد. در سراسر قلمرو این ساحه بزرگ یک شفاخانه بستردار موثر و فعال وجود ندارد، موجودیت یگانه شفاخانه بستردار در سطح کل ولایت بدخشان در فیض آباد که هیچگاهی در یک زمان ظرفیت پذیرش بیشتر از 40 مریض را ندارد تکافوی مشکلات شهر فیض آباد را نمی کند، چه رسد به دیگر نقاط بدخشان. سالانه هزاران تن اعم از زن، مرد و کودک به علت عدم دسترسی به دوا و تسهیلات صحی اولیه از اثر امراض سهل العلاج میمیرند زیرا کرایه موتر آنها تا مرکز ولایت بیشتر از 20 برابر مصارف دوا و داکتر میگردد. سفر مردم پامیر، کران ، یمگان، شغنان و دیگر نقاط دور دست بمرکز مشکلتر از سفر حج است، دوری راه و مخارج هنگفت کرایه موتر به اکثریت آنها توفیق نمیدهد تا در همه عمر یکبار به زیارت مرکز ولایت خویش نایل شوند عدم موجویت راه های مناسب موتر رو باعث تحمیل پرداخت نرخهای گران به روستاییان جهت تامین هزینه سفر به شهر ها و خرید مواد اولیه شده، وسعت بیش از حد ولایت و آهنگ پیشرونده رشد نفوس امکانات دسترسی و وارسی از مرکز ولایت به محلات و ولسوالی ها را روز بروز غیر محتمل تر میسازد.جریان انتقال خرقه مبارک از بدخشان به قندهار توسط فریب قسم و قرآن
 
 
در سال 1181 هـ.ق . که خرقۀ مبارک حضرت محمد مصطفی (ص) از بدخشان به قندهار انتقال داده شد، عهد وپیمان وسوگند کار خود درا کرد . گفتۀ مردمان صادق القول واکابر اقوام بدخشان در خصوص انتقال خرقۀ مبارکۀ شریفه چنین است که میگویند :



« وزیر شاه ولیخان بامیزایی میخواست که خرقۀ مبارکه راباخود به قندهار ببرد.ولی مردم به آن توافق نکردند. موسفیدان وآق سالان این تحفۀ پربهای پیغمبر شان( ص ) را نمی خواستند به کسی یا به شخصی قوی ویا شاه و وزیری بدهند. با آنکه وزیر شاه ولیخان وارد فیض آباد شده بود، در خصوص بردن خرقۀ مبارکه به جای اینکه از زور کار بگیرد، راه نیرنگ را درپیش گرفت. چونکه مردم متدین بدخشان، احتمالاً دوباره براشفته می گشتند، وکشت وخون دیگری ره میداد،، لذا شاه ولیخان بامیزایی گفت، که من این خرقه را از بدخشان نمی برم، وخارج ازین دیار نخواهم ساخت. مردمان گفتند پس چرا خرقه را بدست گرفته وبر شتر بار کرده ای ؟ وزیر شاه ولیخان به مقابل مردم تعهد کرد که تا نزد همان سنگ ( سنگی از نشانه ها که اکنون شهر فیض اباد در آن دیار ابا د شده است ) می برم وبعد از آن سنگ تیر نخواهم کرد. مردمان به این عهدو پیمان شاه ولیحان اعتماد کردند .

چون وزیر به آن محل رسید ومردم پراگنده شده بودند،ونیز لشکر بزرگی نحت قیادت شاه ولیخان قرارداشت ، مجردی که نزد سنگ تعیین شده رسید، عسکرخود را فرمود که سنگ را برداشته پیشا پیش خرقۀ مبارکه حرکت دهند تا دروغ نگفته باشد. اگرچه این دام تزویر در شان خود مضحک است ولی او خود را با این نیرنگ تسکین وقناعت داد.

اکنون جای ومقام همان سنگ ، بیاد همگان است وآن جای را از آن به بعد به نام " سنگرمهر" یاد میکنند.یعنی جایی که وزیر شاه ولیخان در آن سنگ مهر گذاشته وعهد بسته بود که خرقه را از آن نگذراند .» ( 1)





واقعیت تاریخی خرقۀ مبارکۀ را مردم مظلوم، با فرهنک وشجاع بدخشان بهتر میدانند. علاوتا ً گویند که این همان خرقۀ سومین است که حضرت محمد مصطفی ( ص) به اویس قرنی فرسناده است .


+ نوشته شده در  هجدهم فروردین 1389ساعت 13:7  توسط داکتر عبدالقدیر بران  |